loading

حروف تعریف یک شناسه برای اسم است که از نظر حالت و تعداد با آن تطبیق پیدا می کند.

سه نوع حرف تعریف وجود دارد که برای مشخص کردن مفهوم اسم در جمله مورد استفاده قرار می گیرد.

– حروف تعریف مشخص

Le vent souffle avec violence ce soir
امشب باد شدیدی می وزد

– حروف تعریف نامشخص

Il y a eu un orage hier matin
دیروز صبح طوفان بود

– حروف تعریف مقدار

Quel temp sec ! Il faudrait de la pluie pour les cultures
چه هوای خشکی ! برای محصولات باید باران ببارد

■ حروف تعریف مشخص

○ اشکال حروف تعریف مشخص

masculin et

féminin pluriel

féminin

sangulier

masculin

sangulier

les la le

 

le livre  ⇒ les livres
la table  ⇒ les tables

در مقابل حروف صدادار و h بی صدا ادغام می شوند.

‘le ⇒ l
l’arbre, l’homme, l’autobus

‘la ⇒ l

l’université, l’heure, l’eau

توجه : در مقابل h با صدا (aspiré) :
۱. ادغام نداریم.

le héros, la hateur, la Hollande

۲. ارتباط آوایی (liaison) هم نداریم.

[les Halles [le al], les haricots [le ariko

* در هیچ حالتی حرف h در زبان فرانسه تلفظ نمی شود.

حروف تعریف le و les با حروف اضافه à و de ادغام می شوند.

à + le  ⇒ au  :  Nous allons au cinéma
à + les  ⇒ aux  :  Le professeur parle aux élèves

de + le  ⇒  du  :  La table du salon
de + les  ⇒  des  :  Les feuilles des arbres

○ کاربرد حروف تعریف مشخص
وقتی از حرف تعریف مشخص استفاده می کنیم که :

– اسم نشان دهنده یک فرد یا چیز شناخته شده یا منحصربفرد باشد.

Le soleil éclaire la Terre
خودشید زمین را روشن می کند

Le président de la république préside le Conseil des ministres du mercredi
رئیس جمهور روز چهارشنبه ریاست هیئت وزیران را به عهده دارد

– یک اسم عمومی باشد.

L’argent ne fait pas le bonheur
پول خوشبختی نمیاره !

Les jeunes adorent les jeux vidéo
جوان ها عاشق بازی های ویدئویی هستند

Le TGV est plus rapide que la voiture pour aller à Marseille
قطار سریع السیر برای رفتن به مارسی از ماشین سریعتر است

– یک اسم که مشخص شده باشد توسط :
• یک عبارت وابسته نسبی

La route que nous avons pris pour aller à Avignon traverse des paysages magnifiques
جاده ای که برای رفتن به اوینیون انتخاب کردیم از چشم اندازی فوق العاده عبور می کند

• یک مکمل اسم

La route de Brive à Cahors est très pittoresque
جاده بریوَکَور بسیار تماشایی است

• یک متن

Nous sommes rentrés en voiture de Nancy dimanche soir. La rout était trés encombrée
ما یکشنبه شب با ماشین نانسی برگشتیم. جاده خیلی شلوغ بود

نکته : برای بعضی از مکان ها از حرف تعریف مشخص استفاده می شود.

vivre à la montagne, à la campagne, aller à la poste, aller à la poste, à la piscine, au cinéma, être à la maison, a l’école, au bureau

همچنین در موارد زیر از حرف تعریف مشخص استفاده می شود :

– در مقابل اسامی جغرافیایی

l’Europe, la Suède, le Canada, les montagnes Rocheuse, les Alps, le Nil, l’océan Atlantique, la Normandie

– در مقابل مردم و زبان ها

les italiens, les Grecs, les anglais
le chinois, l’hérbeu, le turc

– در مقابل اسامی روزها، ماهها
l’hiver, le printemps, l’éré, l’automne
le 15 mai, le mardi 7 septembre
la Toussaint, le jour de l’an, …    به جز = Noël و Pâques

– در مقابل رنگ ها

le vert, le blanc, le rose

Cet été, le blanc et le beige sont très à la mode.
این تابستان، مشکی و صورتی خیلی مد هستند

– در مقابل صفت عالی (superlatif)

La tour Eiffel est le monument le plus célèbre de Paris
برج ایفل معروف ترین بنای پاریس است

– در مقابل القاب و عناوین (به جز madame و madmoiselle)

le présidente, la reine, le Premier ministre, le général Legrand, le professeur Dubois

– در مقابل نام خانوادگی

les Martin, les Durand

– برای بیان یک اندازه

(۹۰ کیلومتر بر ساعت) km à l’heure 90, (هر لیتر) euro le litre 1, (هر متر) euros le mètre 20, (هر کیلو) euros le kilo 3

En ce memont, l’essence coûte un euro le litre
الان قیمت بنزین یک یورو برای هر لیتر است

– برای دادن یک رقم تقریبی

Je pense qu’il a la quarantaine
من فکر میکنم او حدودا چهل ساله است

Une bouteille de campagne coûte dans les vingt euros
هر بطری شامپاین تقریبا بیست یورو قیمت دارد

چند نکته :
۱. در مقابل اسم برخی کشورها حرف تعریف نمی گذاریم.

.Cuba, Israël, etc

۲. در مقابل اسامی ماه ها هم حرف تعریف نمی گذاریم.

Septembre est le mois de la rentrée des classes
سپتامبر ماه بازگشت به مدرسه است

۳. حرف تعریف مشخص در مقابل روز، هفته و یا midi، matin و soir نشان دهنده یک عادت است.

مقایسه:
Max joue au football le mercredi
مکس هر چهارشنبه فوتبال بازی میکند
Max jouera au football mercredi avec ses copains
مکس چهارشنبه با دوستانش فوتبال بازی خواهد کرد. (فقط همین چهارشنبه)

نگویید :
Je t’appellerai le lundi prochain
Je t’appellerai lundi prochain ⇒
من دوشنبه بعد باهات تماس می گیرم

La madame que nous avons croisée est notre nouvelle voisine
La dame que nous avons croisée est notre nouvelle voisine ⇒
خانمی که از جلوی ما رد شد همسایه جدیدمان است

○ مورد خاص :
وقتی که ارتباط بین اعضای بدن و دارنده آن مشهود باشد، قبل از اسامی اعضای بدن، به جای صفت های ملکی از حرف تعریف مشخص استفاده می شود.

Elle a les cheveau noirs er les yeux verts
او موهای سیاه و چسمان سبز دارد

Il écrit de la main gauche
او با دست چپ می نویسد

Il marchait le dos courbé, les main derrier le dos
او با کمر خمیده و دستان پشت سر قدم زد

توجه : نگویید :
Ella a fermé ses yeux
Ella a fermé les yeux ⇒

این مورد مخصوصا وقتی اتفاق می افتد که :
– ارتباط ملکی توسط یک فعل انعکاسی مشخص می شود.

Lave-toi les mains
دستاتو بشور

Il c’est coupé le doight
او انگشتش را برید

– دارنده قبلا توسط مفعول غیرمستقیم مشخص شده است.

Ce bruit me donne mal à la tête
این سروصدا سرمو درد میاره

■ حروف تعریف نامشخص

○ اشکال حروف تعریف نامشخص

masculin et

féminin pluriel

féminin

sangulier

masculin

sangulier

des une un

un livre  ⇒ des livres
une table  ⇒ des tables

توجه : اشتباه نگیرید :

Ils ont des enfants (حرف تعریف نامشخص جمع)
آنها چند بچه دارند

Les jouet des enfants sont étalés sur le tapis (حرف تعریف مشخص ادغام شده : de + les)
اسباب بازیهای بچه ها روی فرش پخش شده است

○ کاربرد حروف تعریف نامشخص
از حرف تعریف نامشخص استفاده می کنیم :

– در مقابل اسامی قابل شمارش
 
J’si acheté un bicyclette et des rollers
من یک دوچرخه و چند اسکیت خریدم

Il m’a envoyé un courreil de chine
او برای من یک نامه از چین فرستاد

Il m’envoie réqulirement des courreils
او برای من مرتبا نامه می فرستاد

– وقتی که اسم مشخص کننده یک فرد یا شیء نامشخص باشد.

Un client a appelé. Il n’a pas laissé son nom
یک مشتری تماس گرفت. او اسمش رو نگفت

J’ai trouvé des gants par terre
من دستکش ها رو روی زمین پیدا کردم

! J’ai une idée
من یه ایده ای دارم !

– وقتی که اسم خاص شده باشد بوسیله :
▪ یک صفت

De haut de cette montagne, on découvre un paysage magnifique
در قله این کوه، یک منظره فوق العاده میبینیم

▪ یک مکمل اسم

Ce tableau représent un paysage d’hiver
این تابلو یک منظره برفی رو نمایش میده

▪ یک وابسته نسبی

C’est un paysage qui fait rêver
این یک منظره رویایی است

نکته : حرف تعریف نامشخص می تواند یک وزن عمومی هم داشته باشد.

Une banane, c’est facile à éplucher
موز، راحت پوست کنده میشه. (موزها بطور کلی)

○ مورد خاص
وقتی که قبل از اسم جمع، صفت بیاید، به جای des از de استفاده می کنیم.

مقایسه :
J’ai acheté des roses
J’ai acheté de jolies roses

Ce jeune pianists a fait des progrès
Ce jeune pianists a fait de grands progrès

اما وقتی که ترکیب اسم + صفت به عنوان یک اسم مرکب در نظر گرفته شود، حرف تعریف تغییر نمی کند.

(قاشق های چایخوری) des petits cuilléres ,(نوه ها) des petits filles ,(سوپر مارکت ها) des grands magasins ,(آگهی ها) des petites annonces ,(نخود ها) des petits pois

■ حروف تعریف مقدار

○ اشکال حروف تعریف مقدار

féminin sangulier masculin sangulier
de la du

du pain
de la monnaie

در مقابل یک حرف صدادار با h بی صدا :

du ⇒ de l’   :   de l’argent,  de l’oe
de la ⇒ de l’   :    de l’eau,  de l’huile

توجه : اشتباه نگیرید :

J’ai mangé du fromage de chèvre (حرف تعریف مقدار مفرد مذکر)
من پنیر بز می خورم
Je n’amie pa l’odeur du fromage (حرف تعریف مشخص ادغام شده : de + le)

Nous avons mangé de la ratatouille (حرف تعریف مقدار مفرد مونث)
ما راتاتویی می خوریم
Elle m’a donné la recette de la ratatouille (حرف تعریف مشخص)
او دستور پخت راتاتویی را به من داد

○ کاربرد حروف تعریف مقدار
از حرف تعریف مقدار استفاده می کنیم :

– در مقابل اسمی که برای نشان دادن یک مقدار نامشخص است، بخشی از یک کل که قابل حساب کردن نیست.

À table, les Français boivent du vin, de l’eau et parfois de la bière
سر میز غذا، فرانسوی ها شراب، آب و گاهی آبجو می نوشند

Pou faire ce gâteau, il faut de la farine, du beurre, du sucre
برای درست کردن این کیک، به آرد، کره، شکر نیاز است

– در مقابل یک اسم انتزاعی

Il faut de courage pour être pompier
آتش نشان بودن احتیاج به شجاعت دارد

Nos voisins partant en vacances à Tahiti. Ils ont de la chance
همسایگانمان برای تعطیلات به تاهیتی رفتند. آنها خوش شانس هستند

نکته :
۱. با فعل faire وقتی که معنی انجام دادن دارد، غالبا ار حرف تعریف مقدار استفاده می شود.

faire du sport, de la natation
faire du violon, de la guitare
faire de l’histoire, du droit
faire du théâtre, de la politique

۲. در مقابل برخی از اسم ها، des به عنوان حرف تعریف مقدار در نظر گرفته می شود.

des épinards, des rillettes

■ مقایسه سه حرف تعریف

○ تفاوت حرف تعریف مشخص و نامشخص

مقایسه :
Ils ont trouvé un chien sur un parking et ils ont recueilli
آنها سگی در یک پارکینگ پیدا کردند و آنرا جمع آوری کردند (سگ ناشناس است)
Le chine de nos voisins aboie vraiment beaucoup
سگ همسایه ما خیلی زیاد پارس میکنه (سگ شناخته شده است)

Jean adore raconter des histoire drôle
ژان دوست داره داستان های بامزه تعریف کنه (خاص شدن اسم توسط صفت)
L’histoire que Jean nous a racontée est incroyable
داستانی که ژان برای ما تعریف کرد باورنکردنی بود (مشخص بودن اسم توسط وابسته نسبی)

Dans les grandes villes, on mène une vie de fou
در شهر های بزرگ، به سمت زندگی دیوانه واری می رویم (fou نقش صفت را بازی می کند)
J’aime la vie en ville
زندگی شهری را دوست دارم (به طور کلی سبک زندگی شهری)

C’est l’acteur que je préfère
او بازیگریست که من بهش علاقه دارم (بازیگر مورد علاقه من)
C’est un acteur qui joue les rôles de jeune premier
او بازیگریست که نقش های اول بازی می کند (یک تیپ خاص از بازیگری)

نکته :

مقایسه :
Elle a les yeux bleus
او چشمان آبی دارد (توصیف)
Elle a des yeux bleus superbes
او چشمان آبی بی نظیری دارد (خاص شدن بوسیله صفت superbes)

○ تفاوت بین سه حرف تعریف
یک اسم یکسان می تواند با هر کدام ازین سه حرف تعریف بیاید، اگر متعلق به دسته اسامی غیرقابل شمارش باشد.

– soleil, neige, pluie, vent , etc
– viande, lait, vin, crème, etc
– patience, courage, force, vertu, énergie, etc
– argent, or, fer, acier, etc

L’eau est indispensable à la vie
آب برای زندگی ضروری است (به طور کل)
Cette source donne une eau très pure
این چشمه آب خیلی خالصی میدهد (خاص شدن بوسیله صفت)
Je voudrais de l’eau, s’il vous plaît
من آب میخوام، لطفا (مقدار نامشخص)

? Tu viens, on va prendre un café
ما می خوایم بریم قهوه بخوریم، تو هم می آیی؟ (یک فنجان قهوه)
Le café de Colombie est très réputé
قهوه کلمبیایی خیلی مشهوره (مشخص شده بوسیله مکمل اسم)
Le matin, beaucoup de Français boivent de café
صبح ها، خیلی از فرانسوی ها قهوه می خورند (مقدار نامشخص)

Anne a rapporté du travail à faire chez elle
آن کارهایش را برای انجام دادن به خانه آورد (مقدار نامشخص)
Elle a un travail fou en ce moment
او الان یک کار دیوانه کننده دارد (خاص شدن بوسیله صفت)
Mais le travail qu’elle fait l’intéresse beaucoup
اما کاری که او انجام میده خیلی جالبه (مشخص شده بوسیله وابسته نسبی)

■ حروف تعریف نامشخص و مقدار در جملات منفی

○ بعد از یک فعل منفی
بعد از یک فعل منفی، وقتی که کل جمله کند، حرف تعریف نامشخص و حرف تعریف مقدار با de جایگزین می شوند.

Alexis a un portable
Alexis n’a pas de portable ⇒
الکسیس کیف پول ندارد

Il y a encore de la neige sur les toit des maisons
Il n’y a plus de neige sur les toit des maisons ⇒
دیگر برفی روی سقف خانه ها وجود ندارد

Les étudiants ont posé des questions
Les étudiants n’ont pas posé de questions ⇒

توجه : نگویید
Je n’aime pas de café
Je n’aime pas le café ⇒

نکته : sans بار منفی دارد. بنابراین تغییر حرف تعریف صورت می گیرد.

Il est sorti en faisant du bruit
Il est sorti sans faire de bruit ⇒
او بدون سر و صدا بیرون رفت

* اما حرف تعریف تغییر نمیکند :

– منفی شدن نه بر روی کل جمله، بلکه فقط بر روی یک عنصر از جمله باشد.

Julie ne boira pas du thé mais du chocolate
ژولی چای نمی نوشد اما شکلات میخورد

Stéphane n’a pas acheté une voiture française mais une voiture japonaise
استفان ماشین فرانسوی نخرید، ژاپنی خرید

– وقتی که un  معنی “یکی” بدهد.

Elle était intimidée ; elle n’a pas dit un mot
او مضطرب بود ؛ یک کلمه هم حرف نزد

– بعد از فعل être در یک جمله شناسایی.

C’est un excellent skieur
Ce n’est pas un excellent skieur ⇒
او اسکی باز خوبی نیست

Ce sont des remarques intéressantes
Ce ne sont pas des remarques intéressantes ⇒
این ها نکات جالبی نیستند

Quand j’étais au lycée, j’étais une bonne élève
Je n’étais pas une bonne élève ⇒
دانش آموز خوبی نبودم

○ بعد از …ni…ni
بعد از …ni…ni، حرف تعریف نامشخص و حرف تعریف مقدار حذف می شوند. اما می توانیم همچنین بگوییم :
pas de … ni de

En France, il y a des lions, des tigres, des panthères
En France, il n’y a ni lions, ni tigres, ni panthères, sauf au zoo ⇒
در فرانسه، نه شیر هست، نه ببر، نه پلنگ، مگر در باغ وحش

Nous avons un chalet à la montagne et une villa au bord de la mer
Nous n’avons pad ni chalet à la montagne ni villa au bord de la mer ⇒
Nous n’avons pas de chalet à la montagne ni de villa au bord de la mer ⇒
ما نه کلبه ای در جنگل داریم نه ویلایی کنار دریا

توجه : حرف تعریف مشخص باقی می ماند.

Il n’aime pas ni le vin ni le bière
او نه شراب دوست دارد نه آبجو

■ حذف حروف تعریف نامشخص و مقدار

○ قبل از اسمی که با اصطلاح کمّی آمده باشد
حرف تعریف نامشخص و مقدار حذف می شوند.

– بعد از یک قید
beaucoup de                plus de
trop de                       assez de
autant de                     mios de
.peu de                               etc

Il y a des arbres fruitiers dans ce jardin
Il y a beaucoup d’arbres fruitiers dans ce jardin ⇒
تعداد زیادی درخت میوه در این باغ هست

– بعد از یک اسم
un kilo de             une tranche de
une heure de           un paquet de
un morceau de       une goutte de
.une bouteille de                     etc

Je voudrais du jambon
Je voudrais une tranche de jambon ⇒

J’ai acheté du tissu pour faire des rideaux
J’ai acheté dix mètres de tissu pour faire des rideaux ⇒

○ بعد از حرف اضافه de
حرف تعریف نامشخص جمع و حرف تعریف مقدار بعد از حرف اضافه de حذف می شوند. در واقع ادغامشان غیرممکن است.
                  de + des
                   de + du     
de + de la       =  de
                ‘de + de l

(Le ciel est couvert de nuages (de + des nuages
آسمان پوشیده از ابر است

(Cette bouteille est pleine d’eau (de + de l’eau
این بطری پر از آب است

(Faute de temps, je ne suis pas allé à la poste (de + du temps
به دلیل کمبود وقت ، به اداره پست نرفتم

(Ce magasin a fermé en raison de difficultés financière (de + des difficultés
این مغازه بدلیل مشکلات مالی بسته شد

در مقابل، حدف تعریف نامشخص مفرد باقی می ماند.

مقایسه :
J’ai besoin d’un conseil
J’ai besoin de conseils

Il s’est servi d’un crayon bleu pour dessiner
Il s’est servi de crayons de couleur pour dessiner

○ بعد از حرف اضافه sans
به طور کل حرف تعریف حذف می شود.

Elle est sans travail actuellement
او در حال حاضر بیکاره

Je prends toujours mon café sans sucre
من معمولا قهوه ام را بدون شکر می خورم

حرف تعریف حفظ می شود وقتی که اسم بوسیله یک صفت توصیف شود.

Sans un travail acharné, vous ne réussirez pas votre examen
بدون تلاش زیاد، شما در امتحان موفق نمی شوید

○ قبل از یک اسم attribut که مشخص کننده یک شغل باشد

Mon cousin est devenu directeur de la banque où il travaille depuis dix ans
پسرعموی من مدیر بانکبه که ده ساله اونجا کار می کنه

Madame Levy est professeur d’anglais
خانم لوی معلم انگلیسیه
اما می گوییم :
Madame Levy est un excellent professeur d’anglais
خانم لوی معلم انگلیسیه فوق العاده ایه

■ حذف هرسه حرف تعریف

○ قبل از مکمل اسم هایی که با حرف اضافه à و de می آید.
قبل از مکمل اسم هایی که با حرف اضافه à و de می آید از حرف تعریف استفاده نمی کنیم، وقتی که مفعول معنای اسم را توضیح می دهد.

• حرف اضافه de

Une carte de géographie, de visite, d’étudiant, d’identité, etc
Une salle de classe, de cinéma, de concert, d’attente, de bains, etc

مقایسه :
Une cour d’immeuble est souvent sombre
حیاط ساختمان اغلب تاریک است (یک نوع حیاط)
Il y a de belle plantes vertes dans la cour de l’immeuble où j’habite
در حیاط ساختمانی که من زندگی می کنم گیاهان زیبایی وجود دارد (یک حیاط خاص)

Il y a un arrêt d’autobus au coin de la rue
یک ایستگاه اتوبوس کنار خیابان هست
C’est l’arrêt d’autobus 38
این ایستگاه اتوبوس ۳۸ است

• حرف اضافه à

چاقوی برش نان        un couteau à pain
مسواک                      une brosse à dent
سبد خرید            un panier à provision
جعبه سیگار             une boîte à cigares

* اگر حرف اضافه à معنی با بدهد حذف نمی شود
بستنی وانیلی   une glace à la vanille
نان شکلاتی     un pain au chocolate

○ دیگر موارد حذف حروف تعریف

– در یک لیست
Tout est en solde dans ce magasin : jupes, pantalons, chemisiers, vestes, manteaux
همه چیز در این مغازه حراج است : دامن ها، شلوارها، پیراهن ها، کت ها، پالتوها

– در آگهی ها، تیتر روزنامه ها و کتاب ها
خانه فروشی    maison à vendre
طوفان های وحشتناک جنوبی  violents orages dans le Midi
کتاب قواعد   livre de grammaire

– در برخی عبارات فعلی
avoir envie, faire attention

– بعد از برخی فعل ها
changer d’avis, de coiffure
se tromper de direction, d’adresse

– بعد از برخی حروف اضافه، در برخی عبارات
en été, par terre, à pien, en argent, avec plaisir, etc

حروف تعریف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *