loading

زمان گذشته  Le passé composé

● ساختار

صرف فعل avoir یا être به زمان حال + participe passé

Parler: j’ai parlé

Sortir: je suis sorti

 

● کاربرد

 Passé coomp برای بیان یک عمل به انجام رسیده در یک زمان در گذشته است.

▪ Je suis allé en italie l’an dernier

 

در یک موقعیت گذشته استفاده می شود، برای بیان:

– وقایع پی در پی:

▪ Je suis allé avec les enfants à la plage. Ils ont joué au ballon et joué et ont construit un château de sable, puis ils se sont baignés.

من با بچه ها به ساحل رفتم. آنها توپ بازی کردند و قلعه شنی ساختند، سپس آب تنی کردند.

 

– تکرار:

▪ J’ai vu quatre fois ce film.

من این فیلم را ۴ بار دیدم.

 

– یک بازه زمانی محدود:

▪ Ella a fait son choix en dix minutes.

او در ده دقیقه تصمیمش را گرفت.

▪ Mon pere a longtemps travaillé comme médecin militaire.

پدرم مدت زیادی به عنوان پزشک ارتش کار می کرد.

 

– گاهی در ارتباط با زمان حال برای نشان دادن تقدم زمانی می آید.

▪ Quand on a perdu sa carde bancaire, il faut tout de suit le signaler à la bank.

وقتی کارت بانکی را گم میکنید، باید سریع به بانک اطلاع دهید.

▪ Ils sont acheté une grande maison, ils ont encore beaucoup de travaux à y faire.

آنها یک خانه بزرگ خریدند، آنها کار زیادی برای انجام دادن دارند.

زمان passé composé غالبا یک عملی در گذشته را بیان می کند که عواقب آن در زمان حال است. این زمان مکالمه و مکاتبه است، یعنی زمان ارتباطات جاری.

 

● مقایسه imparfait و passé composé

▪ La foule sortait du cinéma quand l’orage a éclaté.

مردم داشتند از سینما خارج می شدند که رعد و برق زد (هردو عمل در یک زمان انجام شده اند اما اولی (خارج شدن) در حال انجام است اما دومی (رعد و برق زدن) در یک زمان خاص انجام شده است).

 

▪ Enfant, il était souvent malade.

کودک اغلب مریض است (تاکید بر روی توصیف است)

▪ Enfant, il a été souvent malade.

کودک، بازهم مریض است (تاکید بر روی تکرار است)

 

▪ Ah! Vous êtes là! Je vous croyais en vacances.

اه! تو اینجایی! فکر کردم مسافرت هستی (بدون نشانه زمانی)

 

▪ On a entendu un choc épouvantable. J’ai cru qu’il y avait eu un accident.

یک صدای برخورد وحشتناک اومد. من فکر کردم تصادف شده (نشانه مشخص زمانی: لحظه برخورد)

 

Je ne savais pas que ses parents étaient morts.

نمیدانستم که والدینش مرده اند (بدون نشانه زمانی)

 

▪ Hier à l’exam, je n’ai pas pu répondre à la questin n°۳.

دیروز سر امتحان، نتوانستم به سوال ۳ جواب بدم (نشانه مشخص زمانی: دیروز سر امتحان)

زمان گذشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *