loading

وجه وصفی یک حالت غیرشخصی است. که میتواند هم به صورت فعل و هم صفت باشد. دو شکل از آن وجود دارد:

● Le participe présent     وجه وصفی حال

Beucoup d’enfants, vivant dans les villes, ne connaissent les animaux que par la télévision.

بسیاری از بچه ها، که در شهرها زندگی می کنند، به جز در تلویزیون با حیوانات آشنایی ندارند. (ارزش فعلی)

C’est une personne très vivante.

او یک شخص بسیار سرزنده است. (ارزش صفتی)

● Le participe passé     وجه وصفی گذشته

Mon oncle a connu bien des difficulté dans sa vie.

عموی من در زندگی اش با مشکلات زیادی روبرو شده. (ارزش فعلی)

Carmen de Bizet est un opéra très connu.

کارمن دو بیزه یک اوپرای کاملا شناخته شده است. (ارزش صفتی)

Le participe présent

■ ساختار

وصفی حال از ریشه اول شخص جمع حال + ant- شکل می گیرد.

Regarder :  nous regardons  =>  regardant

Agir : nous agissons  =>  agissant

Faire : nous faisons  =>  faisant

* نکته : وصفی حالِ سه فعل بی قاعده است.

ètre   =>   étant

avoir    =>   ayant

Savoir    =>   sachant

■ کاربرد

۱. استفاده به عنوان فعل

استفاده از آن اساسا مختص نوشته هاست.

– مربوط به یک اسم و یا ضمیر است اما تغییرناپذیر (تطبیق پیدا نمی کند). ارزش زمانی خاص خود را ندارد و آن را از فعل اصلی می گیرد. می تواند شکل

منفی بگیرد و با مفعول همراه شود.

                              {elle se met     }
Voulant bronzer,{elle s’est mis } de la crème
                              {elle se mettra}
                              {elle se mit      }
                                                            {میزند
با تمایل به برنزه کردن، او به خودش کرم {زد
                                                            {خواهد زد
                                                            {زد

Ne voulant pas bronzer, elle reste a l’ombre

بدون تمایل به برنزه کردن، او در سایه می ماند.

– می تواند به عنوان یک عبارت پیرو موصولی (subordonné relative) باشد.

Les personne ayant un ticket bleu doivent se présenter au contrôle. (= qui ont un ticket bleu)

افراد دارنده رسید آبی باید خود را به بازرس معرفی کنند. (= که رسید آبی دارند)

Une fillette partant un énorme bouquet s’avança vers le Président. (= qui portait un énorme bouquet)

دختر کوچکی در حال حمل یک دسته گل بزرگ به سمت رئیس جمهور رفت. (= که یک دسته بزرگ را حمل می کرد)

– می تواند به عنوان یک عبارت پیرو موقعیت (subordonné circonstancielle) باشد.

Ne sachant pas comment vous joindre, je n’ai pas pu vous prévenir de mon retour. (cause = comme je ne savais pas …)

چون نمی دانستم چگونه به شما ملحق شوم، نتوانستم برگشتم را به شما اطلاع بدهم.

Répondant aux questions des journalistes, le ministre à confirmé qu’il se rendrait en Russe prochainement. (temps =”quand il a répondu)

در حال پاسخگویی به خبرنگاران، وزیر خبر داد که به زودی به روسیه می رود. (زمان = موقع پاسخ دادن)

• در یک عبارت پیرو وابسته به وجه وصفی، وصفی حال موضوع مختص خودش را دارد. در ابتدای جمله آمده و با ویرگول از باقی جمله جدا می شود. آن

اساسا یک علت را توضیح می دهد.

La neige n’arrêtant pas de tomber, la circulation était très difficile.(= comme la neige n’arrêtait pas de tomber)

با عدم توقف بارش برف، ترافیک سنگینی ایجاد شده بود. (= به علت عدم توقف بارش برف)

Tous les hôtels du centre de la ville affichant complet, nous avons dû en chercher un à la périphérie. (= parce que tous les hôtels affichaient

complet)

به خاطر رزرو بودن تمام هتل های شهر، ما مجبور شدیم در حومه شهر جستجو کنیم. (= چون تمام هتل ها رزرو بودند)

* نکته: با یک نشانه، تعداد مشخصی از وصفی های حال به اسم تبدیل می شوند.

Un commerçant (تاجر), un paasant (رهگذر), un manifestant (معترض), un montant (یک مقدار) , etc.

۲. Le gérondif (صفت فاعلی) : en + participe présent

صفت فاعلی (gérondif) در گفتگوی عامیانه بسیار متداول تر از وصفی حال (participe présent) است. به همراه یک فعل استفاده می شود برای بیان

همزمانی دو عمل انجام شده توسط یک فاعل.

آن نقش یک مفعول موقعیت را بازی می کند که موارد زیر را بیان می کند:

● زمان

این پرکاربردترین است.

Mercredi, en sortant de la bibliothèque, j’ai rencontré deux camarades d’université.

چهارشنبه، هنگام خروج از کتابخانه، دو هم دانشگاهی را دیدم.

Elle aime travailler en écoutant de la musique.

او کار کردن همزمان با گوش دادن به موسیقی را دوست دارد.

نکته : نگویید

En fermant la porte, le téléphone à sonné.(غلط)

این یعنی: تلفن در را بست !!

En fermant la porte, j’ai entendu le téléphone sonner.

در هنگام بستن در، من شنیدم که تلفن زنگ زد. (من بستم و من شنیدم)

توجه : با هم قاطی نکنید

J’ai apreçu Paul sortant du métro.

من پل را دیدم که داشت از مترو خارج میشد. (این پل بود که خارج میشد. participe présent)

J’ai apreçu Paul en sortant du métro.

من پل را دیدم زمانی که از مترو خارج میشدم. (این من بودم که خارج میشدم. gérondif)

* وقتی روی بازه زمانی تاکید داریم، tout قبل از gérondif می آید.

Elle aime travailler tout en écoutant de la musique.

او کارکردن در زمان گوش دادن به موسیقی را دوست دارد.

Avec cette méthode, les enfants apprennent à lire tout en jouant.

با این روش، بچه ها خواندن را در هنگام بازی یاد می گیرند.

● علت

L’enfant a pris froid en sortant sans bonnet ni écharp.

کودک سرما خورد چون بدون کلاه و شال گردن بیرون رفت.

J’ai cassé ma montre en la laissant tomber.

ساعتم شکست چون انداختمش.

● شیوه

Incorporez les blancs d’œuf battus en neige en tournant doucement la pâte

در حالیکه خمیر را به آرامی هم می زنید سفیده های تخم مرغ زده شده را اضافه کنید. (چطور اضافه کنید؟ در حال هم زدن)

Luc s’est mis en colère. Il est parti en claquant la porte

لوک عصبانی شد. او درحالیکه در را به هم کوبید خارج شد. (روشی برای نشان دادن عصبانیتش)

نکته : نگویید

J’ai passé un an en apprenant le français (غلط)

J’ai passé un an à apprendre le français

من یک سال را به یادگیری زبان گذراندم.

● شرط

En arrivant de bonne heure le premier jour des soldes, vous ferez de bonnes affaires.

با رسیدن در زمان خوب روز اول حراجی ها، بهترین خریدها را خواهید کرد.

● تناقض

در این حالت آوردن tout قبل از gérondif اجباریست

Tout en travaillant beaucoup pour ses examens, il fait souvent la fête.

با اینکه خیلی برای امتحاناتش کار میکنه، اغلب مهمانی رو برگزار میکنه.

۳. صفت فعلی

بعضی وصفی های حال به صفت های فعلی تبدیل می شوند. آنها با اسمی که به آن مربوط هستند تطبیق پیدا می کنند.

des livres intéressants (کتاب های جالب),  une rue très passante (یک خیابان خیلی شلوغ),  une entrée payante (ورودی پولی), 

des personnes bien portantes (افراد کاملا سالم)

توجه : گاهی املای صفت فاعلی با وصفی متفاوت است.

Participe  /  adjectif

convainquant   /  convaincant

différant   /  différent

provoquant   /  provocant

précédant   /  précédent

négligeant   /  négligent

مقایسه :

Elle mène une vie fatigante.

او زندگی خسته کننده ای را پشت سر می گذارد. (صفت فعلی)

Ce traitement médical la fatiguant beaucoup, elle dû arrêter de travailler.

درمان پزشکی او خیلی خسته کننده است، او باید دست از کار کردن بردارد. (وصفی حال)

نکته : نگویید

un livre ennuyant (غلط)  => 

un livre ennuyeux

Le participe passé

■ ساختار

– برای فعلهای دسته اول و دوم وجه وصفی گذشته از ریشه مصدر فعل ساخته می شود.

گروه اول :        é- + ریشه

manger  =>  mangé

گروه دوم :        i- + ریشه

finir  =>  fini

– برای فعلهای دسته سوم تعداد زیادی از وصفی های گذشته بی قاعده هستند.

partir =>  parti                     ouvrir  =>  ouvert

mettre  =>  mis                   peindre  =>  peint

dire  =>  dit                           savoir  =>  su

وجه وصفی گذشته تغییرپذیر است.

■ کاربرد

۱. استفاده به عنوان فعل

– با فعل کمکی avoir یا être، از آن برای شکل دادن به زمان های ترکیبی استفاده می شود.

Elle a parler, il est sorti, il s’était trompé, avoir choisi, etc.

– با فعل کمکی être، از آن همچنین برای شکل دادن به فرم مجهول استفاده می شود.

Elle est invitée, elle a été invité.

– اغلب به صورت تنها، مربوط به یک اسم یا ضمیر می شود.

J’ai trouvé une chambre à louer dans un appartement habité par une vieille dame.

من یک آپارتمان برای اجاره پیدا کردم که یک پیرزن ساکن آن بود.

Surprise par sa réaction, elle n’a pas su quoi lui dire.

متعجب از واکنشش، او نمیداند به او چه بگوید.

– یک فرم ترکیبی از participe وجود دارد.

فعل کمکی به وصفی حال + وصفی گذشته

این حالت از وصفی اجازه بیان تقدم زمانی نسبت به فعل اصلی را می دهد.

Les élèves ayant obtenu la mention très bien au baccalauréat entrent sans examen dans cette école.

دانش آموزانی که نمره خیلی خوبی در امتحانات نهایی بگیرند، بدون امتحان وارد این مدرسه می شوند.

L’euro, étant devenu la monnaie de l’Union européenne, remplace la monnaie de la plupart des États européens.

یورو، با تبدیل شدن به واحد پول اتحادیه اروپا، چایگزین پول اکثر کشورهای اروپایی شده است.

* فعل کمکی être اکثرا حذف می شود.

Restée handicapée à la suite d’un accident, elle a fait aménager son appartement. (= étant restée handicapée)

پس از ازکار افتادگی در یک تصادف، او آپارتمان خود را مناسب سازی کرد.

– در یک عبارت پیرو وابسته به وجه وصفی، وصفی موضوع مختص خودش را دارد. در ابتدای جمله آمده و با ویرگول از باقی جمله جدا می شود. آن اساسا

علت و زمان را توضیح می دهد. معمولا در نوشته ها با آن مواجه می شویم.

L’usine de la ville ayant férmé, plus de cent personne sont maintenant au chômage.

با بسته شدن کارخانه شهر، اکنون بیش از صد نفر بیکار هستند. (چون کارخانه بسته شده)

* فعل کمکی être اکثرا حذف می شود.

La nuit venue, il n’y a plus personne dans les rues de cette petite ville de province. (= quand la nuit est venue …)

با آمدن شب، دیگر هیچ کس در خیابان های این شهرِ کوچک استان نیست. (= وقتی که شب می شود)

۲. استفاده به عنوان صفت توصیفی (adjectif qualificatif)

une porte ouverte (درب باز), un oiseau mort (پرنده مرده), une boisson glacée (نوشیدنی یخ), des légumes surgelés (سبزیجات یخ زده)

* توجه : وصفی گذشته (participe passé) با معنای مجهول را با صفت فعلی (adjectif verbal) با معنای فعال اشتباه نگیرید.

amusé (سرگرم شده)      amusant (سرگرم کننده)

choqué (بهت زده)         choquant (شوکه کننده)

déçu (نا امید)                décevant (نا امید کننده)

énervé (عصبی)             énervant (عصبی کننده)

مقایسه :

Les spectateurs étaient très émus par le film.

بینندگان خیلی تحت تاثیر فیلم قرار گرفتند.

C’était un film très émouvant.

فیلم خیلی تاثیرگذاری بود.

Je suis agacé par tous ces coups de téléphone.

از این تماس های تلفنی خسته شدم.

Ces coupe de téléphone sont très agaçants.

این تماس های تلفنی خسته کننده هستند.

■ تطابق participe passé

۱. استفاده تنها

وصفی گذشته با اسمی که به آن مربوط است تطبیق پیدا می کند.

une montre achetée en Suisse.

یک ساعت خریداری شده در سوئیس

des routes enneigées

جاده های برفی

۲. استفاده با être

وصفی گذشته با فاعل تطبیق پیدا می کند.

Elle est sortie après le déjeuner.

او بعد از صبحانه خارج می شود.

Nous avons été très intéressés par cette émission.

ما به این نمایش خیلی علاقه داشتیم.

Ils se sont perdus dans la forêt.

او در جنگل گم شد.

Après être allés au cinéma, nous avons pris une bière sur les Champs-Élysées.

بعد از رفتن به سینما، در شانزه لیزه یک آبجو خوردیم.

۳. استفاده با avoir

وصفی گذشته هیچ وقت با فاعل تطبیق پیدا نمی کند.

Marielle a mangé une tarte aux pommes.

ماریل یک تارت سیب خورد.

Nous avons marché très longtemps.

ما زمان زیادی پیاده روی کردیم.

* اما با مفعول مستقیم تطبیق پیدا می کند وقتی که جلوی فعل قرار می گیرد.

(با مفهول مستقیم en تطبیق پیدا نمی کند)

دو مورد محتمل است :

– وقتی که مفعول ضمیر شخصی است (me, te, le, la, nous, vous, les)

Ces poires sont délicieuses ; je les ai achetées au marché.

این سیب ها خوشمزه ست ؛ من اونها رو از بازار خریدم.

مقایسه :

Paul a mis son petit garçon sur ses épaules ; Il l’a mis [i] sur ses épaules. (l’ = le = le garçon)

او پسرش را روی شانه هایش گذاشت. او آنرا روی شانه هایش گذاشت. (مفعول = پسرش (مذکر))

Paul a mis sa petite fille sur ses épaules ; Il l’a mise [iz] sur ses épaules. (l’ = la = la fille)

او دخترش را روی شانه هایش گذاشت. او آنرا روی شانه هایش گذاشت. (مفعول = دخترش (مونث))

توجه : دقت کنید که ضمایر me, te, nous, vous هم می توانند مفعول مستقیم باشد هم مفعول غیرمستقیم.

مقایسه :

Il nous a écoutés. (écouter qqn => nous=COD  => accord)

او به ما گوش میدهد. (گوش دادن کسی => مفعول مستقیم => تطبیق)

Il nous a parlé. (parlé à qqn => nous=COI  => pas d’accord)

او با ما حرف میزند. (حرف زدن با کسی => مفعول غیرمستقیم => عدم تطبیق)

وقتی که مفعول ضمیر نسبی que است.

Les lettre que J.-P. Sartre a écrites [it] à S. De Beauvoir ont été publiées sous le titre Lettres au Castor. (que = les lettres)

نامه هایی که ژان پل سارتر به سیمون دوبوار نوشت با عنوان نامه هایی به کستور منتشر شد.

Jean s’est marié avec une jeune fille qu’il a rencontrée en Grèce. (qu’ = une jeune fille)

ژان با دختر جوانی که در یونان دیده بود ازدواج کرد.

۴. موارد خاص

• وصفی گذشته فعل های غیرشخصی همیشه تغییر ناپذیر است.

J’ai mal supporté la chaleur qu’il a fait cet été.

من گرمایی که این تابستان دارد را تحمل ندارم.

Quelle tempête il y a eu cette nuit !

چه طوفانی شد امشب !

• برای فعلهای faire + مصدر و laisser + مصدر وصفی گذشته تغییر ناپذیر است.

Ma voiture était en panne ; je l’ai fait réparer.

ماشینم خراب بود ؛ من تعمیرش کردم.

L’enfant doit ramasser les jouets qu’il a laissé traîner par terre.

بچه باید اسباب بازی هایی که روی زمین ریخته جمع کند.

وصفی گذشته فعلهای voir، regarder ، entendre ، écouter ، sentir ، envoyer به همراه یک مصدر، تطبیق پیدا میکنند با مفعول مستقیم وقتی که آن

همان فاعل مصدر است.

مقایسه :

L’actrice que j’ai vue jouer était merveilleuse.

بازیگری که من بازی اش را دیدم شگفت انگیز بود. (بازیگر فاعل فعل بازی کردن و مفعول مستقیم فعل دیدن است)

La pièce que j’ai vu jouer était de Ionesco.

نمایشنامه ای که من بازی اش را دیدم یونسکو بود. (نمایشنامه مفعول فعل بازی کردن است و فاعل فعل بازی کردن بازیگران هستند)

C’est une cantatrice que j’ai souvent entendue chanter.

این خواننده ایست که من اغلب آوازش را شنیدم. (خواننده فاعل خواندن و مفعول مستقیم شنیدن است)

C’est une chanson que j’ai souvent entendu chanter par ma mère.

این خواننده ایست که من اغلب خواندنش توسط مادرم را شنیدم. (خواننده مفعول مستقیم خواندن)

وجه وصفیوجوه فعل ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *