loading

Le comparatif du supériorité, d’égalité, d’intériorité

برای نشان دادن برتری، تساوی و یا کوچکتر بودن یک کمیت یا کیفیت نسبت به دیگری، از comparatif ها استفاده می کنیم. فعل بعد از حرف اضافه que غالبا حذف می شود.

۱. Plus / aussi / moins + صفت یا فعل +que

▪️ Gabriel conduit plus vite que toi

گابریل از تو سریعتر رانندگی می کند.

▪️ Ce documentaire est plus / moins intéressant que je le pensais

این مستند از اونی که فکر میکردم بیشتر / کمتر جالب بود.

▪️ Cet employé n’est pas aussi compétent qu’il le dit

این کارمندان آنقدر که او گفته لایق نیستند.

* بعد از جملات منفی یا پرسشی میتوان به جای aussi از si استفاده کرد.

▪️ Cet employé n’est pas si compétent qu’il le dit.

• بعضی صفات مانند (فوق العاده) magnifique، (بی نظیر) superbe، (بسیار خوب) excellent، (وحشتناک) affreux، (دلپذیر) délicieux، (اساسی) essentiel و … که معنای خیلی قوی دارند، نمی توانند در comparatif استفاده شوند.

ce tableau est plus magnifique que les autres

ce tableau est plus beau que les autres →

این تابلو زیباتر او اون یکیست.

۲. Comparatifs بی قاعده

• صفت bon و قید bien دارای comparatifهای بی قاعده هستند.

bon / bonne(s) => meilleur(s) / meilleure(s)

bien => mieux

▪️ La baguette de pain d’un artisan-boulanger est meilleure qu’une baguette du supermarché

نان باگت یک استاد نانوا بهتر از نان باگت سوپرمارکت است.

▪️ Sara comprend mieux les maths que sa sœur

سارا بهتر از خواهرش ریاضی را میفهمد.

* معنای meilleur میتواند با bien تشدید شود.

معنای mieux میتواند با bien و beaucoup تشدید شود.

▪️ Cette baguette est bien meilleure que l’autre

این باگت خیلی بهتر از آن یکیست.

▪️ Sara comprend bien / beaucoup mieux les maths que sa sœur

سارا خیلی بهتر از خواهرش ریاضی را میفهمد.

* صفات petit و mauvais دارای دو comparatif برتری هستند.

– petit => plus petit برای نشان دادن سایز و اندازه استفاده می شود

=> moindre برای نشان دادن ارزش و اهمیت یک چیز استفاده می شود

▪️ Ma valise est plus petite que la tienne.

چمدان من کوچکتر از مال توست.

▪️ Aujourd’hui, dans la vie politique, la radio joue un rôle moindre que la télévision

امروزه، در سیاست، رادیو نقش مهمتری بازی میکند از تلویزیون.

 mauvais => plus mauvais

=> pire یک حالت پافشاری دارد

▪️ On annonce à la radio que demain, le temps sera plus mauvais qu’aujourd’hui

رادیو اعلام کرد که فردا، هوا بدتر از امروز خواهد شد.

▪️ Quel mauvais devoir ! Il est pire que le précédent

چه کار بدی ! اون از قبلش هم بدتره.

* معنای pire میتواند با bien تشدید شود (از beaucoup استفاده نمی کنیم).

۳. Plus de / autant de / moins de + nom + que

▪️ Ce grand magasin d’informatique offre plus de choix que tous les autres

این مغازه انفورماتیک انتخاب های بیشتری به شما میدهد از تمام آنهای دیگر.

▪️ Nous avons fait le trajet Marseille-Toulouse en moins de temps que nous le pensions

ما سفر مارسی-تولوز را در زمان کمتری از آنچه فکر می کردیم انجام دادیم.

▪️ On dit qu’en France, il y a autant de fromage que de jours dans l’année

می گویند در فرانسه، به تعداد روزهای سال پنیر وجود دارد.

▪️ Grâce à ce médicament, j’ai moins de fièvre et de maux de tête qu’hier

به لطف این داروها، تب و سردرد کمتری از دیروز دارم.

* با اعداد از …de plus que… و …de moins que… استفاده می کنیم.

▪️ J’ai deux ans de plus que ma sœur et trois ans de moins que mon frère aîné

من دوسال بزرگتر از خواهرم و دوسال کوچکتر از برادر بزرگم هستم.

۴. Verbe + plus / autant / moins + que

▪️ Christophe a mûri ; il réfléchit plus qu’avant quand il doit prendre une décision.

کریستف بالغ شده است. او وقتی باید تصمیمی بگیرد بیشتر از قبل فکر میکند.

▪️ À l’époque de l’audiovisuel, ect qu’on lit autant qu’autrefois ?

در دوره سمعی و بصری، آیا ما به اندازه قبل مطالعه میکنیم؟

* بعد از جملات منفی یا پرسشی میتوان به جای autant از tant استفاده کرد.

▪️ ? A-t-il tant de travail qu’il le dit

آیا او همنطور که گفت کار میکنه؟

* در زمان های ترکیبی، plus / autant / moins بین فعل کمکی و participe passé قرار می گیرند.

▪️ Il a moins neigé qu’hier.

برف کمتری از دیروز اومد.

▪️ Cette année, mon fils a mieux travaillé que l’année dernière

امسال پسرم بهتر از سال قبل کار کرد.

۵. De plus en plus / de moins en moins

این عبارات پیشرفت رو نشان می دهند.

• با یک فعل

▪️ Aujourd,hui la population française vit de plus en plus dans les villes

امروزه، مردم فرانسه بیشتر و بیشتر در شهرها زندگی می کنند.

• با یک اسم

▪️ De plus en plus de femmes occupent des postes de responsabilité dans les entreprises

زنان بیشتری در پست های مهم شرکت ها مشغول بکار می شوند.

• با یک قید

▪️ – ? Tu joues encore du saxophone

– Non, j’en joue de moins en moins souvent. Je travaille trop

– تو هنوز ساکسیفون میزنی؟

– نه، من آن راکمتر و کمتر میزنم. خیلی کار دارم.

• با یک صفت

▪️ Dans les pays riches, la durée de la vie humaine est de plus en plus longue

در کشورهای ثروتمند، مدت زمان زندگی انسان طولانی تر و طولانی تر می شود.

نکات کلی در مورد تلفظ plus

– جلوی یک صفت یا قید s پایانی تلفظ نمی شود.

▪️ plus grand [ply] plus vit [ply]

– اما جلوی یک حرف صدادار liaison (ارتباط) اجباریست.

▪️ plus agréablement [plyzagReabləmã]

– در بقیه موارد s پایانی را تلفظ می کنیم.

▪️ Il a plus de travail que moi. [plys]

▪️ Il travaille plus que moi. [plys]

▪️ Il travaille de plus en plus. [plyzãplys]

بیان مقایسهمقایسه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *