loading

قیدها  Les adverbes

قید یک کلمه یا گروهی از کلمات است که اصلاح می کند :
– معنی یک کلمه را
! Rentrez tout de suite
سریع برگرد !

– معنی یک جمله را
Finalement, le gouvernement a renoncé au projet de loi sur l’augmentation des impôts
سرانجام، دولت از طرح قانون افزایش مالیات ها صرف نظر کرد

■ کاربرد قیدها
• قیدها اصلاح می کنند معنی یک کلمه را که میتواند :

– یک فعل باشد

Il travaille ⇒ il travaille beaucoup
او کار می کند ⇐ او خیلی کار می کند

– یک صفت باشد

Elle est jolie ⇒ Elle est très jolie
او زیباست ⇐ او خیلی زیباست

– یک قید دیگر باشد

Je vais souvent au cinéma ⇒ Je vais assez souvent au cinéma
من اغلب به سینما میروم ⇐ من بیشتر وقتها به سینما میروم

– یک حرف اضافه باشد

Mon cousin René habite près de chez moi ⇒ Mon cousin René habite tout près de chez moi
پسرعموم رنه نزدیک ما زندگی می کنه ⇐ پسرعموم رنه خیلی نزدیک ما زندگی می کنه

– یک اسم باشد

J’ai fermé les fenêtres de la voiture ⇒ J’ai fermé les fenêtres arrière de la voiture
من پنجره های ماشین را بستم ⇐ من پنجره های عقب ماشین را بستم

• قیدها معنی یک جمله را اصلاح می کنند و یا به عنوان کلمه ربط بین دو جمله مورد استفاده قرار می گیرند.

Nous sommes allés à la campagne ; il a fait beau ⇒ Nous sommes allés à la campagne ; heureusement il a fait beau
ما به حومه شهر رفتیم ؛ هوا عالی بود ⇐ ما به حومه شهر رفتیم ؛ خوشبختانه هوا عالی بود

Nous avons été cambriolés deux fois ; c’est pourquoi nous avons fait installer une alarme
ما دوبار مورد سرقت قرار گرفتیم ؛ به همین خاطر دزدگیر نصب کردیم

■ طبقه بندی قیدها بر حسب معنایشان

۱. قیدهای رفتار

– قیدها با ment-
آنها به شکل مونث صفت هستند و با پسوند ment-

به شدت                   fort  ⇒  forte  ⇒  fortement
به آرامی             doux  ⇒  douce ⇒  doucement
هر چه زودتر              vif  ⇒  vive  ⇒  vivement
دیوانه وار                  fou ⇒  folle  ⇒  follement

– موارد خاص
برای صفت هایی که با ent- تمام می شوند، پسوند emment- است.
برای صفت هایی که با ant- تمام می شوند، پسوند amment- است.
تفاوتی در تلفظ این دو پسوند وجود ندارد.

قطعا                         évident  ⇒  évidemment
به زور                       violent  ⇒  violemment
معمولا                     courant  ⇒  couramment
به اندازه کافی         suffisant  ⇒  suffisamment

برای صفت هایی که با u ، é و i تمام می شوند، e مونث حذف می شود.

واقعا                                   vrai  ⇒  vraiment
به آسانی                              aisé  ⇒  aisément
قطعا                          absolu  ⇒  absolument

* فقط :      با شادی          gaiement

– قیدهای دیگر
bien (خوب), mal (بد), exprès (عمدا), vite (سریع), n’importe comment (هرطور), par hasard (تصادفا), etc.

Il l’a rencontré par hasard place de l’Opera
او را تصادفا در میدان اپرا دید

– برخی صفات به شکل مفرد مذکر به عنوان قید بکار می روند.
parler bas (آرام صحبت کردن), chante fort (بلند خواندن), coûter cher (گران بودن), manger froid (سرد خوردن), etc.

۲. قیدهای زمان

Alors (پس), après (بعد از), avant (قبل از), bientôt (به زودی), de nos jours (امروزه), déjà (قبلا), encore (هنوز), ensuit (سپس), jamais (هرگز), longtemps (مدت زیادی), maintenant (اکنون), puis (سپس), quelquefois (گاهی), soudain (ناگهان), tard (دیر), tôt (زود), toujours(همیشه) , tout de suit (بلافاصله), tout à l’heure (تا بعد), de temps en temps (بعضی اوقات), etc.

Maintenant, presque tous les jours font des voyages à l’étranger
اکنون تقریباً هر روز سفرهایی به خارج از کشور انجام می شود

La ligne est occupé, je rappellerai tout à l’heure
خط اشغال است، بعدا تماس می گیرم

۳. قیدهای مکان
ailleurs (جای دیگر), autour (اطراف), dedans (داخل), dehors (خارج), dessous (زیر), ici (اینجا), là (آنجا), là-bas (آنجا), loin (دور), près (نزدیک), partout (همه جا), n’importe où (هرجا), etc.

Elle a perdu son porte-monnaie ; heureusement, il n’y avait presque rien dedans
او کیف پولش را گم کرد ؛ خوشبختانه تقریبا هیچ چیز داخلش نبود

Dans un jardin public, on ne peut pas marcher n’importe où
در یک باغ عمومی، نمی شود هرجایی قدم زد
نکته : بسیاری از قیدهای رفتار و بعضی از قیدهای زمان و مکان، مانند loin، souvent، tard، tôt، longetemps، lentement ، vite و près میتوانند به عنوان comparatif و یا superlatif استفاده شوند.

                    plus vite
Il court    aussi vite      que moi
                  moins vite

! Arrivez le plus tôt possible
هر چقدر ممکنه زودتر برسید

۴.  قیدهای کمیت
assez (کافی), beaucoup (زیاد), peu (کم), presque (تقریبا), très (خیلی), trop (زیادی), tellement (آنقدر), aussi (همچنین), complètement (کاملا), autant (همانقدر), plus (بیشتر), moins (کمتر), petit à petit (کم کم), tout à fait (کاملا), à moitié (میانگین), à peu près (تقریبا), etc.

Pauvre bébé ! Il est fatigué : il est à moitié endormi
بچه بیچاره ! خسته ست : او نیمه خوابه

Travaillez davantage votre prononciation
روی تلفظت بیشتر کار کن

۵. قیدهای مثبت، منفی و احتمال
مثبت : oui, si , daccord, certainement, évidement, bien sur و غیره
منفی : non, ne…jamais, ne…plus, pas du tout و غیره
احتمال : sans doute, peut-être, probablement و غیره

تو شنبه می آیی؟                                   ? Tu viendras semedi
بله حتما                                                        ! Oui bien sur –
بله احتمالا حدود ساعت ۸     Oui probablement vert 8 heures –
نه نمیتونم                                         Non, je ne pourrai pas –
شاید، اگه وقت کنم                Peut-être, si je peux me liberér –

Tu ne m’a pas rendu mon stylo ! Mais si, je te l’ai rendu
تو خودکار منو پس ندادی ! ولی چرا، من بهت پسش دادم

۶. قیدهای پرسشی / تعجبی
پرسشی : (کجا) où, (کِی) quand, (چرا) porquoi,(چقدر) comment,(چطور) combien
تعجبی : que, comme

حالت چطوره؟    ? Comment allez vous
! Comme on aimerait que la paix règne dans le monde
چقدر خوب میشه که صلح در جهان حکمفرما بشه !

■ قیدهای جمله ها و کلمه های ربط

– برخی قیدها معنای جمله را کامل می کنند.

Au salon de l’ Agriculture, évidemment, le Maire de Paris et Premier ministre sont venus
در نمایشگاه کشاورزی، قطعا شهردار پاریس و نخست وزیر آمدند

در ابتدای جمله قیدهای peut-être، sans doute، bien sûr، évidemment، certainement، probablement و heureusement می توانند با que + indicatif بیایند.

Tes enfants sont vaccinés contre le tétanos ? Bien sûr qu’ils sont vaccinés
فرزندانت در مقابل کزاز واکسینه شده اند ؟ البته که واکسینه شده اند

La maison est toujours férmée. Peut-être qu’elle est à vendre
این خانه همیشه بسته است. شاید که برای فروشه.

– بعضی قیدها برای پیوند دادن دو جمله بکار می روند. آنها کلمات ربط هستند :
par conséquent, en revanch, en fait, en effet, cependant, pourtant, c’est pourquoi, d’ailleurs, etc.

Je n’ai aucune envie de sortir par un tel froid ; en effet, je suis très enrhumé
به خاطر سرمای زیاد اصلا دوست ندارم برم بیرون ؛ در حقیقت، سرمای بدی خوردم

Mon oncle parle très mal espagnol, pourtant il a vécu quinze année à Madrid
عموم خیلی بد اسپانیایی صحبت می کنه، اگرچه پنج ساله در مادرید زندگی میکنه

نکته :  برخی قیدها با اینکه معنی یک کلمه را اصلاح می کنند و یا به عنوان کلمه ربط بکار می روند، یک معنی متفاوت دارند :
autrement , justement , seulement , à peine , aussi, etc.
جایگاه آنها یکسان نیست.

مقایسه :
Toi, tu penses qu’il n’y a que l’argent qui compte. Moi, je pense autrement
تو، تو فکر می کنی که فقط پول اهمیت دارد. من طور دیگری فکر می کنم
Je prends toujours des notes pendant le cours. Autrement, j’oublie ce que le professeur a dit
من همیشه در طول کلاس یادداشت بر میدارم. وگرنه، آنچه استاد گفته است را فراموش می کنم

Il a très justement fait remarquer qu’il était trop tôt pour porter un jugement définitif
او به درستی خاطرنشان کرد که خیلی زود است برای اینکه حکم نهایی صادر شود
Allô, c’est toi Anne ? Quelle coïncidence ! Justement j’allais t’appeler
الو، تویی آن؟ چه همزمانی ای ! همین الان میخواستم بهت زنگ بزنم

■ سختیِ استفاده از برخی قیدها

۱. Bien
– معنی قید bien مخالف mal است

John est en France depuis trois mois et il parle déjà très bien français
ژان سه ماهه که در فرانسه است و خیلی خوب فرانسوی صحبت میکنه

– قید bien همچنین معنی خیلی هم می دهد

Je suis bien étonné de ce que vous me dites
از چیزی که به من گفتید خیلی تعجب کردم

– قید bien برای شدت دادن به comparatif هم استفاده می شود
Leur nouvel appartement est bien plus ensoleillé que l’ancien
آپارتمان جدید آنها خیلی بیشتر از قبلی آفتابگیر است

– قید bien گاهی ارزش صفت پیدا می کند، مخصوصا در گفتار.

Lis ce livre, il est très bien
این کتاب رو بخون، خیلی جالبه

Stéphanie était très bien avec cette robe
استفانی با این پیراهن خیلی زیبا شده بود

On est très bien ici
ما اینجا خیلی خوشحالیم

C’est un homme bien
او مرد صادقیست

نکته : bon و bien می توانند معنی یکسان داشته باشند.
Votre devoir est très bon / très bien
تکالیف شما خیلی خوب است

– می توانیم آنرا با این فرمول ببینیم :
C’est bien de + مصدر

C’est bien d’aider les gens en difficulté
کمک کردن به مردمی که مشکل دارند، خوب است

C’est bien de pratiquer un sport régulièrement
خوبه که یه ورزش رو به طور منظم انجام بدهیم

– قید bien یک اظهار نظر را تشدید می کند.

Les Morel n’habitent plus ici ? Mais non, tu sais bien qu’ils sont partis à l’étranger
خانواده مورل دیگه اینجا زندگی نمی کنند؟ نه، تو که میدونی آنها به خارج رفته اند

Je voudrais bien vivre à la campagne
خیلی دلم میخواد در حومه شهر زندگی کنم

توجه : اشتباه نگیرید
(آرزو داشتن)       je voudrais bien
(پذیرفتن)                je veux bien

۲. Beaucoup
– قید beaucoup می تواند با یک فعل استفاده شود

Mon père voyage beaucoup pour son travail
پدرم برای کارش خیلی سفر میکنه

J’aime beaucoup le café
من خیلی قهوه دوست دارم

– عبارت beaucoup de + اسم نقش شناسه را بازی می کنند.

Mon père fait beaucoup de voyages
پدرم سفرهای زیادی انجام میدهد

Je bois beaucoup de café
من قهوه زیادی می خورم

– قید beaucoup می تواند قبل از comparatif و قبل از trop هم بیاید.

Je vais acheter ces chaussures. Elle sont beaucoup plus confortable que celle que j’ai essayées avant
میخوام این کفش ها رو بخرم. اینها خیلی بیشتر از اونهایی که قبلا داشتم راحت هستند

Ces chaussures sont beaucoup trop petites pour moi
این کفش ها برای من خیلی زیاد کوچک هستند

۳. Peu / un peu
این دو قید یک کمیت کوچک را بیان می کنند اما peu بار معنایی منفی دارد و un peu بار معنایی مثبت.

– با یک فعل
مقایسه :
Monsieur Laforêt, je le connais peu
آقای لافورت، من او را کم می شناسم. ( اغلب او را نمی بینم)
Monsieur Laforêt, je le connais un peu
آقای لافورت، من او را کمی می شناسم. ( گاهی او را می بینم)

– با یک اسم
قید peu هم برای اسامی قابل شمارش استفاده می شود، هم برای اسامی غیر قابل شمارش. اما un peu فقط برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده می شود.

Il fait froid; il y a peu de promeneurs dans les rues
هوا سرده؛ افراد کمی در خیابان هستند. (قابل شمارش)

Rajoute un peu de sel dans la sauce
دوباره کمی نمک به سس اضافه کن. (غیر قابل شمارش)

مقایسه:
Il a peu de patience
او کم تحمل است
Aie donc un peu de patience
بنابراین کمی صبر داشته باشید

۴. Très

Très + صفت / قید

Claire est très jolie et très intelligente
کلر خیلی زیبا و خیلی باهوشه

Comment-allez vous ? Très bien, merci
چطوری؟ خیلی خوبم، ممنون

همچنین از très در این عبارات استفاده می کنیم.
(.faire attention, avoir faim (soif, envie, besion, etc

J’ai très faim et très soif
خیلی گرسنه و خیلی تشنه هستم

Il faut faire très attention en traversant cette rue
هنگام عبور از خیابان باید خیلی احتیاط کنیم

توجه : très با صفت هایی که ارزش superlatif دارند استفاده نمی شود

C’est très magnifique
C’est magnifique ⇒

نکته : très و trop را با هم اشتباه نگیرید.

مقایسه :
Ce café est très chaud
این قهوه خیلی داغه. (اما شاید بتونم بخورم)
Ce café est trop chaud
این قهوه خیلی داغه. (اصلا نمی تونم بخورمش)

C’est un bébé très fragile
او کودک خیلی ضعیفیه
C’est un bébé trop fragile pour aller à la crèche
این کودک برای رفتن به مهدکودک خیلی ضعیفه

۵. Même
این قید برای تاکید بر روی یک اسم و یا نشان دادن درجه بندی استفاده می شود.

C’est dans cette maison même que Jeanne d’Arc est née
این همان خانه ایست که ژاندارک در آن متولد شد. (تاکید)

Le ministre lui-même inaugurera ce lycée
وزیر خودش این مدرسه را افتتاح خواهد کرد. (تاکید)

Jean est très doué pour les langues. Il parle l’anglais, l’allemend et même le chinois
ژان در زبان خیلی با استعداده. او به انگلیسی، آلمانی و حتی چینی صحبت می کنه. (درجه بندی)

Tout le monde s’est baigné, même Zoé qui n’aime pas nager
همه آبتنی کردند. حتی زوه که شنا کردن رو دوست نداره. (درجه بندی)

نکته : قید voire در قسمت دوم جمله، برای شدت بخشیدن به یک ادعا بکار می رود. (زبان ادبی)

Il faudra des mois, voire des années avant que cette région dévastée soit reboisée
ماه ها طول میکشه، و حتی شاید سالها تا اینکه این منطقه ویرانه آباد شود

۶. Alors
à ce moment-là = Alors (در گذشته یا در آینده)

Max finira ses études de médecine dans deux ans. Il aura alors 30 ans
مکس دو سال دیگر درس پزشکی اش را تمام می کند. او آن زمان ۳۰ ساله خواهد بود

En 1983, mon père travaillait à Nice et nous habitions alors près de la gare
در سال ۱۹۸۳ پدرم در نیس کار می کرد، و ما در آن زمان نزدیک ایستگاه قطار زندگی می کردیم

donc = Alors

Il y avait la queque pour avoir un taxi ; alors, j’ai pris le mêtro
برای تاکسی صف بود ؛ بنابراین، با مترو رفتم

– در گفتار، از alors برای نشان دادن یک واکنش احساسی استفاده می شود.

? Alors, tu viens
بالاخره اومدی ؟ (بی صبری)

! Ça alors
چه عجب ! (تعجب)

۷. Aussi
– قید aussi به معنی همچنین هیچوقت در ابتدای جمله نمی آید.

Pierre fait du judo et il fait aussi de l’équitation
پیر جودو انجام میدهد و اسب سواری هم می کند

– قید aussi به معنی بنابراین در ابتدای جمله میاید و باعث معکوس شدن فاعل می شود. (زبان ادبی)

C’était le centenaire de la mort d’Émile Zola ; aussi de nombreuses commémorations ont-elles été organisées un peu partout
این صدمین سالگرد درگذشت امیل زولا بود. بنابراین بزرگداشت های بسیاری در همه جا برگزار می شوند

– قید aussi در یک مقایسه برابر هم استفاده میشود.

Il est aussi grand que son père
او به اندازه پدرش بلند است

۸. Ainsi
Ainsi = de cette manière

Salut !” On ne s’adresse pas ainsi à une personne âgée”
ما اینگونه با سالمندان صحبت نمی کنیم

– قید ainsi به معنی بنابراین در ابتدای جمله می تواند باعث معکوس شدن فاعل در جملات ادبی شود.

Un contrôle très strict a été établi à l’entrée du stade. Ainsi, on éspere / Ainsi éspere-t-on que le match se déroulera sans incident
بازرسی بسیار سختی در ورودی ورزشگاه برقرار شده است. بنابراین امیدواریم که این مسابقه بدون حادثه برگزار شود

۹. Plutôt

Ne viens pas ce soir ! Viens plutôt demain
امشب نیا ! ترجیحا فردا بیا

Prenez l’autoroute plutôt que les petites routes ! Vous irez plus vite
به جاده جاده های فرعی از بزرگراه برو ! سریعتر خواهی رفت

۱۰. Ici و là
– از ici و برای نشان دادن تضاد یک مکان نزدیک و یک مکان دور استفاده می شود.

《La bibliothécaire m’a dit :《C’est ici qu’on rend les livres et c’est là qu’on les emprunte
مسئول کتابخانه به من گفت :《ما اینجا کتابها رو پس میگیریم و آنجا آنها رو قرض می دهیم》

– اما وقتی تضادی در کار نباشد، بسیار پرکاربردتر از ici است.

! Asseyez-vous là
اینجا بنشینید !

Pourrais-je parler à madame Roubin ? Non, elle n’est pas là
میتونم با خانم روبین صحبت کنم؟ خیر، او اینجا نیست

نکته : برای تاکید بر روی دوری از là-bas استفاده می کنیم.
! Asseyez-vous là-bas
برو اونجا بشین !

۱۱. Tout
قید tout به معنای کاملا و خیلی است.

Les enfants de nos visions sont tout petits
بچه های همسایگان ما خیلی کوچک هستند

Elle portait une robe toute blanche
او یک پیراهن کاملا سفید به تن داشت

۱۲. En fait / en effet

Je pensais que c’était de la confiture d’oranges ; en fait c’était de la confiture d’abricots
من فکر کردم که اون مربای پرتقال بود ؛ اما / در حقیقت مربای زردآلو بود

Il a cessé de jouer du violon ; en effet, il edt complétement absorbé par ses études
او از ویولون زدن دست کشید ؛ چرا که کاملا جذب درسهایش شده است

۱۳. D’ailleurs / par ailleurs

Éteins la télévision ! Tu l’a assez regarder aujourd’hui. D’ailleurs, il est temps d’aller te coucher
تلویزیون رو خاموش کن ! امروز به اندازه کافی نگاه کردی. به علاوه الان وقت خوابه

Je n’ai plus faim. Je ne prendrai pas de dessert. D’ailleurs, je n’aime pas beaucoup les gâteaux
دیگه گرسنه نیستم. دسر نمیخورم. به علاوه، خیلی کیک دوست ندارم

Cette femme est souvent désagréable ; mais, par ailleurs, elle est très compétente dans son travail
این خانم اغلب بداخلاقه : اما، از طرف دیگر، او در کارش خیلی ماهره

۱۴. Au moins / du moins

Muriel Dubois a l’air jeune mais elle a au moins 55 ans
آقای دوبوآ به نظر جوان میاد اما حداقل ۵۵ سالشه

Il a fait le tour de monde en bateau à voile, du moins c’est ce qu’il raconte
او با قایق بادبانی تمام جهان رو سفر کرد، لااقل این چیزیست که خودش تعریف میکند

■ جایگاه قیدها
• وقتی قید یک صفت و یا یک قید دیگر را تغییر می دهد. این قبل از اسم می آید.

Cette histore est parfaitement exacte
این داستان کاملا دقیق است

Vous conduisez trop vite
شما خیلی سریع رانندگی می کنید

• وقتی قید یک فعل را تغییر می دهد :
– در یک زمان ساده، قید بعد از فعل می آید.

Il arrivera demain
او فردا خواهد آمد

Notre chien couche dehors
سگ ما بیرون می خوابد

La vieille dame marchait lentement
 پیرزن به آرامی راه می رفت

– در زمان ترکیبی، عموما قید بین فعل کمکی و participe passé قرار می گیرد. این بخصوص در مورد قیدهای کمّی به علاوه قیدهای souvent، toujours، bien، mal، déjà و غیره است.

Nous avons beaucoup ri en voyant ce film
ما موقع تماشای این فیلم خیلی خندیدیم

Le maire a bien expliqué son projet
شهردار پروژه اش را خوب توضیح داد

L’avion est déjà artivé
هواپیما همین الان رسید

* اما وقتی قید یک کلمه طولانی است می تواند بعد از participe passé هم بیاید.

Nous avons déjouné rapidement
ما به سرعت ناهار خوردیم

• وقتی قید یک جمله را تغییر می دهد، جایگاه آن بسته به اهمیتی که به آن می دهیم متغیر است.

il y a des fleurs partout 
Dans ce jardin { il y a partout des fleurs
partout il y a des fleurs
در این باغ، همه جا پر از گل است.

Demain, le magasin ouvrira à ۱۰ heures
Le magasin ouvrira demain à ۱۰ heures
مغازه فردا ساعت ۱۰ باز خواهد شد

قید هاکلمات غیر قابل تغییر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *