loading

ضمایر نامعین بیان کننده تفاوت های مختلفی از هویت یا کیفیت هستند.

• آنها یا شناسه یک اسم هستند. (صفت)

Nous avons passé quelques jours de vacances à Rome
ما چندین روز را برای تعطیلات در رم گذراندیم

• یا ضمیر هستند.

Quel brouillard ! On n’y voit rien. Tout est gris
چه مه ای ! هیچی دیده نمیشه. همه چیز محوه

■  نامعین ها : صفات و ضمایر

۱- On

ضمیر مفرد مذکر که همیشه فاعل است. می تواند نشان دهنده یک یا چندین نفر باشد. سه معنی اصلی دارد :

En France, on mange beaucoup de fromage
در فرانسه، مردم خیلی پنیر می خوردند

On a sonné à la port. Va ouvrir, s’il te plaît
دارن زنگ میزنن، لطفا برو درو باز کن (مشخص نیست چند نفر زنگ میزنن)

Si tu veux, on ira au cinéma après le dîner
اگه تو بخوای، بعد از ناهار میریم سینما (به معنی ما در گفتگوی دوستانه)

وقتی که on معنی nous بدهد، صفت و participe passé، یا با on تطبیق پیدا می کند یا با nous.

Pierre est moi, on était fatigué(s) ; on est resté(s) à la maison
پیِر و من، خسته بودیم ؛ ما در خانه ماندیم

نکته : در زبان رسمی، بعد از que، si، et و می توانیم برای تلفظ راحتتر l’on بکار ببریم.

La Suisse est un pays où l’on parle quatre langues
سوئیس کشوریست که مردم در آن به چهار زبان صحبت می کنند.

۲-quelqu’un

ضمیر مفرد که نشاندهنده یک شخص ناشناس است.

Quelqu’un a oublié une écharpe au vestiaire
یک نفر یک روسری در رختکن جا گذاشته

Mon ami parle avec quelqu’un que je ne connais pas
دوستم با کسی حرف میزنه که من نمی شناسم

۳-Personne

ضمیر مفرد که همیشه با ne استفاده می شود. می تواند با ne…plus، ne…encore و ne…jamais هم بکار رود.
این حالت منفی on، quelqu’un و tout le monde است.

Personne ne peut entrer dans le laboratoire sans autorisation
هیچکس نمیتونه بدون اجازه وارد بشه

On ne voit jamais personne dans cette maison
ما هرگز کسی رو در این خانه ندیدیم

Personne d’autre que le directeur ne peut prendre cette décision
کسی به جز مدیر نمیتونه چنین تصمیمی بگیره

Quelqu’un a téléphoné ? Non, personne
کسی تماس گرفت؟ نه هیچکس

نکته : ضمیر نامعین را با اسم اشتباه نگیرید.

Je n’ai rencontré personne en me promenant
در مدت پیاده روی هیچکس رو ندیدم. (ضمیر نامعین)

J’ai rencontré deux personnes en me promenant
در مدت پیاده روی دو نفر رو ندیدم (اسم مونث)

نگویید :

Personne n’est pas venu
Personne n’est venu
هیچکس نیومد

Il n’y en a personne
Il n’y a personne
هیچکس نیست

۴-Quelque chose

ضمیر مفرد که بیانگر یک شیء یا یک ایده نامشخص است.

Attention, vous avez laissé tomber quelque chose
مواظب باش، داری یه چیزی رو میندازی

J’ai quelque chose d’important à vous dire
میخواستم یه چیز مهمی رو بهتون بگم

۵-Rien

ضمیر مفرد که همیشه با ne استفاده می شود. می تواند با ne…plus، ne…encore و ne…jamais هم بکار رود.
این حالت منفی quelque chose و de tout است.

Quel enfant difficile ! Rien ne lui plaît
چه بچه خشکی! هیچی خوشحالش نمیکنه

Il n’y a plus rien dans la réfrigérateur. Il faut faire des courses
دیگه هیچی تو یخچال نیست. باید خرید کنیم

Parler un peu plus fort. Je n’ai rien entendu
یه کم بلندتر حرف بزن. هیچی نمی شنوم

Qu’est que tu a fait dimanche ? Rien de spécial
یکشنبه چیکار کردی؟ کار خاصی نکردم

نکته : برای شدت دادن به rien، از de tout استفاده میکنیم.
Tu veux manger quelque chose? Non merci, rien de tout
چیزی میخوری؟ نه ممنون، هیچی

جدول ۱ – جایگاه ضمایر personne و rien

با یک مصدر زمان های ترکیبی زمان های ساده
Je ne vois personne Je n’ai vu personne Je ne vois personne
Je ne dis rien  Je n’ai rien dit Je ne dis rien

جدول ۲ – quelqu’un، personne، quelque chose ،rien و صفت
این ها میتوانند قبل از صفت مفرد مذکری که با de آمده باشد، بیایند.

صفت مفرد مذکر + de Quelqu’un

Personne

Quelque chose

Rien

C’est quelqu’un de très gentil qui m’a renseigné
یک آدم خیلی مهربونی بود که به من اطلاعات داد

À la réunion, il y avait M. Lagard, M. Dubois et moi-même. Personne d’autre n’est venu
در جلسه، آقای لاگارد، آقای دوبوا و خودم بودیم. کس دیگری نیامد

J’ai quelque chose d’amusant à vous raconter
میخوام یه چیز بامزه برات تعریف کنم

Quelques, quelques-uns, quelques-unes

این کلمات بیانگر تعداد محدود و نامشخصی از افراد یا اشیاء هستند.

۱. Quelques : اسم قابل شمارش + صفت

C’est bientôt l’hiver, il rest encore quelques feuilles sur les arbres
بزودی زمستان میشه، برگهای کمی روی درخت ها مونده

Il faisait très froid. Il n’y avait personne dans les rues sauf quelques touristes qui photogeraphiaient Paris sous la neige
هوا خیلی سرد شده. به جز چند توریست که از پاریس برفی عکاسی میکنند، کسی در خیابانها نیست

۲.Quelques-uns, quelques-unes : ضمیر
به نام پیش از آن اشاره دارند

? Tu connais les chansons des Beatles
Oui, j’en connais quelques-unes
تو خوانندگان گروه بیتلز رو میشناسی؟
بله چندتایی شون رو میشناسم

Le professeur à donne des exercices à faire pour demain. Il y en a quelques-uns de très difficiles
استاد تمرینهایی برای فردا داد. بعضی از اونها خیلی سخته

 : نکته
۱. در زبان رسمی، quelque مفرد، قبل از اسم انتزاعی به معنی “کمی” است.

On gardait quelque espoir de mettre fin au conflict
ما امید کمی به پایان درگیری داشتیم

۲. کلمه quelque همچنین یک قید خواهد بود، وقتی که قبل از یک عدد قرار بگیرد.

Il y avait quelque cinq cents personne dans la salle
حدود پانصد نفر در سالن حضور داشتند

Plusieurs
صفت یا ضمیری که نشان دهنده تعداد بیشتر از دو است.

۱. ضمیر + اسم قابل شمارش

J’ai acheté plusieurs affiches pour décorer ma chambre
من چندین پوستر برای تزئین اتاقم خریدم

Cette exposition sur l’histoire de l’aviation était tellement intéressante que j’y suis retourné plusieurs fois
این نمایشگاه هوایی انقدر جالب بود که من جندین بار دیگر به آنجا رفتم

۲. ضمیر
J’avais beaucoup de photos mais, malheureusement, plusieurs sont ratées
من کلی عکس داشتم، اما متاسفانه، چندتاشون خراب شدند

: نگویید
plusieurs gens
⇒ plusieurs personnes

J’ai plusieurs de livres
⇒ J’ai plusieurs livres

Certains, certaines
“صفت یا ضمیر به معنی “برخی” یا “بعضی.

۱. صفت + اسم جمع

Certains vins comme le Beaujolais nouveau ne se conservent pas longtemps
برخی شراب ها مانند بوژوله جدید مدت زیادی نمی مانند

Les plupart des gens supportent bien l’aspirine, mais certaines personnes y sont allergiques
بیشتر افراد آسپرین را به خوبی تحمل می کنند ، اما برخی از افراد به آن حساسیت دارند

* در حالت مفرد، قبل از صفت certains یک حرف تعریف نامشخص می آید.

C’est un homme d’un certain âge
او یک مرد میانسال است

Ce tableau a une certaine valeur
این تابلو ارزشمند است

۲. ضمیر

Parmi les salariés de cette entrepris, certains sont employés à mi-temps, d’autre a plein temps
در میان حقوق بگیران این شرکت، برخی کارمند پاره وقت و دیگران کارمند تمام وقت هستند

نکته: اگر certains بعد از اسم قرار بگیرد، یک صفت کیفی به معنی “قطعا” خواهد بود.

Il a fait des progrés certains
او قطعا پیشرفت کرده است

Aucun, aucune, pas un (seul), pas une (seule)
صفت یا ضمیری که همیشه با ne استفاده می شود. می تواند با ne…plus، ne…encore و ne…jamais هم بکار رود.

۱. صفت

Je n’ai aucun ami à qui demander conseil sur cette question
من هیچ دوستی ندارم که درباره این مساله ازش مشاوره بخواهم

C’est plus difficile de trouver du travail quand on n’a aucune expérience professionnelle
وقتی هیچی تجربه کاری نداریم، کار پیدا کردن سخت است

نکته : می توانیم با آوردن sans قبل از aucun(e) می توانیم به آن شدت ببخشیم.

Notre déménagement s’est fait sans aucun problème
اسباب کشی ما بدون هیچگونه مشکلی انجام شد

۲. ضمیر

Pour le mariage de ma sœur, j’ai essayé plusieur chapeaux. Aucun ne me plaisait
برای ازدواج خواهرم چندین کلاه امتحان کردم. از هیچکدام خوشم نیامد

Avez-vous des nouvelles de Jacques? Non, aucune
از ژاک خبری دارید؟ نه، هیچی

Est-ce qu’il y a encore des visiteurs dans le musée? Non, il n’y en a plus un seul
آیا هنوز بازدیدکننده ای در موزه هست؟ نه، دیگه یک نفرم اونجا نیست

en جدول ۳ – نامعین های بیان کننده کمیت و ضمیر

quelques

plusieurs

certain(e)s

aucun(e)

pas un(e) seul(e)

+ nom peuvent être

remplacès par

en + quelques-un(e)s

plusieurs

certain(e)s

aucun(e)

pas un(e) seul(e)

Est-ce que ces étudiants travaillent pour payer leur études ?
آیا دانشجویان برای پرداخت هزینه دانشگاه شان کار می کنند؟
Oui, il y en a quelques-uns
بله تعدادی شان میکنند
Oui, il y en a plusieurs
بله چندین تایشان می کنند
Oui, il y en a certains
بله برخی هایشان می کنند
Non, il n’y en a aucun / pas un seul
نه هیچکدام شان نمی کنند

دوباره جدول ۳ – نامعین های بیان کننده کمیت و صفت
حرف اضافه de قبل از صفت اجباری است.

quelques-un(e)s

plusieurs

certain(e)s

aucun(e)

pas un(e)

+ de + صفت

L’hôtel compte trente chambre ; il y a quelques-unes / plusieurs / certaines de libres
هتل دارای سی اتاق است ؛ تعدادی / چندین / برخی اتاق ها خالی هستند

L’hôtel compte trente chambre ; il n’y en a aucune / pas une de libres

هتل دارای سی اتاق است .هیچکدام خالی نیستند

Chaque, chacun, chacune
این کلمات اصرار بر فردیت دارند.

۱. Chaque : صفت مفرد

Lors d’un championnat, chaque skieur porte un casque et un dossard
در طول مسابقات قهرمانی ، هر اسکی باز کلاه ایمنی می پوشد و شماره شناسایی دارد

Dans chaque famille, il y a des histoires qu’on se raconte
در هر خانواده، داستان هایی برای تعریف کردن هست

* chaque همچنین نشان دهنده تکرار در زمان یا مکان است.

Le train n°۵۶۲۲ circule chaque jour
قطار شماره ۵۶۲۲ هر روز حرکت دارد

C’est un malade exigeant. À chaque instant, il réclame quelque chose
او یک بیمار پرتوقع است. در هر لحظه یک چیزی میخواهد

۲. Chacun, chacune : ضمیر مفرد

Cet artisan fabrique de très jolies poteries ; chacune est décorée d’un motif particulier et elles coûtent moins de 50 euros chacune
این صنعتگر ظروف سفالی زیبایی میسازد ؛ هرکدام با الگوی خاصی تزئین شده و هرکدام حداقل ۵۰ یورو قیمت دارد

L’hôtesse a appelé les passagers et a remis à chacun sa carte d’embarquement
مهماندار مسافران را صدا زد و به هرکدام کارت پروازشان را داد

نکته کلی : ضمایر aucun(e) ،chacun(e) ،plusieurs ،certains ،quelque-un(e) و pas un(e) می توانند با اسمی که بعد از حرف اضافه de یا بعد از حرف اضافه d’entre آمده باشد، بیاید.

En raison d’une tempête de neige, quelque-une de nos amis n’ont pas pu venir au réveillon du 1er janvier
به دلیل طوفان برف، تعدادی از دوستانمان نتوانستند برای جشن سال نو بیایند

Pour la fête de l’école, plusieurs d’entre nous ont apporté une boisson ou un gâteau
برای جشن مدرسه، برخی از ما نوشیدنی یا کیک آوردیم

Nul, nulle
این نامعین ها به معنی هیچ (aucun) هستند. این ها در زبان رسمی یا اداری بکار می روند.
آنها همیشه به همراه ne میایند.

۱. صفت
Il n’éprouvait nulle crainte devant la mort
او هیچ ترسی از مرگ ندارد

۲. ضمیر
Nul n’est censé ignorer la loi
هیچ کس قرار نیست قانون را نادیده بگیرد

Autre(s)
صفت یا ضمیری که نشاندهنده تفاوت یا یک مقدار اضافی است.

۱. Autre همیشه با یک شناسه می آید. (حرف تعریف، صفت اشاره، ملکی یا نامعین)

• صفت
Je n’ai pas le temps maintenant. Je passerai te voir un autre jour
الآن وقت ندارم. یک روز دیگه میام میبینمت. (یک روز متفاوت)

Vous avez encore soif ? Il y a d’autres jus de fruits dans le réfrigérateur
هنوز تشنه هستی؟ یک آبمیوه دیگر در یخچال هست (مقدار اضافه)

Ma sœur ainée est journaliste, mon autre sœur est médecin
خواهر بزرگترم روزنامه نگار است. خواهر دیگرم پزشک است

• ضمیر
Certains enfants marchent à dix mois, d’autres marchent plus tard
بعضی بچه ها در ده ماهگی راه می افتند، دیگران دیرتر راه می افتند

Une seule baguette de pain, ce n’est pas assez ; prends-en une autre
فقط یک نان باگت، کافی نیست ؛ یکی دیگه بگیر

? Il n’y a que cinq étudiants dans la classe ; où  sont les autres
فقط پنج دانشجو در کلاس است : بقیه کجان؟

توجه : جمع un(e) autre، میشود d’autres و جمع d’autre، میشود des autres.

۲. L’un(e)… l’autre ; les un(e)s… les autres : ضمیر

Ce pianiste donnera plusieurs concerts : l’un le 13 mai, les autres en septembre
این پیانیست چندین کنسرت خواهد داشت : یک سیزدهم مه، و بقیه در ماه سپتامبر

Nous allons examiner les questions l’une après l’autre
ما سوالات را یکی پس از دیگری بررسی خواهیم کرد

Dans la vie, il faut se rendre service les une aux autres
در زندگی، ما باید به یکدیگر خدمت کنیم

۳. Autre chose
“این یک ضمیر خنثی است به معنی “چیز دیگر

Ce modèle ne me plaît pas. Auriez-vous autre chose à me proposer ?
از این مدل خوشم نمیاد. چیز دیگری برای ارائه داری؟

Attendez ! Je n’ai pas fini. J’ai autre chose à vous dire
صبر کنید ! تموم نشده. چیز دیگری برای گفتن به شما دارم

نکته : Autre chose می تواند با de + صفت مفرد مذکر بیاید.

J’ai autre chose d’important à vous dire
چیز مهم دیگری برای گفتن به شما دارم

۴. Autrui = (مردم دیگر (زبان ادبی
ضمیر مفرد که در ضرب المثل، پندهای اخلاقی و … بکار می رود.

Il faut respecter la liberté d’autrui
باید به آزادی دیگران احترام گذاشت

Le même, la même, les mêmes … (que)
ضمیر یا صفتی که تشابه و همانندی را بیان می کند.

  1. صفت

Ils hanitent le même quartier que nous
او در همان محله ای زندگی می کند که ما زندگی می کنیم

Carole et sa sœur jumelle ne portent jamais les mêmes vêtements
کارول و خواهر دوقلویش هرگز لباس مشابه نمی پوشند

۲. ضمیر

J’adore ce genre de veste. J’ai presque la même en vert
من عاشق این مدل کت هستم. تقریبا شبیه این سبزش رو دارم.

Pierre et moi, nous avons des goûts communs en musique mais pas du tout les mêmes en peinture
من و پیِر، در موسیقی سلیقه مشترک داریم اما در نقاشی اصلا یکسان نیستیم

* در زمان تاکید، même بعد از اسم یا ضمیر انعکاسی قرار می گیرد.

J’ai trouvé un appartement le jour même de mon arrivée à Paris
من در همان روزی که به پاریس رسیدم، یک آپارتمان پیدا کردم

– Allô ! Je voudrais parler au docteur Lenoir
– C’est lui-même
– الو ! میخواستم با دکتر لنوار صحبت کنم.
– خودشه !

نکته : با قید même اشتباه نگیرید.

Tout le monde était invité, même les enfants
همه دعوت بودند، حتی بچه ها

نگویید:
Entendre et écouter, ce n’est pas le même
Entendre et écouter, ce n’est pas la même chose ⇒

(Tel(s), telle(s
این صفتی با چندین معنی است.

• استفاده با حرف تعریف نامشخص : تشابه یا شدت را بیان می کند.

? Comment voulez-vous réussir avec de telles méthodes du travail
چگونه می خواهید با چنین روش های کاری موفق شوید؟ (روشهایی شبیه آن)

On n’a jamais vu une telle chaleur au mois de mai
من هرگز ماه مه را چنین گرم ندیده بودم. (به این شدت گرم)

• استفاده بدون حرف تعریف : نامشخص بودن را بیان می کنند.

Si je viens, je t’enverrai un courriel disant que j’arriverai tel jour à telle heure
اگر بیایم، برای تو ایمیلی خواهم فرستاد که میگوید چه روز و چه ساعتی.

Que vous preniez telle ou telle lessive, votre linge sera bien lavé
هرچقدر رخت چرک بگذارید، لباس های شما بخوبی شسته می شود

توجه : به جمع ها دقت کنید :
une telle erreur / de telles erreurs
un tle problème / de tels problèmes

N’importe qui / quoi – N’importe quel / lequel
این نامعین ها نامشخص بودن یا بی تفاوتی را نشان می دهند.

۱. N’importe qui, n’importe quoi
ضمایر مفرد

La porte n’est jamais fermée ; n’importe qui peut enrter
درب هرگز بسته نمی شه ؛ هر کسی می تونه وارد شه

Je n’ai jamais mal à l’estomac ; je peux manger n’importe quoi
من هرگز دل درد نگرفتم ؛ میتونم هرچیزی بخورم

نکته : N’importe میتواند با où ،comment ، quand ترکیب شود.

! J’irai n’importe où pour trouver du soleil
من هرجایی خواهم رفت تا آفتاب پیدا کنم

۲. (N’importe quel(s) / quelle(s
صفت

Vous pouvez passer me voir à n’importe quelle heure ; je suis toujours chez moi
شما میتونید هر ساعتی من رو ببینید ؛ من همیشه خانه هستم

۳. N’importe lequel/ laquelle/ lesquels/ lesquelles
ضمیر

Tous ces autobus vont à la gare ; vous pouvez prendre n’importe lequel
همه اتوبوس ها به ایستگاه قطار میروند : شما میتونید با هر کدام بروید

Divers, diverses – différents, différentes
صفت های جمعی که به معنی چندین هستند و بیان کننده تنوع هستند.

Au cours de la réunion, divers points de vue ont été exprimés
در طول جلسه، نظرات مختلفی بیان شد

Je connais différentes personnes qui n’ont pas aimé ce film
من افراد مختلفی رو میشناسم که این فیلم رو دوست ندارند

* با قرار گرفتن بعد از اسم، این صفات، صفات کیفی خواهند بود.

مقایسه :
Différentes personnes ont été entendues
افراد مختلفی شنیده می شدند
Des personnes très différentes peuvent se plaire
افراد خیلی متفاوت می توانند یکدیگر را دوست داشته باشند

توجه : قبل از différents و divers از des استفاده نمی کنیم.

Quelconque, quiconque

۱. Quelconque
صفت مفرد یا جمع که به طور کلی قبل از اسم میاید که نامشخص بودن را بیان می کند.

Cette soirée m’ennuie ; je trouverai un prétexte quelconque pour ne pas y aller
حوصله امشب رو ندارم ؛ هر بهانه ای پیدا می کنم که به اونجا نرم

۲. Quiconque
ضمیر مفردی که نشاندهنده یک فرد نامشخص است. در گفتگوهای رسمی کاربرد دارد.

Il a pris sa décision sans consulter quiconque
او بدون مشورت با کسی تصمیم گرفت

Quelque part, autre part, nulle part
این ها عبارات قیدی مکانی هستند. nulle part همیشه به ne استفاده می شود.

J’ai déjà vu cet homme quelque part
من این آقا رو قبلا یه جایی دیدم

Je n’ai pas trouvé ce que je voulais dans ce magasin. J’irai voir autre part
من چیزی که میخواهم رو در این مجله پیدا نکردم. جای دیگری رو خواهم دید

Où sont mes ciseaux ? Je ne les trouve nulle part
قیچی من کو؟ هیچ جا پیداش نمی کنم

■ صفت، ضمیر یا قید : Tout 

○ صفت

۱. Tout, toute, tous, toutes + شناسه+ اسم
برای بیان یک ایده کلی

Vous devez finir tout ce travail avant demain
شما باید تمام این کار رو قبل از فردا تمام کنید

Toute la nuit, le vent a soufflé et la pluie est tombée
تمام شب، باد وزید و باران بارید

Dans ce magasin, tout les produits proviennent de l’agriculture biologique
در این مغازه، تمام محصولات حاصل کشاورزی ارکانیگ هستند

Monsieur, nous avons examiné toutes les candidatures et c’est la vôtre qui nous a semblé la plus intéressante
آقا، ما تمام تقاضاها را بررسی کردیم و ما شما به نظرمان جالبترین بود

* آنها همچنین یک عادت یا تکرار را بیان می کنند.

Mes grands-parents déjeunent chez nous tous les dimanches
پدربزرگ و مادربزرگمان هر یکشنبه با ما ناهار می خورند

Le malade doit prendre ce médicament toutes les trois heures
مریض باید این دارو را هر سه ساعت بخورد

Le long de la route, on a planté un arbre tous les dix mètres
در طول جاده، هر ده متر یک درخت کاشته شده است

توجه : s آخر tous وفتی که قبل از اسم بیاید تلفظ نمی شود.
J’ai invité tous [ty] mes amis pour mon anniversaire
من تمام دوستانم را برای تولدم دعوت کردم

نکته : می توانیم بگوییم chaque dimanche، اما نمی توانیم بگوییم chaque trois heures. کلمه chaque مفرد است.

۲. Tout, toute, tous, toutes + اسم بدون شناسه
Tout در ضرب المثل ها و قوانین و مقررات به معنی chaque است.

Tout homme doit obéir à la loi
هر شخص باید تابع قانون باشد

Entrée interdite à toute personne étrangère au service
ورود هر شخص غریبه به بخش خدمات ممنوع است

* Tout در عبارات خیلی زیادی استفاده می شود :
– با ایده شدت

با تمام سرعت   à toute vitesse

– به معنی n’importe quel
به هر قیمتی  à tout prix،  در هر فصلی  en toute saison،  با هر سنی  à tout âge،   در هر ساعتی  à toute

۳. Tout, tous, toutes + ضمیر اشاره

• tout ce / tout cela / tout ça

Je ne peux pas lire tout ce qui est écrit sur le panneau. J’ai besoin de lunettes
من نمیتونم تمام چیزی که روی تابلو نوشته بخونم. من احتیاج به عینک دارم

On ne peut pas toujours faire tout ce qu’on veut dans la vie
ما همیشه نمیتونیم تمام کارهایی که در زندگی میخوایم انجام بدیم

Quel désordre ! Il faut ranger tout ça
چه بی نظمی ای ! باید همه چی مرتب بشه

• tout ceux / toutes celles

Il n’y a plus beaucoup de places pour le concert de ce soir. Toutes celles qui restent sont au dernier rang
جای زیادی برای کنسرت امشب نمانده. تمام اونهایی که باقی مانده اند در ردیف آخر هستند

J’ai classé des papiers ; tous ceux-ci sont à jeter, tous ceux-là sont à garder
من تمام کاغذها رو دسته بندی کردم ؛ تمام اینها دور ریختنی هستند، تمام اونها باید حفظ بشوند

○ ضمیر

۱. Tous, toutes
این ضمایر به اسم ها یا ضمایر جمع برمیگردند. آنها یک ایده کلی را بیان می کنند.

Les verbes français sont difficiles. Tous ne sont pas réguliers
افعال فرانسوی سخت هستند. تمام آنها باقاعده نیستند
یا معمولا می گوییم:
Ils ne sont pas tous réguliers

Mes sœurs n’aiment pas la vie parisienne. Elles vivent toutes en province
خواهرانم زندگی پاریسی را دوست ندارند. همه آنها در شهرستان زندگی می کنند

Nous devons tous faire des efforts pour respecter l’environnement
همه ما باید تلاشمان را برای احترام به محیط زیست بکنیم

نکته : s پایانی ضمیر tous تلفط می شود.

J’ai vu tous [tu] ces films. Je les ai tous [tus] vus

* در زمان های ترکیبی، آنها بین فعل کمکی و participe passé قرار می گیرند.

J’ai pris beaucoup de photos, mais elles ne sont pas toutes réussies
من عکسهای زیادی گرفتم، اما همه شون خوب نشد

* Tous و toutes با مفعول مستقیم les استفاده می شوند.

Goûtez nos glaces. Nous les préparons toutes avec des fruits frais
بستنی های ما رو امتحان کنید. ما همه اونها رو با میوه های تازه درست می کنیم

Lucile avait beaucoup de disques des année 1970, mais les a tous vendus
لوسیل کلی صفحه از سال ۱۹۷۰ داشت، اما همه اونها رو فروخت

نکته :
صفت عددی + Tous / toutes + les

Pierre et Jean sont venus tous les deux
پیِر و ژان هردو آمدند

Alice et Marie sont venues toutes les deux
آلیس و ماری هردو آمدند

جدول ۴ – toutes ،tous و مفعول les
Je lirai tous ces romans ⇒ Je les lirai tous

Je ne ferai pas toutes les courses ⇒ Je ne les ferai pas toutes

زمان ها ساده
J’ai lu tous ces romans ⇒ Je les ai tous lus

Je n’ai pas fait toutes les courses ⇒ Je ne les ai pas toutes faites

زمان ها ترکیبی
Je vais lire tous ces romans ⇒ Je vais les lire tous

⇒ Je vais tous les lire

Je ne vais pas faire toutes les courses ⇒ Je ne vais pas les faire toutes

⇒ Je ne vais pas toutes les faire

با یک مصدر
۲. Tout le monde
(این عبارت نشاندهنده گروهی از افراد است. (= همه مردم

Aline est très sympathique et jolie. Tout le monde l’aime.
الین خیلی مهربان و دوست داشتنیه. همه دوستش دارند

Ce film peut être vu par tout le monde
این فیلم رو همه میتونن ببینن

Tout le monde n’a pas la chanse de voyager
همه مردم شانس دریانوردی ندارند

: نگویید
Tout le monde sont arrivés
⇒ Tout le monde est arrivé
همه رسیدند

Il a voyagé dans tout le monde
⇒ Il a voyagé dans dans le monde entier
او به تمام جهان سفر کرد

۳. Tout
این یک ضمیر خنثی مفرد است که نشاندهنده یک گروه از چیزهای نامشخص است.

Dans mon studio, tout est blanc : les murs, le lit, la table, l’armoire, etc. Seule la moquette est bleue
در آپارتمان کوچک من همه چیز سفیده. دیوارها، تختخواب، میز، کمد و غیره. فقط موکت آبیه.

! Pas de problème ! Tout va bien
مشکلی نیست ! همه چیز درست میشه !

Le treblement de terre a tout détruit. Il ne reste pas une maison debout
زمین لرزه همه چیز را خراب کرد. یک خانه سرپا باقی نماند

Quand on conduit une voiture, il faut tout contrôler
هنگام رانندگی با ماشین، باید همه چیز رو کنترل کنید

 : نکته
۱. Le tout یک اسم است.
J’ai acheté un croissant et une baguette de pain. J’ai payé le tout 2 euros
من یک کروسان و یک نان باگت خریدم. کلا ۲ یورو پرداخت کردم

۲. Du tout به جمله منفی شدت می بخشد.
Vous parlez chinois ? Non, pas du tout
شما چینی حرف می زنید؟ نه، اصلا

tout جدول ۵ – جایگاه

زمان های ساده Nous comprenons tout
Nous ne comprenons pas tout
زمان های ترکیبی Nous avons tout compris
Nous n’avons pas tout compris
با یک مصدر Nous allons tout comprendre
Nous n’allons pas tout comprendre

○ قید
Tout به معنای کاملا، کلا و یا خیلی است. این یک ضمیر متغیر در موارد مختلف است.

۱. در مقابل یک صفت
– قبل از یک صفت مذکر، مفرد یا جمع، tout نامتغیر است.

J’ai acheté un tout petit téléphone portable
من یک تلفن همراه خیلی کوچک خریدم

Les enfants jouent tout seul dans le jardin
کودکان به تنهایی در باغ بازی می کنند

– قبل از یک صفت مونث، مفرد یا جمع، که با حرف بی صدا شروع شده باشد ، tout با صفت تطبیق پیدا می کند.

C’est une salle de cinéma toute neuve
این یک سالن سینمای کاملا نو است

Lave-toi les mains ! elles sont toutes sales
دستاتو بشور ! خیلی کثیفن

– قبل از یک صفت مونث، مفرد یا جمع، که با حرف صدادار یا h بی صدا شروع شده باشد ، می توانیم تطبیق بدهیم یا ندهیم.

Elle était tout étonnée / toute étonnée de son succés
او از موفقیتش خیلی متعجب بود

Elles étaient tout heureuses / toutes heureuses de se sevoir
آنها از دیدن یکدیگر خیلی خوشحال بودند

۲. دیگر کاربردهای tout

(قبل از یک حرف اضافه یا یک قید (به معنی خیلی –

Le parking est tout près du supermarché
پارکینگ خیلی نزدیک سوپرمارکت است

Parlez tout doucement. Le bébé dort
خیلی آروم صحبت کن. بچه خوابیده

gérondif قبل از –

Nous bavardions tout en nous promenant
ما هنگام راه رفتن باهم گپ زدیم

در بسیاری از عبارات قیدی –
کاملا یکسان  tout de même، ناگهان  tout à coup، تا ساعتی بعد tout à l’heure، قطعا tout à fait، سریعا tout de suit

صفت ها و ضمایر نامعین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *