loading

جمله منفی   La phrase négative

 

جمله منفی مخالف جمله مثبت است. منفی کردن از دو اصطلاح تشکیل میشود : ne و pas.

Adrien aime les roman de science-fiction
Adrien n’aime pas les roman de science-fiction ⇒
آدرین رمان های علمی-تخیلی را دوست دارد.
⇐ آدرین رمان های علمی-تخیلی را دوست ندارد.

برای بیان تفاوت های مختلف معنایی، ne میتواند با قیدها یا کلمات نامشخص ترکیب شود.

Je ne regarde jamais les émission de jeux à la télévision
من هرگز مسابقه های تلویزیونی را تماشا نمی کنم.

■ قیدهای منفی
۱. Non
non پاسخ منفی به یک سوال است.
Veux-tu du café ? Non, merci

همچنین میتواند به جای یک حرف اضافه هم بیاید.
On ne sait pas encore si le taux croissance de cette année atteindra ou non 2%.
هنوز نمیدانیم که شاخص رشد امسال به ۲% رسیده است یا نه.

?Le directeur me propose de partir à l’étranger : à ton avis, j’accepte ou non
مدیر از من درخواست کرد به خارج بروم : به نظر تو، بپذیرم یا نه ؟

pas، non و non pas تضاد را بیان می کنند. آنها اغلب با mais یا et می آیند. معنی آنها یکسان است.
Le champagne se boit frais mais non glacé.
شامپاین خنک نوشیده می شود نه یخ.

La petite Camille veut un gâteau au chocolate et pas un autre
کمیل کوچولو یک کیک شکلاتی میخواد نه چیز دیگه ای.

Lo mot “ici” est un adverbe et non pas une préposition
کلمه “اینجا” یک قید است نه یک حرف اضافه.

non و pas با یک ضمیر شخصی تاکیدی در جواب یک سوال نشان دهنده مخالفت است.
J’aime danser et toi ? Moi non / Pas moi.
من رقصیدن را دوست دارم، تو چی؟ من نه.

نکته : sinon = وگرنه
Appelle-moi, sinon je m’inquiéterai.
بهم زنگ بزن، وگرنه نگران میشم.

عبارت non plus در یک جمله منفی به معنی همینطور (aussi) است.
Elle veut se marier, lui aussi.
Elle ne veut pas se marier, lui non plus ⇒
او می خواهد ازدواج کند، او هم همینطور.
⇐ او نمی خواهد ازدواج کند، او هم همینطور.

Je n’aime pas danser et toi ? Moi non plus.
من رقصیدن را دوست ندارم، تو چی؟ منم همینطور.

۲. Ne … pas
این ترکیب قرار می گیرد در اطرافِ :
– فعل در زمان های ساده
Jean n’aime pas voyager.
ژان سفر کردن را دوست ندارد.

Ne parlez pas si fort ! On ne s’entend plus.
انقدر بلند حرف نزن ! من دیگه نمی شنوم.

– فعل کمکی در زمان های ترکیبی
Hier, il pleuvait et les enfants ne sont pas sortis.
دیروز باران بارید و بچه ها بیرون نرفتند.

Parfon ! Je n’ai pas compris votre question.
ببخشید ! متوجه سوالتون نشدم.

برای مصدر هردو قبل از فعل قرار میگیرند.
On demande aux visiteurs de ne pas prendre de photos dans le musée.
از بازدیدکنندگان تقاضا می شود داخل موزه عکسبرداری نکنند.

Excusez-moi de ne pas vous avoir répondu plus tôt !
ببخشید که زودتر جواب ندادم!

برای شدت بخشیدن به ne…pas، عبارت du tous به آن اضافه می کنیم.
Je ne comprends pas du tout ton attitude.
اصلا متوجه رفتارت نمیشم.

توجه : جایگاه مفعول:
– در زمان های ساده
ne + فعل + مفعول + pas
Il ne lui dit pas tout la verité.
اون همه حقیقت رو بهش نمیگه.

– در زمان های ترکیبی:
ne + فعل کمکی + مفعول + pas + participe passé
Il ne lui a pas dit tout la verité.
اون همه حقیقت رو بهش نگفت.

نکته: گاهی از عبارات زیر استفاده می شود.
(ne … point (= ne … pas
(ne … guère (= ne … pas beaucoup
C’est un homme timide qui ne parle guère.
او مردی خجالتیست که خیلی حرف نمی زند.

۳. Ne … plus
این عبارت مخالف “هنوز” و “همیشه” است.
?Est-ce que vous travaillez encore dans le laboratoire Legrand
Non, je n’y travaille plus depuis longtemps.
آیا شما هنوز در آزمایشگاه لگراند کار می کنید؟
نه، خیلی وقته دیگه اونجا کار نمی کنم.

Est-ce que tes amis allemands habitent toujours dans ton immeuble 
Non, il n’y habitent plus, ils ont déménagé.
آیا دوستان آلمانیت هنوز در ساختمان تو زندگی می کنند؟
نه، دیگه اونجا زندگی نمی کنند. آنها جابجا شدند.

Avant je fumais, mais j’ai décidé de ne plus fumer.
من قبلا سیگار میکشیدم، اما تصمیم گرفتم دیگه نکشم.

برای شدت بخشیدن به ne…plus، عبارت du tous به آن اضافه می کنیم.
Depuis son accident, il ne fait plus du tout de sport.
از زمان تصادفش، دیگه اصلا ورزش نمیکنه.

نکته :
. قید toujours می تواند معنی معمولا هم بدهد. در این مورد، مخالف آن ne … jamais است.
Il est toujours en retard
Il n’est jamais en retard ⇒
او معمولا دیر می کنه.
⇐ او هرگز دیر نمی کنه.

toujours pas را با pas toujours اشتباه نگیرید.
مقایسه :
!Il est 19 heures ; ils ne sont toujours pas chez aux
ساعت ۱۹ شده. آنها هنوز خانه نیستند.
Il ne sont pas toujours chez aux à ۱۹ heures
آنها هیچ وقت ساعت ۱۹ خانه نیستند.

۴. Ne … pas encore
این عبارت مخالف “قبلا” است.
Les résultats sont-ils déjà affichés ? Non, ils ne sont pas encore.
نتایج قبلا اومده؟ نه هنوز.

Est-ce que le TGV  Paris-Marseille existait déjà en 1960 ? Non, il n’existait pas encore
آیا قطار سریع السیر پاریس-مارسی قبلا در سال ۱۹۶۰ وجود داشت؟ نه، هنوز وجود نداشت.

۵. Ne … jamais
این عبارت کلی است. برای منفی کردن toujours، souvent، quelquefois و parfois است.
Sabine habite dans ton quartier. Est-ce que tu la rencontres quelquefois ? Non, je ne la rencontre jamais.
سالین در محله تو زندگی میکنه، آیا بعضی وقتها میبینیش؟ نه، من هرگز ندیدمش.

Je ne vais jamais voir les films en version française ; je choisis toujours les films en version originale.
من هرگز نسخه فرانسوی فیلم ها رو نمیبینم ؛ همیشه نسخه اصلی فیلم ها رو میبینم.

Est-ce qu’on entend souvent parler de cet écrivain ? Non, on n’entend jamais parler de lui.
آیا اغلب در مورد این نویسنده شنیده میشه؟ نه، هرگز در مورد اون چیزی نشنیدیم.

عبارت jamais می تواند مخالف déjà هم باشد.
مقایسه:
Êtes-vous déjà allé au Mont-Saint-michel ?
-Non, je n’y suis pas encore allé.
-Non, je n’y suis jamais allé.
آیا شما قبلا به مون-سن-میشل رفتید؟
– نه، هنوز نرفتم. (= اما فکر کنم برم)
نه ، هرگز نرفتم.

نکته : کلمه jamais به تنهایی یک وزن مثبت در جملات مقایسه ای، سوالی و یا بعد از si در یک فرضیه دارد.
Son examen approche. Il travaille plus wue jamais.
امتحانش نزدیکه. او بیشتر از قبل کار میکنه.

?Avez-vous jamais entenduvume histoire pareille
تا حالا همچین داستانی شنیده بودی؟

Si jamais, il y a un problème, n’hésitez pas à m’appeler.
اگر روزی، مشکلی داشتید، در زنگ زدن به من تردید نکنید.

۶. Ne … ni … ni
این عبارت مخالف et و ou است.
Mon frère et moi, nous aimons le rock et le rap.
Mon frère et moi, nous n’aimons ni le rock ni le rap ⇒
من و برادرم راک و رپ را دوست داریم.
⇐ من و برادرم نه راک دوست داریم نه رپ.

حرف تعریف نامشخص یا جزئی حذف می شوند.
Il y a une école et une mairie dans ce village.
Il n’y a ni école ni mairie dans ce village ⇒
یک مدرسه و یک شهرداری در این دهکده وجود دارد.
⇐ نه مدرسه نه شهرداری در این دهکده وجود ندارد.

Je prendrai du café ou du thé.
Je ne prendrai ni café ni thé ⇒
من قهوه یا چای میخورم.
⇐ من نه قهوه میخورم نه چای.

همچنین میتوانیم به جای این عبارت از pas de … ni de استفاده کنیم.
Il n’y a pas d’école ni de mairie dans ce village.
Je ne prendrai pas de café ni de thé.

۵. حذف یکی از عناصر منفی کردن.
کلمه ne در جمله های بدون فعل حذف می شود.
Accident sur la ligne 4 du métro. Pas de trains entre Châtelet et Gare du Nord.
تصادف در خط ۴ مترو. هیچ قطاری وارد شتله و ایستگاه شمال نشود.

Le facteur est déjà passé ? Non, pas encore.
پستچی رفت؟ نه هنوز.

Est-ce que tu as déjà rencontré cette femme ? Non, jamais.
آیا قبلا این خانم را دیدی؟ نه، هرگز.

در زبان ادبی، pas را بعد از فعل های oser، savoir، cesser و pouvoir حذف می کنیم.
Je ne cesse de vous le répéter.
از گفتن آن به تو دست برنمی دارم.

Je n’ose lui dire la vérité.
جرات ندارم بهش بگم.

نکته: به صورت شفاهی، در گفتگوهای دوستانه، وقتی چون روی ne تاکیدی نداریم، تمایل به حذف آن داریم.

C’est pas vrai           واقعیت ندارد
J’ai rien entendu    من هیچی نشنیدم
Je sais pas                    نمیدونم
Il y avait personne   هیچکس نبود

■ دیگر ساختارهای منفی
۱. حالت پرسشی-منفی
On ferait bien d’interdire la circulation dans le centre de la ville. Vous n’êtes pas de cet avis ? Si, bien sûr.
بهتر است عبور و مرور را در مرکز شهر ممنوع کنیم. شما چنین نظری ندارید؟ چرا، حتما.
(برای مطالعه بیشتر به بخش جملات پرسشی مراجعه کنید)

۲. منفی و نامشخص
Ne … personne
Ne … rien
(Ne … aucun(e
Ne … nulle part

Je ne connais personne dans cette ville.
من هیچکس را در این شهر نمی شناسم.

۳. Sans (بدون)
این حرف اضافه حالت منفی را روی اسم، ضمیر و یا مصدر می برد.
Il est parti sans argent.
او بدون پول رفت.

!Partez sans moi
بدون من برو !

Il est parti sans faire de bruit.
بدون سروصدا رفت.

sans ممکن است با ni، jamais و منفی های نامشخص استفاده شود.
Il fait tout ce qu’on lui demande sans jamais protester.
او هر کاری که ازش می خواهیم بدون هیچ اعتراضی انجام می دهد.

Les explorateurs perdus dans la montagne sont restés deux jours sans boire ni manger.
کاوشگران گمشده در کوهستان دو روز بدون آب و غذا ماندند.

Il est parti sans rien dire, sans aucun mot de remerciement, sans dire au revoir à personne.
او بدون گفتن حرفی رفت، بدون هیچ تشکری، بدون خداحافظی با هیچکس.

۴. Ne … que
ne …que بیانگر یک محدودیت است.
Il ne reste qu’une place sur le vol Paris-Madrid du 17 mai.
یک صندلی بیشتر در پرواز پاریس-مادرید در تاریخ ۱۷ مه نمانده است.

As-tu de la monnais ? Non, je n’ai qu’un billet de 20 euros.
پول داری؟ فقط یک بلیط ۲۰ یورویی دارم.

On trouve maintenant des plats tout préparés. Il n’y a qu’à les réchauffer.
الان غذاهای آماده پیدا می شود. فقط کافیست گرم شوند.

نکته :
Rien que = seulement (فقط) (زبان دوستانه)
Je l’ai reconnu tout de suite, rien qu’à sa voix.
من بلافاصله شناختمش، فقط با صداش.

On devine qu’il est malade rien qu’à le regarder.
من حدس زدم که مریضه فقط با دیدنش.

عبارت “مصدر + n’avoir qu’à” بیانگر سرزنش یا توصیه است.
Tu es pressé ? Tu n’as qu’à prendre un taxi.
عجله داری؟ فقط باید تاکسی بگیری.

Elle a eu une amende pour excès de vitesse. C’est de sa faute, elle n’avait qu’à rouler moins vite.
او به دلیل سرعت جریمه شد. او مقصر بود، فقط باید با سرعت کمتری میراند.

۵. ترکیب منفی ها

دیگه هرگز اون کارو نکن                                        Ne fais plus jamais ça

ما هنوز آن را ندیده ایم                                    On n’a encore jamais vu ça

jamais ne … plus

ne … encore

او دیگه نه چای می خوره نه قهوه                                           Elle ne bois plus ni thé ni café

او هرگز نه گوشت می خوره نه ماهی                      Il ne mange jamais ni viande ni poisson

من هنوز نه شراب قرمز می خورم نه شراب سفید     je n’ai encore bu ni vin rouge ni vin blanc

ni … ni ne … plus

ne … jamais

ne … encore

من دیگه هیچی نمی بینم                                              Je ne vois plus rien

من دیگه هیکس رو نمی بینم                                 Je ne vois plus personne

من دیگه هیچ امیدی ندارم                                     Je n’ai plus aucun espoir

او هیچی به من نگفت                                            Il ne me dit jamais rien

او هیچی به هیچکس نگفت                             Il ne parle jamais à personne

او هیچ مشکلی نداشت                              Il n’a jamais eu aucun problème

او هنوز هیچ کاری نکرده                                      Elle n’a encore rien fait

او هنوز هیچکس رو ندیده                               Elle n’a encore vu personne

او هنوز هیچ مشکلی نداره                    Elle n’a encore eu aucun problème

rien

personne

aucun

ne … plus

 

 

 

ne … jamais

 

 

 

ne … encore

ساعت ۹ است. فقط ۲ مشتری هنوز در مغازه هستند Il es 9 h. Il n’y a encore que deux clients dans le magasin

ساعت ۲۰ است. ۲ نفر دیگه در مغازه هستند        Il es 21 h. Il n’y a plus que deux personne dans le magasin

que ne … encore

ne … plus

۶. ساختارهای منفی با وزن مثبت
این حالت منفی اجازه میدهد تا مثبت بودن جمله کاهش یابد.
Ce serait une bonne idée de faire une promenade.
Ce ne serait pas une mauvaise idée de faire une promenade ⇒
پیاده روی ایده خوبیه ⇐ پیاده روی ایده بدی نیست.

J’aime bien prendre un apéritif de temps en temps.
Je ne déteste pas prendre un apéritif de temps en temps ⇒
خیلی دوست دارم هر از گاهی قبل از غذا مشروب بخورم.
⇐ بدم نمیاد هر از گاهی قبل از غذا مشروب بخورم.

Cet hôtel est très cher.
Cet hôtel n’est pas bon marché ⇒
این هتل گرونه ⇐ این هتل ارزان نیست.

۷. Non و pas
این ها می توانند به عنوان پیشوند قبل از یک اسم یا یک صفت بکار روند.
Non
La non-violence                    غیر خشونت آمیز
Un non-voyant                      یک فرد نابینا
Une lettre non signée            نامه امضا نشده
De l’eau non potable             آب غیر آشامیدنی
etc.

Pas
Un livre pas cher                    کتاب ارزان
Du linge pas repassé              ملحفه اتو نشده
Un travail pas soigné              کار بدون مراقبت
etc.

انواع جملهجملات منفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *