loading

فعل یکی از عناصر ضروری جمله است و بیان کننده یک وضعیت یا یک عمل است.

به طور کلی در میانه جمله قرار می گیرد و با برقراری ارتباط بین عناصر مختلف جمله به آن معنا می دهد.

در نتیجه، کلمات ژان (Jean)، یک کتاب (un livre)، در کتابخانه (dans la bibliothèque)، بدون فعل معنایی ندارند.

Jean a pris un livre dans la bibliothèque
ژان یک کتاب در کتابخانه گرفت

اشکال فعل ها پیچیده هستند. آنها تغییر می کنند بر حسب :
شخص و تعداد : مثلا سوم شخص مفرد یا جمع
وجه : اخباری، التزامی، شرطی، امری و …
زمان : گذشته، حال یا آینده
جنبه : ابتدا، در طول یا پایان یک عمل
فُرم : فرم معلوم یا مجهول

■ ساختارهای فعلی

ساختارهای فعلی بسیار متنوع هستند. سه نوع فعل وجود دارد :
– فعل هایی که به تنهایی استفاده می شوند، یعنی بدون مفعول.
خورشید می درخشد                Le soleil brille

– فعل هایی که با attribut می آیند.

زمین گرد است                    La terre est ronde

– فعل هایی که با یک یا دو مفعول می آیند که معنی را مشخص می کند. اسم، مصدر، عبارت پیرو. این فعل ها بیشتر از همه هستند.

Jean a offert des fleurs à sa femme
ژان به همسرش گل هدیه داد

Le chien voudrait sortir
گربه می خواهد خارج شود

J’espère que vous avez passé de bonne vacance
امیدوارم تعطیلات خوبی رو گذرانده باشی

۱.  فعل هایی که به تنهایی استفاده می شوند.
اینها افعال لازم هستند، یعنی از خودشان معنی دارند و نیازی به مفعول ندارند.

– فعل ها : (خندیدن) rire، (گریه کردن) pleurer، (رنج بردن) souffrir، (سرخ شدن) rougir، (رنگ باختن) pâlir، (خوابیدن) dormir، (ماندن) rester، (متولد شدن) naître، (زندگی کردن) vivre، (مردن) mourir و غیره

Les enfants dorment
بچه ها خوابیده اند

Quelle excellente soirée ! Nous avons bien ri
عجب شب فوق العاده ای ! خیلی خندیدیم

Victor Hugo est mort en 1885
ویکتور هوگو در سال ۱۸۸۵ از دنیا رفت

– فعل های حرکتی : (راه رفتن) marcher، (دویدن) courir، (رسیدن) arriver، (ترک کردن) partir، (آمدن) venir، (وارد شدن) entrer، (خارج شدن) sortir، (جلو رفتن) avancer، (عقب رفتن) reculer و غیره

Attention ! La voiture recule
مواظب باش ! ماشین داره میره عقب

Le train est parti à midi
قطار ظهر حرکت کرد

نکته : فعل حرکتی aller همیشه با یک مفعول مکان می آید.

۲. فعل هایی که با attribut می آیند.
فاعل با یک attribut به فعل وصل می شود. که می تواند یک اسم یا یک صفت باشد.
فعل های اصلی آن عبارتند از :

– فعل être

Les rue de village sont désertes le soir
خیابان های دهکده امشب خالی از جمعیت هستند

Madame Legrand est orthophoniste
خانم لگراند متخصص گفتاردرمانیست

فعل های paraîte، sembler، avoir l’air، devenir و غیره

Étienne semble très content de son nouveau travail
اتین از کار جدیدش راضی به نظر میرسد

À l’automne, les feuilles des arbres deviennent rousses
در پاییز، برگهای درختان حنایی رنگ می شوند

فعل های دیگری هم می توانند با attribut بکار روند : (زندگی کردن) vivre، (مردن) mourir، (افتادن) tomber، (ماندن) rester و غیره.

Marianne vit seule
ماریان تنها زندگی می کند

Joséphine est tombée malade et elle est restée couchée trois jours
ژوزفین مریض شد و سه روز در رختخواب ماند

مفعول مستقیم بعضی از فعل ها مانند (اعتقاد داشتن) croire، (برگرداندن) rendre، (پیدا کردن) trouver، (منصوب کردن) nommer و غیره، میتوانند یک attribut داشته باشند.

Je trouve ce documentaire très intéressant
من این مستند را خیلی جالب دیدم

Les huîtres me rendent malade
صدف ها من را مریض می کنند

۳. فعل هایی که با یک یا دو مفعول می آیند.

• فعل هایی با مفعول اسم
اینها افعال متعدی هستند یعنی وقتی معنی پیدا می کنند که با مفعول همراه شوند.

دو نوع مفعول وجود دارد :
۱. مفعول مستقیم (le complément d’objet direct) (COD)
عمل مستقیما روی فاعل اتفاق می افتد بدون واسطه حرف اضافه.

Elle lit un poème
او شعر می خواند. (او چه چیزی می خواند؟)

Elle surveille ses enfants
او فرزندانش را تحت نظر دارد. (او چه کسی را تحت نظر دارد؟)

۲. مفعول غیرمستقیم (le complément d’objet indirect) (COI)
عمل به واسطه یک حرف اضافه (à یا de) غیرمستقیم روی فاعل اتفاق می افتد.

Il téléphone à sa mère tous les dimanche
او هر یکشنبه به مادرش تلفن می کند. (او به چه کسی تلفن می کند؟)

Le conférencier parlera de la politique européenne
سخنران در مورد سیاست اروپا صحبت خواهد کرد. (او در چه مورد صحبت خواهد کرد؟)

نکته : چند فعل مفعول غیر مستقیم با یک حرف اضافه دیگر دارند.

L’architecte veille sur le bon déroulement des travaux
معمار بر روی پیشرفت درست کار نظارت دارد

Je compte sur toi
من روت حساب می کنم

• فعل هایی با مکمل مصدر

۱. فعل + مصدر
این ها فعل های بسیار متداولی هستند مانند : (دوست داشتن) aimer، (توانستن) pouvoir، (خواستن) vouloir، (دانستن) savoir، (آرزو کردن) espérer، (فکر کردن) penser و غیره.

À paris, on peut prendre le métro jusqu’à une heure du matin
در پاریس، تا ساعت یک بامداد میتوان مترو سوار شد

J’aime faire du bateau
من قایقرانی را دوست دارم

۲. فعل + حرف اضافه + مصدر
دو حرف اضافه متداول à و de هستند

– حرف اضافه à : (نگه داشتن) tenir، (شروع کردن) commencer، (قرار دادن) se mettre، (فکر کردن) penser، (گشتن) chercher، (موفق شدن) réussir و غیره.Il hésite à accepter cette proposition
او در قبول این پیشنهاد تردید داردIl ne s’habitue pas à se lever tôt
او عادت ندارد زود بیدار شود– حرف اضافه de : (تلاش کردن) essayer، (نیاز داشتن) avoir besoin، (میل داشتن) avoir envie، (فراموش کردن) oublier، (قبول کردن) accepter و غیره.Ils ont décidé de faire le tour de la Bretagne à bicyclette
او تصمیم گرفت با دوچرخه به تور برتانیا برودJe regrette de ne pas savoir jouer d’un instrument de musique
من پشیمانم که نواختن هیچ سازی را بلد نیستم

• فعل هایی با دو مفعول
فعل های زیادی می توانند دو مفعول داشته باشند. چندین ساختار محتمل است.

– فعل + مفعول مستقیم + مفعول غیرمستقیم
(آوردن) apporter، (درخواست کردن) demander، (نشان دادن) montrer، (فرستادن) envoyer و غیره

(Nous avons acheté un vélo (COD) à notre fils (COl
ما برای پسرمان دوچرخه خریدیم

Il raconte souvent des histoires à ses amis
او اغلب برای دوستانش داستان تعریف می کند

Il a présenté sa petite amis à ses parents
او دوست دخترش را به والدینش معرفی کرد

– فعل + مفعول غیرمستقیم+ de + مصدر
(گفتن) dire، (اجازه دادن) permettre، (اجازه دادن) promettre، (درخواست کردن) demander، (نوشتن) écrire و غیره

À l’hopital, on demande aux visiteurs (COI) d’éteindre leur portable
در بیمارستان، از ملاقات کنندگان درخواست می شود تلفن های همراهشان را خاموش کنند

Le vendeur conseille au client de bien lire le mode d’emploi de l’appareil avant de l’utiliser
فروشنده به مشتری پیشنهاد می کند قبل از استفاده طریقه استفاده از دستگاه را مطالعه کند

 – فعل + مفعول مستقیم+ à + مصدر
(اجازه دادن) autoriser، (زور کردن) forcer، (مجبور کردن) obliger و غیره

Il a aidé la vieille dame (COD) à traverser la rue
او به پیرزن برای رد شدن از خیابان کمک کرد

Les professeurs encouragent cet élève à poursuivre ses études
استادان این دانشجو را به ادامه دادن درس هایش تشویق کردند

– فعل + مفعول مستقیم+ de + مصدر
(متهم کردن) accuser، (منع کردن) empêcher، (قانع کردن) persuader، (متقاعد کردن) convaincre و غیره

La maire a félicité les pompier (COD) d’avoir motrer tant de courage
شهردار به آتشنشانان برای نشان دادن چنین شجاعتی تبریک گفت

Elle a chargé les enfants de débarrasser la table et de faire la vaisselle
او به بچه ها دستور داد میز را جمع کنند و ظرف ها را بشویند

– فعل + مفعول مستقیم+ de + اسم
(متهم کردن) accuser، (اطلاع دادن) avertir، (تبریک گفتن) féliciter، (خبر دادن) informer، (عذرخواهی کردن) excuser و غیره

Il faudra remercier Monsieur Legrand (COD) de son invitation
باید از آقای لگراند برای دعوتش تشکر کنم

Il a prévenu son ami de son arrivée
او رسیدنش را به دوستش اطلاع داد

• فعل هایی با عبارت پیرو
این ها فعل های بیشماری هستند. دو نوع از این عبارت می تواند بیاید :

– یک پیرو کامل

Delphine aime qu’on lui offre des fleurs
دِلفین دوست دارد که گل هدیه بگیرد

– یک پیرو پرسشی غیرمستقیم

Loius demande si tout est prêt pour le départ
لویی پرسید که همه چیز برای رفتن آماده است

۴. فعل های چند ساختاری
بعضی از فعل ها می توانند لازم یا متعدی باشند.

Elle chante une chanson italienne
او یک آهنگ ایتالیایی می خواند (فعل متعدی)

L’oiseau chante
پرنده می خواند (فعل لازم)

بعضی اوقات معنی فعل را هم عوض می کند.

مقایسه :
Anne conduit bien
آن خوب رانندگی می کند
Anne conduit ses enfants à l’école tous les matins
آن هر روز فرزندانش را با ماشین به مدرسه می برد

Le temps passe vite
زمان سریع می گذرد
Il a passé un examen hier
او دیروز امتحان داد

برخی فعل ها میتوانند چند ساختار داشته باشند. که این معنای آنها را هم عوض می کند.

○ Servir
• Servir qqch à qqn
Le garçon de café nous a servi un chocolat et un thé
گارسونِ کافه برای ما چای و شکلات آورد

• Servir à + مصدر
À quoi sert cet appareil ?
Il sert à faire la mayonnaise
این دستگاه برای چی استفاده میشه؟
برای درست کردن مایونز

• Se servir
Voilà des cerises. Servez-vous
اینم گیلاس. بفرمایید

• Se servir de
Je me sers d’internet pour avoir des informations sur beaucoup de sujets
من برای بدست آوردن اطلاعات درباره بسیاری از موضوعات از اینترنت استفاده می کنم

○ Manquer
• Manquer de qqch
Je manque de temps et d’argent
من پول و زمان رو از دست دادم

• Manquer qqch
Il a manqué son train
او از قطار جا ماند

• فعل غیر شخصی
Il manque un bouton à ma veste
دکمه ی کتم گم شده است

• Manquer à qqn
Sa famille lui manque mais il manque aussi à sa famille
او برای خانواده اش دلتنگ شده، اما خانواده اش هم برای او دلتنگ شده اند.

○ Faire
• Faire + مفعول مستقیم
C’est moi qui ai fait cette tarte au citron
این من بودم که تارت لیمو را درست کردم

Je vais faire des courses
من میرم خرید کنم

• Faire + مصدر
معنای معلوم
C’est un médicament qui fait dormir
این دارو خواب آور است

Le psychanalyste fait allonger son patient sur le divan
روانکاو بیمارش را روی کاناپه خواباند

معنای مجهول
J’ai fait laver ma voiture dans une station servise
من ماشینم را در کارواش شستم (توسط کسی شسته شد)

• فعل faire می تواند جایگزین یک گروه فعلی شود
Tu a réservé des places dans la train? Non, je ne l’ai pas encore fait
تو در قطار جا رزرو کردی؟ نه، هنوز نکردم

فعل ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *