loading

وجه التزامی در یک جمله پیرو، برای بیان احساسات و یا تفسیر یک موضوع، و بعد از برخی حروف اضافه می آید.

مقایسه :
Je viens d’apprendre que Pierre est malade
من اخیرا متوجه شدم که پیِر مریضه (بیان یک واقعیت ⇐ خبری)

Je suis désolé que Pierre soit malade
من متاسفم که پیِر مریض شد (بیان یک حس ⇐ subjonctif)

■ Subjonctif چهار زمان دارد :
– دو زمان ساده : حال و imparfait
– دو زمان ترکیبی : گذشته و plus-que-parfait

* فقط دو زمان حال و گذشته امروزه متداول است. imparfait و plus-que-parfait مربوط به متون قدیمی و ادبی است.

● زمان حال
قانون کلی :
e ، -es، -e، -ions، -iez، -ent- + ریشه سوم شخص جمع حال

Parler :  ils parl-ent  =  que je parl-e
Finir :  ils finiss-ent  =  que je finiss-e
Mettre :  ils mett-ent  =  que je mett-e

نکته : در اول شخص و دوم شخص جمع، بعضی از فعل ها، ریشه اول شخص و دوم شخص جمع زمان حال را دارند.

Recevoir :   ils reçoiv-ent  =  que je reçoiv-e
nous recev-ons  =  que nous recev-ions
vous recev-iez  =  que vous recev-iez

Prendre :   ils prenn-ent  =  que je prenn-e
nous pren-ons  =  que nous pren-ions
vous pren-iez  =  que vous pren-iez

● زمان گذشته :

participe passé + صرف فعل کمکی  être یا avoir

Travailler :  que j’aie travaillé
Partir :  que je sois parti

نکته : فعل های vouloir ، pleuvoir ،falloir ،pouvoir ،savoir ،aller ،faire ،ètre ،avoir و valoir به شکل بی قاعده صرف می شوند.

● L’imparfait

sse ، -sses، -.^t، -ssions، -ssiez، -ssent- + ریشه سوم شخص جمع حال

Parler :  je parla(i)  =  que je parla-sse,  qu’il parlâ-t
Finir :  je fini(s)  =  que je fini-sse,  qu’il finî-t
Vouloir :  je voulu(s)  =  que je voulu-sse,  qu’il voulû-t
Voir :  je vi(s)  =  que je vi-sse,  qu’il vî-t

● Le plus-que-parfait

participe passé + صرف فعل کمکی  être یا avoir  به subjonctif imparfait

Faire :  que j’eusse fait
Venir :  que je fusse venu

■ کاربردهای subjonctif

○ در جملات پیرو
در جملات پیرو است که اکثرا از subjonctif استفاده می شود : جملات پیرو نسبی، کامل، پیرو علت، پیامد، زمان، هدف و …

○ کاربرد تنها (امر برای سوم شخص)
در سوم شخص مفرد یا جمع، یک ارزش امری وجود دارد. در این حالت que قبل از آن می آید.

! Que les candidats soient là demain à huit heures
کاندیداها راس ساعت ۸ اینجا باشند !

! Que personne ne sorte
هیچ کس بیرون نره !

○ در عبارات شعاری
در بعضی شعارها با یا بدون que دیده می شود.

Vive la républic                زنده باد جمهوری
Sauve qui peut                                  الفرار
Dieu soit loué                خداوند ستودنیست
Que le meilleur gagne  حق به حقدار برسد
Soit                               آمین /  باشه  /  قبول

■ ارزش های زمانی subjonctif

○ زمان حال

۱. فعل پیرو، subjonctif حال خواهد بود وقتی که نسبت به فعل اصلی همرمانی وجود داشته باشد، یعنی وقتی که دو فعل در یک زمان اتفاق بیافتد. فعل اصلی می تواند حال، گذشته، آینده و یا شرطی باشد.

Je suis bien content qu’il soit là ce matin
من خوشحالم که او امروز صبح اینجاست

J’étais bien content qu’il soit là hier
من خوشحال بودم که او دیروز اینجا بود

Je serais bien content qu’il soit là
من خوشحال می شوم اگر او اینجا باشد

Nous travaillerons demain bien que ce soit dimanche
ما فردا کار خواهیم کرد حتی اگر یکشنبه باشد.

۲. subjonctif حال ارزش آینده طور خواهد داشت نسبت به فعل اصلی. در این حالت تاخر زمانی خواهیم داشت. فعل اصلی در اینجا هم می تواند حال، گذشته، آینده و یا شرطی باشد.

Je ne suis pas sûr qu’il fasse beau demain
من مطمئن نیستم که فردا هوا خوب باشد

Il était très occupé ; il a demandé que je revienne le lendemain
او خیلی گرفتار بود ؛ از من خواست که فردای آن روز او را ببینم

Je rentrerai tôt pour que nous puissions regarder cette émission à la télévision
من زود برخواهم گشت برای اینکه بتوانم آن برنامه را در تلویزیون ببینم

○ زمان گذشته

۱. فعل پیرو به subjonctif گذشته خواهد بود وقتی که نسبت به فعل اصلی تقدم زمانی داشته باشد. یعنی وقتی که عمل انجام شده در جمله پیرو، قبل از عمل اصلی اتفاق بیافتد. فعل اصلی در اینجا هم می تواند حال، گذشته، آینده و یا شرطی باشد.

Nous sommes très content (action 2) que vous ayez réussi l’ exam (action 1) que vous avez passé le mois dernier
ما خیلی خوشحال هستیم (عمل ۱) که تو موفق شدی (عمل ۲) در امتحانی که ماه گذشته داده بودی

(C’est dommage (action 2) que tu n’ais pas pu venir hier (action 1
حیف شد (عمل ۲) که تو دیروز نتوانستی بیایی (عمل ۱)

Bien qu’il ait déjà vu ce film (action 1), Marc est retourné (action 2) le voir avec nous
با اینکه قبلا این فیلم رو دیده، مارک برگشت تا اون رو با ما ببینه

۲. این حالت همچنین برای بیان یک عمل به اتمام رسیده در یک زمان محدود است.

Il faut que vous ayez fini votre travail avec 19 heures
شما باید قبل از ساعت ۱۹ کارتان را تمام کنید

On demand aux passagers de ne pas quitter leur places abant que l’avion (ne) se soit complètement imobilisé
از مسافران درخواست می شود تا قبل از توقف کامل هواپیما، صندلی های خود را ترک نکنند

En attendant que leur mère soit rentré, les enfants regardaient la télévision
در انتظار بازگشت مادرشان، بچه ها تلویزیون تماشا کردند

○ L’imparfait یا le plus-que-parfait

در زبان قدیم ما همخوانی زمان ها را مشاهده می کنیم. وقتی که فعل اصلی به زمان گذشته یا شرطی بود از imparfait برای همزمانی یا تاخر زمانی نسبت به فعل اصلی استفاده میشد و از plus-que-parfait برای بیان تقدم زمانی و یا عمل به پایان رسیده.
امروزه ما به این همخوانی بیشتر در متون قدیمی و ادبی برخورد می کنیم.

مقایسه :
– زبان متداول
Le préfet de police a ordonné que la foule se disperse
– زبان ادبی
Le préfet de police ordonna que la foule se dispersât
مامور پلیس دستور داد که جمعیت متفرق شوند

وجه التزامیوجوه فعل ها

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *