loading

 

صفت عالی Le Superlatif بالاترین درجه یک ویژگی یا یک نقص را بیان می کند.

▪️ Monsieur Dupont, c’est la personne la plus agréable / la plus désagréable de notre immeuble

آقای دوپن، خوش اخلاقترین / بد اخلاقترین آدم ساختمان ماست.

Le / la / les plus -1

Le / la / les moins + صفت

▪️ Le Louvre est le plus grand musée de France

لوور بزرگترین موزه فرانسه است.

▪️ Les exercices 1 à ۵ sont les moins difficiles de ce chapitre

تمرینات ۱ تا ۵ کمتر سختترین (آسانترین) تمرینات این فصل هستند.

▪️ Voici l’ordinateur portable le plus léger et le plus performant que nous ayons

این شما و این سبکترین و قدرتمندترین لپتاپ موجود.

* جایگاه superlatif بستگی به جایگاه صفت دارد.

اما میتوان آنرا همیشه بعد از صفت قرار داد با تکرار حرف تعریف.

الیس خوشگلترین دختر کلاس است.

élise est la plus jolie fille de la clqsse

élise est la fille la plus jolie de la classe

۲.Superlatifs de supériorité بی قاعده

صفت bon و قید bien

– bon(ne)(s) => le meilleur, la meilleure, les meilleur(e)s

▪️ On a elu la meilleure actrice de l’année

ما به بهترین بازیگر زن سال رای دادیم.

▪️ Les plaisanteris les plus courtes sont les meilleures

کوتاهترین شوخی ها بهترین ها هستند.

– bien => le mieux

▪️ En cas de grippe, le mieux, c’est de rester au chaud et de boire beaucoup.

بهترین کار در هنگام ابتلا به آنفولانزا، گرم ماندن و نوشیدن زیاد است.

* صفت petit دو superlatif دارد.

Petit => le plus petit : بر حسب سایز

=> le moindre : ارزش ضعیف، اهمیت ضعیف

▪️ C’est le plus petit appareil photo qui existe

این کوچکترین دوربین عکاسی موجود است.

▪️ Il fait attention aux moindres détails

او به کوچکترین جزئیات توجه میکند. (حتی به کم اهمیت ترین آنها)

▪️ Elle ne dort pas bien, le moindre bruit la réveille

او خوب نمیخوابد، کوچکترین صدایی او را بیدار میکند. (ضعیف ترین صدا)

* در جملات منفی، صفت عالی moindre منفی بودن را تشدید میکند.

▪️ On voulait faire du surf, mais il n’y avait pas la moindre vague ni le moindre vent

ما میخواهیم موج سواری کنیم، اما نه کوچکترین موجی هست نه کوچکترین بادی. (هیچ باد و موجی وجود ندارد)

▪️ Où sont-ils partis en vacances? Je n’en ai pas la moindre idée.

آنها تعطیلات کجا رفتند؟ من کوچکترین ایده ای ندارم.

● صفت mauvais دو superlatif دارد.

Mauvais => le plus mauvais

=> le pire : حالت پافشاری

▪️ Pour ce spectacle, il ne restait pas que les plus mauvaises places ; je n’ai donc pas pris de billets

برای این نمایش فقط بدترین جاها باقی مانده بود. بنابراین من بلیط نگرفتم.

▪️ Mon accident de voiture a été le pire moment de ma vie et mon plus mauvais souvenir

تصادفم با ماشین بدترین اتفاق زندگیم و بدترین خاطره ام بود.

۳. Le plus / le moins + قید

▪️ Prenez ces fleur ! Ce sont celles qui durent le plus longtemps

این گلها رو بگیر ! اینها طولانی ترین طول عمر را دارند.

▪️ Monsieur Legrand est timide. C’est lui qui prend la parole le moins souvent dans les réunions

آقای لگراند خجالتیه. اون اغلب در جلسات کمترین حرف رو میزنه.

۴. Verbe + le plus / le moins

▪️ Les préposition à et de sont celles qui s’emploient le plus. (s را تلفظ میکنیم)

حرف های اضافه à و de بیشترین استفاده را دارند.

▪️ En général, le mois d’août est le mois où il pleut le moins

در کل، ماه اوت ماهی است که کمترین بارش را دارد.

۵. Le plus de / le moins de + اسم

▪️ C’est le samedi qu’il y a le plus de monde dans les magasins

شنبه ها بیشترین جمعیت در مغازه ها هستند.

▪️? Quelles sont les professions dans lesquelles on trouve le moins de femmes

کدام شغلها هستند که در آنها کمترین خانمها را میبینیم.

۶- Complément du superlatif

این با حرف اضافه de می آید.

▪️ La plus jeune de ma famille, c’est ma fille Charlotte

جوانترینِ خانواده ام، دخترم شارلوت است.

▪️ Le Nil est le plus long fleuve du monde

نیل طولانی ترین رودخانه دنیاست.

▪️ Ce poème est un des plus connus de la littérature française

این شعر یکی از مشهورترین های ادبیات فرانسه است.

بیان مقایسهصفت عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *