loading

وجه شرطی ( le conditionnel ) یک حالت برای بیان احتمالات، خیالات و یا تصورات است. همچنین دارای یک وزن آینده در گذشته است.

▪️ Une réunion des chef d’État européens aurait lieu en décembre

نشست سران کشورهای اروپایی در ماه دسامبر برگزار می شود ( احتمال: conditionnel-mode )

▪️ Le professeur a annoncé qu’il y aurait un examen à la fin de la semaine

استاد اطلاع داد که آخر هفته امتحان خواهد گرفت ( آینده در گذشته: conditionnel-temps )

ساختار conditionnel

وجه شرطی دو حالت دارد: حال و گذشته

۱. حال شرطی

ریشه فعل در زمان آینده

ais, –ais, –ait, –ions, –iez, –aient

مثال:

conditionnel
futur
Ja saur-ais Je saur-ai
tu finir-ais tu finir-as
il viendr-ait il viendr-a
nous manger-ions nous manger-ons
vous pourr-iez vous pourr-ez
ils jouer-aient ils jouer-ont

۲. گذشته شرطی

صرف فعلهای avoir یا être به conditionnel حال + participe passé

Vous vous seriez assis شما نشستید

J’aurais lu من خواندم

Elle serait partie او رفت

کاربرد conditionnel

۱. Le conditionnel-mode

برای بیان:

– آمال و آرزو (conditionnel حال)

▪️ Félix et Béatrice aimeraient avoir un deuxième enfant

فلیکس و بئاتریس دوست دارند دومین بچه را داشته باشند.

– پشیمانی (conditionnel گذشته)

▪️ J’aurais bien voulu aller à Londres ce week-end mais il n’y avais plus de places dans l’ Eurostar

خیلی دلم میخواست آخر هفته به لندن بروم اما یورواستار جا نداشت.

– اطلاعات تایید نشده، یک فرضیه

▪️ L’avion s’est écrasé à l’atterrissage; il y aurait une trentaine de morts

هواپیما هنگام فرود سقوط کرد. احتمالا ۳۰ نفر کشته شدند ( شاید …)

▪️ D’après les sondages, ce parti obtiendrait une large majorité aux prochaines élection

طبق نظرسنجی ها ، این حزب در انتخابات بعدی اکثریت زیادی را بدست می آورد. ( شاید بدست آورد…)

L’incendie aurait été provoqué par une cigarette jetée dans une poublle. Une enquête est en cours

آتش سوزی بوسیله یک سیگار انداخته شده در سطل زباله بوقوع پیوسته است. تحقیقات در حال انجام است.

نکته: استفاده این مورد در اخبار بسیار رایج است.

– خیالپردازی

▪️ Deux enfants jouent. L’un dit à l’autre: On serait deux astronautes. Moi, je serais le pilot ; toi, tu sortirais dans l’espace

دو کودک در حال بازی هستند، یکی به دیگری می گوید: ما دو فضانورد هستیم. من خلبان هستم، تو به داخل فضا میروی.

▪️ Julien rêve d’habiter à Paris. Son appartement se trouverait au Quartier latin, ses fenêtres donneraient sur un jardin

ژولین رویای زندگی در پاریس را دارد. آپارتمانش در محله لاتین باشد و پنجره های آن به باغ باز شوند.

– درخواست مودبانه

▪️ ? Pourriez-vous me rendre un service, s’il vous plaît

می توانید یک لطفی به من بکنید؟

▪️ J’aurais voulu avoir quelques renseignements sur les vols《charter》à destination de la Martinique

میخواستم کمی اطلاعات در مورد پروازهای چارتر به مارتینیک داشته باشم.

▪️? On pourrait aller au cinéma ce soir ; qu’est-ce que tu en penses

میتونیم امشب بریم سینما ؛ نظر تو چیه ؟

– تعجب

▪️ Paul se marierait. Ça alors !

پل ازدواج کرده. چه عجب !

▪️ Quoi ! Il y aurait encore eu un accident à ce carrefour !

چی ! بازم تو اون چهارراه تصادف شده !

پیشنهاد با فعلهای زیر به conditionnel présent

devoir + infinitif

faire mieux + infinitif

valoir mieux + infinitif / que +subjonctif

▪️ Pour te détendre, tu devrais faire un peu de sport

برای نرم شدن بدنت، باید کمی ورزش کنی.

▪️ Au lieu de passer tes journée á jouer sur l’ordinateur, tu ferais mieux de sortir pour profiter du beau temps

بجای گذراندن تمام روزت به بازی کردن با کامپیوتر، بهتره بری بیرون از هوای خوب بهره ببری.

▪️ Vous êtes fatigué. Il voudrait mieux vous reposer

شما خسته اید. بهتره استراحت کنید.

▪️ Il voudrait mieux que vous réserviez votre chembre d’hôtel dès maintenant

بهتره که از همین الآن اتاق هتل خود را رزرو کنید.

– سرزنش با فعلهای زیر به conditionnel passé

pouvoir + infinitif

devoir + infinitif

valoir mieux + infinitif / que subjonctif

▪️ Tu n’est pas venu à notre rendez-vous. Tu aurais pu me prévenir

تو سر قرارمون نیومدی. میتونستی به من خبر بدی !

▪️ Votre carte d’identité n’est plus valable. Vous auriez dû la faire renouveler depuis longtemps

کارت شناسایی شما دیگه معتبر نیست. باید خیلی وقت پیش تمدیدش میکردی.

▪️ Il aurait mieux valu dire la vérité tout de suite

بهتره فوراً حقیقت گفته بشه.

▪️ Il aurait mieux valu que tu dises la vérité tout de suite

بهتره که فوراً حقیقت رو بگی.

– وجود کمی احتمال نسبت به جمله خبری

مقایسه:

▪️ Je connais une jeune fille qui acceptera de garder vos enfants

من دختر جوانی رو میشناسم که مراقبت از بچهایت را قبول می کند (جمله خبری، قطعیست)

▪️ Je connais une jeune fille qui accepterait de garder vos enfants

من دختر جوانی رو میشناسم که شاید مراقبت از بچهایت را قبول کند (conditionnel ، احتمال دارد)

* این همچنین استفاده می شود:

– در یک جمله اصلی که با حرف ربط si به جمله وابسته مربوط می شود ؛

▪️ Nous verrions nos amis Legrand plus souvent s’il habitaient à Paris

اگر دوستانمان خانواده لگراند در پاریس زندگی می کردند، آنها را بیشتر می دیدیم.

▪️ Si j’avais eu ton adresse, je t’aurais envoyé une carte postale de Grèce

اگر آدرست رو داشتم، برایت کارت پستال یونان رو می فرستادم.

– از عبارت های au cas où و quand bien même

▪️ Au cas où cette écharpe ne plairait pas à votre mère, vous pourriez revenir l’échanger

در صورتی که مادرتان از این روسری خوشش نیامد، می توانیید بیایید تعویضش کنید.

▪️ Quand bien même tu me jurerais que c’est vrai, je ne te croirais pas

حتی اگر قسم بخوری که حقیقت داره، من باورت نمی کنم.

۲. Le conditionnel-temps

این یک ارزش آینده طور دارد زمانی که فعل اصلی به یکی از زمان های گذشته است (imparfait, passé composé, plus-que-parfait, passé simple).

بنابراین ما قانون همخوانی زمان ها را مشاهده میکنیم.

Le conditionnel présent = futur dans le passé (آینده در گذشته)

مقایسه:

▪️ Niels promet à la maîtresse qu’il ne se battra plus avec ses camarades pendant la récréation

نیلز قول میدهد که دیگر در زنگ تفریح با دوستانش دعوا نخواهد کرد.

▪️ Niels a promis à la maîtresse qu’il ne se battrait plus avec ses camarades pendant la récréation

نیلز قول داد که دیگر در زنگ تفریح با دوستانش دعوا نمی کند.

Le conditionnel passé = futur antérieur dans le passé (آینده مقدم در گذشته)

مقایسه:

▪️ Le premier ministre déclare qu’il prendra une décision quand il aura consulté toutes les parties intéressées

نخست وزیر اعلام می کند که وقتی با تمام افراد علاقه مند مشورت کند، تصمیم خواهد گرفت.

▪️ Le premier ministre a déclaré qu’il prendrait une décision quand il aurait consulté toutes les parties intéressées

نخست وزیر اعلام کرد که وقتی با تمام افراد علاقه مند مشورت کند، تصمیم می گیرد.

وجه شرطیوجوه فعل ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *