loading

حروف اضافه  Les prépositions

حروف اضافه کلمات یا گروهی از کلمات غیر قابل تغییر هستند، که برای ارتباط دادن عناصر مختلف جمله بکار می روند. اینها ابزارهای گرامری ساده ای هستند که معنای خاصی ندارند

Les camélias commencent à fleurir en décembre
گلهای کاملیا در دسامبر شروع به گل دادن می کنند.

در موارد دیگر، حروف اضافه یک رابطه معنایی برقرار می کنند.

Nous avons planté des rosiers dans le jardin
ما بوته های گل سرخ را در باغچه کاشتیم. (مکان)

J’ai acheté guirlandes pour décorer le sapin de Noël
ما ریسه ها را برای تزئین درخت کریسمس خریدیم.

■ حروف اضافه à و de
این حروف اضافه بسیار پرکابرد، در مکمل های مختلفی بکار می روند.

۱. مکمل یک فعل

François téléphone à sa petite amie
فرانسوا با دوستش تماس گرفت.

Ce livre appartient à julien
این کتاب متعلق به ژولین است.

Je joue de la guitare
من گیتار میزنم.

Elle nous a longuement parlé de ses vacances au Kenya
او مفصلا برای ما از سفرش به کنیا گفت.

۲. مکمل یک صفت

L’opinion publique est de plus en plus favorable à la protection de l’environnement.
عقیده عموم بیشتر و بیشتر موافق با محافظت از محیط زیست می شود.

Georges est content de son nouveau travail
ژرژ از کار جدیدش راضی است.

برخی صفاتی که با à + infinitif بکار میروند، وقتی در ساختار غیر شخصی مورد استفاده قرار می گیرند، با de + infinitif می آیند.

مقایسه :
Cette recette de cuisine est facile à faire
این دستور آشپزی، درست کردنش راحت است.
Il n’est pas facile d’obtenir un visa pour ce pays
 گرفتن ویزا برای این کشور راحت نیست.

Cette bande dessinée est amusante à lire
خواندن این کمیک سرگرم کننده است.
C’est amusante de jouer aux cartes
ورق بازی سرگرم کننده است.

اینها چند مورد صفت هستند :
facile (آسان), utile (مفید),  nécessaire (ضروری), posible (ممکن), agréable (دلپذیر), amusant (سرگرم کننده), important (مهم), intéressant (جالب), simple (ساده), pratique (کاربردی), etc

۳. مکمل یک قید و یا یک اصطلاح کمّی

Beaucoup de gens ont un chien
خیلی از مردم سگ دارند.

Je voudrais un kilo de sucre
من یک کیلو شکر می خواهم

Je vien de terminer un roman de 500 pages
من در حال اتمام یک رمان ۵۰۰ صفحه ای هستم.

۴. مکمل یک اسم
حرف اضافه de، و خیلی کمتر حرف اضافه à، مکمل تعیین کننده ای باشند که معنای اسم را مشخص می کنند.

• حرف اضافه de
– le livre de Julien  کتاب ژولین
– le sens d’un mot  معنای یک اسم, la lumière de la lune  روشنایی ماه
– une salle de cinéma  سالن سینما, un cours de gymnastique  کلاس ژیمناستیک
– le temps de lire  زمان مطالعه, l’art de vivre  هنر زندگی کردن
– la porte de derrière  درب پشتی, les gens d’ici  مردم اینجا

• حرف اضافه à
– des plats ptêts à cuire  ظروف آماده برای طبخ, une salle à manger  اتاق غذاخوری, un couteau à pain  چاقوی نان
– un bateau à moteur  قایق موتوری, un café au lait  شیر قهوه, une tarte aux pommes  پای سیب
– un enfant aux yeux bleus  کودک چشم آبی

نکته :
• حروف اضافه دیگری هم می توانند مکمل تعیین کننده باشند.
une robe sans manches  پیراهن بدون آستین, une cigarette avec filtre  سیگار فیلتر دار, un concerto pour piano  کنسرتوی پیانو

• استفاده از à یا de میتواند معانی مختلفی بدهد.
une tasse à café  یک فنجان مخصوص قهوه خوری
une tasse de café  یک فنجان حاوی قهوه

۵. مکمل وضعی

حرف اضافه à
جایی که هستیم : زندگی کردن در حومه شهر  habiter à la campagne
جایی که می رویم : رفتن به اپرا، به سینما  aller à l’Opera, au cinéma
ساعت : رفتن در ساعت ۲۰  partir à ۲۰ heures, رسیدن سر ظهر  arriver à midi
وسیله نقلیه : گردش با پای پیاده، با دوچرخه  circuler à pied, à bicyclette
رفتار : حرف زدن با صدای بلند  parler à voix basse, رانندگی با سرعت بالا  rouler à toute vitesse

حرف اضافه de

نقطه شروع، اصلیت : آمدن از کشوری دوردست  venir d’un pays lointain,  ترک کردنِ خانه  partir de la maison
دلیل : به خواب رفتن  tomber de sommeil,  از ترس لرزیدن trembler de peur
رفتار : تشکر با لبخند  remercier d’un sourire,  حرف زدن با لحن مهربان  parler d’une voix aimable
اندازه گیری : سه کیلو لاغر شدن  maigrir de trois kilos,  یک متر به عقب رفتن  reculer d’un mètre

توجه : اشتباه نکنید
aller chez boulangerie
aller à la boulangerie / chez le boulanger ⇒

de میتواند در ارتباط با à، یک بازه را نشان دهد.

Il y a 863 km de Paris à Marseille
از پاریس تا مارسی ۸۶۳ کیلومتر فاصله است. (فاصله)

Je travaille de 9 heures à ۱۳ heures
من از ساعت ۹ تا ساعت ۱۳ کار می کنم. (مدت)

Ces fleurs coûtent de 10 à ۳۰ euros
این گلها از ۱۰ تا ۳۰ یورو قیمت دارند. (قیمت)

Il y avait de 30 à ۳۵ personnes dans la salle
۳۰ تا ۳۵ نفر در سالن بودند. (کمیت)

■ حروف اضافه جلوی نام های جغرافیایی

۱. جایی که هستیم، جایی که می رویم
– نام کشور + en یا au
استفاده از حروف اضافه en و à (ادغام شده با le و les) مربوط به نوع آن اسم است.

– نام منطقه یا ناحیه + en یا dans
استفاده از حروف اضافه en و dans مربوط به نوع آن اسم است.

* نام کشورها یا نواحی مونث هستند وقتی که با e تمام شوند.
la France, la Bulgarie, la Provence, etc.

** استثنا :
le Mexique, le Mozambique, le Cambodge

– نام شهر + à
Il habite à New York, à Rome, etc.
(Il vit au Harve. (à + Le Harve

نکته : برای جهت های اصلی می گوئیم :
au Nord (به شمال), au Sud(به جنوب), à l’Est (به شرق), à l’Ouest (به غرب)

۲. جایی که از آن می آییم
استفاده از حرف اضافه de ادغام شده با حرف تعریف مشخص یا نه.

مقایسه :
Elle va en Corée / en Irak
من به کره / به عراق می روم
Elle revient de Corée / d’Irak
من از کره / از عراق می آیم

Elle va au Danemark / aux Pays-Bas
من به دانمارک / به هلند می روم
Elle revient du Danemark / des Pays-Bas
من از دانمارک / از هلند می آیم

■ کاربرد برخی حروف اضافه
۱. Dans و en
(Dans) نشان دهنده :
– مکان (= در داخلِ)
Il y a des plantes vertes dans le salon
گیاهان سبزی در داخل سالن وجود دارد

Dans ce journal, il y a des petites annonces pour le logement.
در این روزنامه، تبلیغات طبقه بندی شده برای تهیه مسکن وجود دارد.

– زمان
Dans sa jeunesse, il faisait beaucoup de sport.
در زمان جوانی اش، او ورزش های زیادی می کرد.

Il reviendra dans trois jours.
او سه روز بعد برخواهدگشت.

نکته : نگویید :
Il se promène par la rue / Il marche sur la rue
Il se promène dans la rue / Il marche dans la rue ⇒

• (En + اسم بدون حرف تعریف) نشان دهنده :
– فصل
en hiver (در زمستان), en été (در تابستان), en automne (در پائیز)
* استثناء :
au printemps (در بهار)

– بازه زمانی
J’étais pressé ; j’ai déjeuné en dix minutes
من عجله داشتم ؛ در ده دقیقه ناهار خوردم

Il a couru le marathon de Paris en trois heures
او ماراتن پاریس را در سه ساعت دوید

– نوع جنس : بعد از فعل être یا بعد از یک اسم
Cette bague est en or
این انگشتر از طلاست

? Auriez-vous un sac en plastique
آیا شما یک ساک پلاستیکی دارید ؟

* در بسیاری از اصطلاحات نیز  en بکار می رود.
voyager en vioture (سفر کردن با ماشین), se mettre en colère (عصبانی شدن), écrire en français (فرانسوی نوشتن), acheter en solde (خرید کردن در حراج), etc.

مقایسه dans، en و à

Je voyage en avion
من با هواپیما سفر کردم. (وسیله سفر کردن)
Dans l’avion, l’hôtesse offre toujours une boisson
در هواپیما، مهماندار همیشه نوشیدنی می دهد. (در داخل)

Au , il y a souvent un entracte
در تئاتر، اغلب آنتراکت (وقفه) وجود دارد. (تئاتر = نوع نمایش)
Danc ce théâtre, il y a cinq cents places
در این تئاتر، پانصد صندلی وجود دارد. ( تئاتر = سالن نمایش)

۲. Avant و devant
– از avant برای زمان استفاده می شود.

La nouvelle piscine sera ouverte avante l’été
استخر جدید قبل از تابستان باز خواهد شد.

– از devant برای مکان استفاده می شود.
Il y a un grand parking devant le supermarché
یک پارکینگ بزرگ جلوی سوپرمارکت هست.

۳. À cause de و grâce à

Merci beaucoup ! C’est grâce à toi que j’ai trouvé si vite un studio
خیلی ممنون ! به لطف توست که من انقدر سریع این خانه کوچک را پیدا کردم. (نظر مثبت)

! C’est à cause de toi que j’ai raté mon train
تقصیر توست که من قطارم را از دست دادم. (نظر منفی)

۴. Par و pour
این حروف اضافه، علت را بیان می کنند.

Pour
Il a été condamné pour vol
آنها برای دزدی محکوم شدند.

Le musée est fermé pour travaux
موزه برای تعمیرات بسته شد.

Il est soigné pour une dépression nerveuse
او برای افسردگی عصبی تحت درمان قرار گرفت.

Par
Il m’a aidé par gentillesse
او با مهربانی به من کمک کرد.

Il a fait cela par erreur
او آن کار را به اشتباه انجام داد.

* این حروف اضافه، علت را بیان می کنند.
Pour

partir pour Paris  رفتن به پاریس (مقصد)

travailler pour un examen کار کردن برای امتحان (هدف)

être là pour huit jours  آنجا بودن برای ۸ روز (بازه پیش بینی شده)

des cadeaux pour des amis  کادوهایی برای دوستان (انتساب)

Je suis pour le travail à temps partiel  من برای کار نیمه وقت اینجا هستم (= موافق بودن با)

 

Par

Ce tableau a été peint par Dufy  این تابلو توسط دوفی نقاشی شده است. (عامل)

envoyer un paquet par avion  فرستادن یک بسته با هواپیما (وسیله)

regarder par la fetêtre  نگاه کردن از پنجره (محل)

trois fois par semaine  سه بار در هفته (تکرار)

passer par Tours pour aller a Bordeaux  گذشتن از تور برای رفتن به بوردو (مسیر)

۵. Entre و parmi
از entre برای بیان یک فضا (زمان یا مکان) استفاده می شود که چند شخص یا چند چیز را از هم جدا می کند.

Le médecin passera entre 10 heures et midi
دکتر بین ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر می آید. (زمان)

Au cinéma, le petit garçon était assis entre ses parents
در سینما، پسربچه بین والدینش نشسته بود. (مکان)

Parmi اجازه مجزا کردن یک عنصر یا گروه را می دهد.

Parmi toutes les fleurs sauvages, ce sont les coquelicots que je préfère
بین همه گلهای وحشی، من شقایق را ترجیح می دهم.

Parmi les spectateurs, on remarquait le Premier ministre
در بین تماشاگران، متوجه نخست وزیر شدیم.

۶. Sur

– ایده ارتباط
L’avion se posera sur le piste n°۲
هواپیما روی باند شماره ۲ فرود می آید.

Le programme des émissions est posé sur le téléviseur
برنامه پخش روی تلویزیون قرار گرفت.

Ma chambre donne sur un jardin
اتاق من مشرف به باغ است.

– به معنی au sujet de (با موضوع)
J’ai écouté un débat sur la politique internationale
من به منظره ای با موضوع سیاست بین الملل گوش می دهم.

On m’a offert un livre sur les oiseaux migrateurs
من کتابی با موضوع پرندگان مهاجر هدیه گرفتم.

– بیان کسری از یک عدد
Il faut obtenir 10 sur 20 pour être reçu à son bac
برای گرفتن مدرک خود باید ۱۰ نمره از ۲۰ کسب نمایید.

Trois candidats sur quatre ont réussi le concours d’entrée dans cette école.
از هر چهار کاندیدا، سه نفر در امتحان ورودی این مدرسه قبول شدند.

– بیان یک تکرار
Un week-end sur deux, il va à la campagne dans sa famille
یه هفته در میان، آنها به حومه شهر، پیش خانواده شان می روند.

۷. Sur و au-dessus de / sous و au-dessous de

J’ai collé un timbre sur l’enveloppe
من یک تمبر روی باکت نامه چسباندم. (تماس)

L’avion volait au-dessus de l’océan Atlantique
هواپیما روی اقیانوس اطلس پرواز می کند. (در بالای)

L’infirmière a mis un oreiller sous les jambes du malade
پرستار یک بالش زیر زانوی بیمار قرار داد. (تماس)

La température est descendue au-dessous de zéro
دما زیر صفر است. (در پایین)

۸. Chez
کلمه chez به معنی در خانه یا مغازه کسی است.

chez moi (خانه من), chez M. te Mme. Leroy (خانه آقا و خانم لِروی), chez le pharmecien (داروخانه), chez le boucher (قصابی)

نکته : حرف اضافه chez میتواند با حروف اضافه دیگر هم بیاید.
à côté de chez moi (کنار خانه من), près de chez moi (نزدیک خانه من), devant chez les Durand (جلوی خانه دوراندها)

اشتباه نکنید :
chez la famille Grandin
dans la famille Grandin یا chez les Grandin ⇒

■ تکرار و حذف حروف اضافه

۱. تکرار
حروف اضافه en ، à و de قبل از هر مفعول تکرار می شوند.

Nous avons téléphoné à Dominique et à René
ما به دومینیک و به رنه تلفن زدیم

Elle est allé en France et en Italie
ما به فرانسه و به ایتالیا رفتیم

Il y a beaucoup d’oliviers et de cyprès en Provence
در پروونس تعداد زیادی درخت زیتون و سرو وجود دارد

Grâce à sa patience et à son courage, il a surmonté toutes les difficultés
به لطف صبوری و شجاعتش، او بر تمامی مشکلات غلبه کرد

حروف اضافه در پاسخ به سوالات هم تکرار می شوند

À qui vas-tu offrir ce stylo ? À Jean
میخوای این خودکار رو به کی بدی؟ به ژان

En quoi est cette écharpe ? En soie
این روسری از چه جنسیه ؟ از ابریشم

De qui est ce tableau ? D’Édouard Manet
این تابلو از کیست ؟ از ادوارد مانه

 ۲. حذف
اگر مفعول ها در ارتباط معنایی باشند، حروف اضافه دیگر به طور کل تکرار نمی شوند.

Il est revenu de son voyage avec des cadeaux pour ses parents et ses amis
او از سفرش برگشت با کادوهایی برای والدین و دوستانش

J’ai bavardé avec M. Dupuis et sa femme
من با آقای دوپویی و همسرش حرف زدم

اما اگر بخواهیم مفعول ها را تشخیص دهیم حرف اضافه را تکرار می کنیم.

Il a acheté des cadeaux pour ses parents et pour ses amis
او برای والدینش و برای دوستانش کادو خرید

در بسیاری از اصطلاحات، حروف اضافه ناپدید می شوند

fin novembre (آخر نوامبر), début janvier (اول ژانویه)
les relations Est-Ouest (ارتباطات بین شرق و غرب)
le match France-Angleterre (بازی فرانسه – انگلیس)
parler politique (parle de), voter écologiste (voter pour)

■ حروف اضافه و قیدها
برخی حروف اضافه یک شکل قیدی با همان معنی دارند.

مقایسه :
? Qu’as-tu mis dans cette valise
تو چه چیزی در این چمدان گذاشتی؟ (حرف اضافه)
Cette valise est bien lourde. Je me demande ce qu’il y a dedans
این چمدان خیلی سنگینه. نمیدونم چه چیزی داخلشه. (قید)

On parle aussi français hors de France
ما بیرون از فرانسه هم فرانسوی صحبت می کنیم
Où sont les enfants ? Ils jouent dehors
بچه ها کجان ؟ بیرون بازی می کنند

? Est-ce que je peux poser mes affaires sur cette table
میتونم وسایلم رو روی این میز بگذارم ؟
Oui, oui, pose-les dessus
بله، بله، بگذار روش !

مقایسه :
Ils habitent à coté de la gare
آنها کنار ایستگاه قطار زندگی می کنند
J’habite rue Blanche, l’école de mes enfants est juste à coté
من در خیابان بلانش زندگی می کنم، مدرسه فرزندانم دقیقا کنارشه

– برخی حروف اضافه با حالت قیدی شان یکی هستند.
après, avant, depuis, derrière, devant
مقایسه :

Il viendra après le dîner
او بعد از شام خواهد آمد. (حرف اضافه)
Nous avons dîné à vingt heures ; après, nous avons regardé un film à la télévision
ما ساعت ۸ شب شام خوردیم؛ بعدش، یک فیلم در تلویزیون تماشا کردیم. (قید)

Le chien été couché devant le cheminée
سگ جلوی شومینه خوابید. (حرف اضافه)
Il n’y a plus de place au fond de la salle ; venez donc vous asseoir devant
انتهای سالن دیگه جا نیست ؛ بیایید جلو بنشینید. (قید)

نکته : در گفتارهای دوستانه، حروف اضافه pour، avec و contre اغلب به صورت قید استفاده می شوند.

C’est un bon couteau. On coup tout avec
این چاقوی خوبیه. ما همه چیز رو باهاش می بریم

? La construction d’un nouvel aéroport ? Vous êtes pour ou contre
ساخت یک فرودگاه جدید ؟ شما موافق هستید یا مخالف ؟

حروف اضافهکلمات غیر قابل تغییر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *