loading

ساختار جمله  La structure de la phrase

■ جمله ساده

۱. (Sujet)فاعل + (verbe) فعل
Les cloche sonnent
زنگ ها به صدا درمی آیند.
Il réfléchit
او فکر میکند.

۲. (Sujet)فاعل + (verbe) فعل + attribut
Attribut یک صفت یا یک اسم مرتبط با فاعل است با فعل être و چندین فعل دیگر می آید
  Ces fleurs sont magnifiques.
      (attribut)
این گلها عالی هستند.
  Stéphane deviendra avocat.
(attribut)
استفان وکیل خواهد شد.

۳. (Sujet)فاعل + (verbe) فعل + (compléments d’objet) مفعول

          Le Soleil éclaire la Terre
(compléments d’objet direct)
خورشید زمین را روشن می کند.
      (مفعول مستقیم)

      J’ai écrit à ma meilleure amie 
 (compléments d’objet indirect)
من برای بهترین دوستم می نویسم.
         (مفعول غیرمستقیم)

J’ai écrit une lettre à ma meilleure amie
        (COD)                  (COI)
من برای بهترین دوستم یک نامه می نویسم.
      (مفعول غیرمستقیم) (مفعول مستقیم)

۴. (Sujet)فاعل + (verbe) فعل +COD/COI) + compléments circonstanciels)

compléments circonstanciels اطلاعات زمان، مکان، علت و غیره را می دهند. محل قرارگیری آنها در جمله متغیر است.

– compléments circonstanciels de lieu
▪ Beaucoup de gens se proménent dans les jardins du château de versailles.
جمعیت زیادی در باغ کاخ ورسای قدم می زنند.

– compléments circonstanciels de temps
▪ Dimanche prochain, nous irons visiter le château de versailles.
یکشنبه آینده، ما از کاخ ورسای بازدید خواهیم کرد.

– compléments circonstanciels de cause
▪ Nous ne sommes pas allés nous promener dans les jardins du château à cause du mauvais temps.
به علت هوای بد ما برای قدم زدن در باغ کاخ نرفتیم.

– compléments circonstanciels d’opposition
▪ Nous nous sommes promenés dans les jardins du château de versailles malgré le mauvais temps

ما با وجود هوای بد در کاخ ورسای قدم زدیم.

– compléments circonstanciels de but
▪ Pour aller à versailles, nous prendrons le train.
برای رفتن به کاخ ورسای، ما قطار سوار شدیم.

■ جمله ترکیبی
به یک جمله ترکیبی می گویند، وقتی که از دو یا چند گزاره تشکیل شده باشد که بین آنها ارتباط متفاوتی وجود دارد.

• مجاورت
دو یا چند گزاره می توانند بدون داشتن ارتباط به دنبال یکدیگر بیایند. در این موارد، پیوند بین آنها ضمنی است.

Marie vient d’obtenir son diplôme d’ingénieur, elle trouvera facilement du travail.
ماری داره مدرک مهندسی شو میگیره، او به راحتی میتونه کار پیدا کنه.

در نوشتار، دو گزاره با ویرگول، نقطه ویرگول و یا دو نقطه از یکدیگر جدا می شوند.

نکته: مجاورت در گفتار بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.
!Il fait beau, sortons
هوا خوبه، بریم بیرون !

Je lave la salade, tu prépares la sauce vinaigrette.
من سالاد رو میشورم، تو سس سرکه رو درست کن.

• هماهنگی
دو یا چند گزاره می توانند بوسیله متصل کننده ها به هم مرتبط شوند، کلماتی که ماهیت رابطه (زمان، علت، پیامد و غیره) را مشخص می کنند.
.et, ou, ni, mais, or, car, donc, pourtant, c’est pourquoi, d’ailleurs, puis, etc

Pour les vacances, je ferai une croisière ou je passerai huit jours à Florence.
برای تعطیلات، من یک سفر دریایی خواهم رفت یا هشت روز در فلورانس خواهم گذراند. (جایگزین)

Hier, Max est allé chez IKEA et il a acheté deux fauteuils et une table basse.
دیروز مکس به آیکیا رفت و دو مبل و یک میز خرید. (جانشینی در زمان)

Ce sont les soldes, c’est pourquoi / c’est pour ça qu’il y a tant clients dansles magasins.
اینها حراج شده اند، به این خاطر است که انقدر مشتری در مغازه ها وجود دارند. (پیامد)

Je ne comprends pas bien cette phrase, pourtant je l’ai relue plusieurs fois.
من خوب متوجه این جمله نشدم، با این وجود چندین بار خواندمش. (تضاد)

• تبعیت
یک گزاره “اصلی” است، وقتی با یک یا گزاره “وابسته” کامل شود. گزاره وابسته با کلمات وابستگی به گزاره اصلی مرتبط می شود.
Antoine est très heureux   / que sa femme attende un enfant

آنتوان خیلی خوشحاله / که زنش داره بچه میاره.

Quand j’ai fait mes études de droit  , j’ai suivi également un cours d’anglais  qui m’a été très utile pour trouver mon premier travail   
وقتی که من درسم رو میخوندم، همچنین یک دوره انگلیسی گذراندم که برای پیدا کردن اولین کارم خیلی بدرد خورد.

۱. انواع مختلفی از جملات وابسته وجود دارند.
▪ وابسته موصولی که با ضمایر موصولی می آیند.
.qui, que, dont, où, etc

L’abeille est l’insecte qui produit le miel.
زنبور عسل حشره ایست که عسل تولید می کند.

▪ وابسته کامل که با حرف تعریف que می آید.

On raconte que l’eau de cette fontaine guérit de certaines maladies.
گفته می شود که آب این چشمه بسیاری از بیماری ها را درمان می کند.

▪ وابسته استفهامی مستقیم که با کلمات استفهامی می آیند.
si, comment, où, quel, etc

Il m’a demandé si je pourrais l’accompagner à l’aéroport.
او از من درخواست کرد اگر میتوانم تا فردوگاه همراهی اش کنم.

▪ وابسته های ضمنی که با حروف تعریف وابسته می آیند. آنها میتوانند بیان کننده موارد زیر باشند:
– علت
Il ne mange pas de viande parce qu’il est végétarien.
او گوشت نمی خورد چون که او گیاه خوار است.

– پیامد
Il y avait tellement de soleil que j’avais mal aux yeux.
انقدر آفتابه که به سختی می بینم.

– هدف
On a aménagé des parking pour que les cars de touristes puissent se garer près du site archéologique.
ما پارکینگ را مرتب کردیم تا توریست ها بتوانند ماشین هایشان را نزدیک منطقه باستان شناسی پارک کنند.

– زمان
Dès qu’il y a un match de rugby à la télévision, Pierre ne quitte plus son fauteuil.
به محض اینکه مسابقه راگبی در تلویزیون شروع می شود، پیر از مبلش بلند نمی شود.

– تضاد
Bien qu’il y ait eu peu de soleil, ma terrasse est très fleurie.
با اینکه کمی آفتاب وجود داشت، تراس من گلهای زیادی دارد.

– شرط
Je veux bien emmener votre fils en bateau à condition qu’il sache nager.
من میخواهم پسرت را با خود ببرم به شرط اینکه بتواند شنا کند.

– مقایسه
Il a repeint les volets de sa maison en vert comme le font les habitant du village.
او همانند ساکنان روستا ، کرکره های خانه خود را به رنگ سبز رنگ کرد.

۲. بسیاری از گزاره های وابسته، معادل دارند.
یک گزاره وابسته می تواند جایگزین شود با :
– یک صفت

 

 

 

– یک گروه اسمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

– مصدر

 

 

 

 

– یک صفت فاعلی

 

 

 

 

 

ساختار جملات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *