loading

فعل های avoir و être وقتی برای صرف فعل های ترکیبی استفاده می شوند، فعل های کمکی (auxiliaire) هستند.

• حالت معلوم
Ce matin, j’ai pris l’autobus un peu plus tôt que d’habitude
امروز صبح، من کمی زودتر از معمول اتوبوس سوار شدم

• حالت مجهول
L’autobus a été retardé par des embouteillages
اتوبوس به دلیل ترافیک تاخیر داشت

• حالت دو ضمیره
Je me suis dépêché pour arriver à l’heure au bureau
من برای اینکه سر ساعت به دفتر برسم عجله داشتم

بعضی فعل ها که در ترکیب با مصدر می آیند، semi-auxiliaire هستند که اجازه بیان ارزش های متفاوت از زمان و معنا را می دهند.

Il vient de partit
او تازه رفت (گذشته نزدیک)

Vous devez fournir un certificat médical en cas d’absence
شما باید برای غیبت تان یک گواهی پزشکی تهیه کنید

■ فعل های کمکی

• در حالت معلوم
زمان های ترکیبی با فعل کمکی avoir یا être به همراه participe passé ساخته می شوند. این زمانِ فعل کمکی است که زمان های ترکیبی را از یکدیگر متمایز می کند.

J’ai lu et relu (passé composé) Le Petit Prince. J’adore ce livre
من بارها شازده کوچولو را خواندم. من عاشق این کتابم

Comme ils étaient arrivés (plus-que-parfait) très tard, ils n’ont pas dîné (passé composé) avec nous
چون آنها خیلی دیر رسیده بودند، با ما شام نخوردند

J’aurais bien aimé (conditionnel passé) faire du théâtre
خیلی دوست داشتم تئاتر بازی کنم

۱. فعل هایی که با فعل کمکی avoir صرف می شوند.
تعداد این فعل ها زیاد است.

Nous avons fait un beau voyage en Italie cet été
ما تابستان سفر خوبی به ایتالیا داشتیم

Je m’étonne que vous n’ayez pas compris mon message
تعجب می کنم که شما پیام من را نگرفتید

Nous aurons tout rangé avant ce soir. Je vous le promets
ما قبل از امشب همه چیز رو ردیف می کنیم. من بهتون قول میدم.

نکته :
۱. فعل avoir با خودش صرف می شود.

Il a une belle maison
او خانه زیبایی دارد

Tu as eu de la chance
تو شانس داشتی

۲. فعل avoir همچنین در عبارت های زیادی کاربرد دارد :
avoir vingt ans ; avoir faim, froid, soif ; avoir envie de, besoin de, etc.

۲. فعل هایی که با فعل کمکی être صرف می شوند.
برخی از فعل هایِ خیلی متداول، با فعل être صرف می شوند :

– فعل های حرکتی که جابجایی یا تغییر مکان را نشان می دهند :
(رفتن) aller، (رسیدن) arriver، (پایین آمدن) descendre، (وارد شدن) entrer، (بالا رفتن) monter، (ترک کردن) partir، (گذشتن) passer، (بازگشتن) retourner، (خارج شدن) sortir، (افتادن) tomber، (آمدن) venir.

Ils sont partis avant la fin du film parce qu’il le trouvaient ennuyeux
آنها قبل از پایان فیلم رفتند چون فیلم برایشان خسته کننده بود

Ma sœur est aller voir une exposition de photographies
خواهرم رفت برای دیدن نمایشگاه عکس

– چهار فعل وضعیت :
(شدن) devenir، (ماندن) rester، (متولد شدن) naître، (مردن) mourir.

Alice est resté trois heures à la bibliothèque pour préparer un exposé
آلیس برای آماده کردن یک گزارش سه ساعت در کتابخانه ماند

نکته : برخی از مشتقات venir با étre صرف می شوند :
(مداخله کردن) intervenir، (رسیدن) parvenir، (برگشتن) revenir
اما (خبر دادن) prévenir با avoir صرف می شود.

Il a prévenu ses parents de son retard
او تاخیرش را به والدینش خبر داد

موارد خاص :
برهی از افعال حرکتی وقتی با مفعول مستقیم بیایند با avoir صرف می شوند.

مقایسه :

Les clients de la chambre 201 sont dèja montés
مشتریان اتاق ۲۰۱ قبلا رفتند بالا (monter مفعول مستقیم ندارد)
Le portier de l’hôtel a monté leur bagages dans la chambre
دربان هتل چمدانهایشان را برد بالا در اتاق (bagage مفعول monter است)

À quelle heure êtes-vous sortis de la salle de réunion?
در چه ساعتی از سالن جلسه خارج شدید؟ (sortir مفعول مستقیم ندارد)
Pour ranger ma bibliothèque, j’ai sorti tous mes livres
برای مرتب کردن کتابخانه ام، تمام کتاب ها را خارج کردم (livre مفعول sortir است)

* تغییر فعل کمکی می تواند معنی را عوض کند.

مقایسه :

Passer
J’ai passé du temps à préparer ce canard à l’orange
من برای آماده کردن این اردک با پرتقال وقت صرف کردم

Je suis passé par l’avenue Victor Hugo pour rentrer chez moi
من باید از خیابان ویکتور هوگو بگذرم تا به خانه ام بروم

Retourner
Le jardinier a retourné la terre avant de planter les salades
باغبان قبل از کاشتن کاهوها زمین، زمین را شخم زد

Elle est retournée dans la laboratoire chercher le livre qu’elle avait oublié
او به کتابخانه برگشت تا کتابی که فراموش کرده بود پیدا کند

• در حالت مجهول

Le vaccin contre la rage a été découvert par Parteur
واکسن ضد هاری توسط پاستور کشف شد

Le rôle de don Juan sera joué par un jeune acteur du Conservatoire
نقش دون ژوان توسط بازیگر جوانی از هنرستان بازی خواهد شد

• افعال دوضمیره

Nous nous sommes promenés au bord de la rivière
ما در کنار رودخانه قدم زدیم

Les spectateurs se sont levés pour applaudir les acteurs
تماشاگران برای تشویق بازیگران برخاستند

■ Les semi-auxiliaires
افعال semi-auxiliair، فعل هایی هستند که همیشه به همراه یک مصدر می آیند. انواع مختلفی از آنها وجود دارد.

• آنهایی که نشان دهنده زمان هستند.

۱. آینده
– آینده نزدیک : aller + مصدر

Le bébé va s’ endormir
بچه ها دارند میخوابند

J’allais prendre ma douche quand le téléphone a sonné
داشتم میرفتم دوش بگیرم که تلفن زنگ زد

– Devenir + infinitif

Nos amis Lacombe doivent arriver à la gare de l’Est à ۲۱ h
دوستم لکمب باید ساعت ۲۱ به ایستگاه قطار شرق برسد.

Marie devait passer me voir hier
ماری باید دیروز برای دیدن من می اومد

۲. گذشته
– گذشته نزدیک : venir de + مصدر
Est-ce que Victoire est là ? Non, elle vient de sortir
آیا ویکتوار اونجاست؟ نه، تازه رفت.

Victoire vient de partir quand Renaud est arrivé
ویکتور تازه رفته بود که روناد رسید

* افعال aller و venir به همراه مصدر هم افعال حرکتی هستند.

semi-auxiliaires
Aller : il va rentrer dans cinq minutes
او ۵ دقیقه ای برمی گردد
Venir : il vient de rentrer
او تازه برگشت

verbes de mouvement
Tu pars ? Oui, je vais acheter des timbres
تو میری؟ بله، دارم میرم تمبر بخرم (جابجایی)
On a sonné. C’est le technicien qui vient réparer le lave-linge
زنگ زدن. تکنسینیه که برای تعمیر لباسشویی اومده (جابجایی)

• آنهایی که جنبه ای از فعل را نشان می دهند.
یعنی شروع، جریان داشتن و یا پایان یک عمل را نشان می دهند.

– شروع : se mettre à، commencer à / de ، être sur le point de

En entendant cette histoire, tout le monde s’est mis à rire
با شنیدین این داستان، همه شروع به خندیدن کردند

Il était sur le point de se coucher lorsque nous sommes arrivés
او داشت می خوابید وقتی که ما رسیدیم

– جریان داشتن یک عمل : être en train de، continuer à

Ne dérange pas Stanislas ! Il est en train de travailler
استانیسلاس رو اذیت نکن ! اون مشغول کاره

پایان یک عمل : finir de، cesser de، arrêter de

Au bout de trois jours, la pluie a enfin cessé de tomber
بعد از سه روز، بارش دست از باریدن کشید

Tu peux prendre le journal. J’ai fini de le lire
تو می تونی روزنامه رو بگیری. من خوندنش رو تمام کردم

نکته : افعال cesser de و arrêter de در حالت منفی بیان کننده مدت است.

Il n’arrête pas de fumer
او دست از سیگار کشیدن برنمی دارد (او همیشه سیگار می کشد)

• آنهایی که یک ارزش معین دارند.
آنها بیان کننده نگرش و طرز تفکر گوینده هستند.

۱. Devoir

– اجبار
Tout le monde doit respecter la loi
همه باید به قانون احترام بگذارند

– احتمال
Quelle chaleur ! Il doit faire au moins 35°C
چقدر گرمه ! باید حداقل ۳۵درجه باشه

Jacques n’est pas encore là. Ça m’étonne. Il a dû avoir un problème
ژاک هنوز اونجا نیست. تعجب میکنم. باید مشکلی داشته باشه

۲. Pouvoir
– ظرفیت انجام چیزی
Cette avion pourra transporter plus de 700 passageers
این هواپیما میتواند بیش از ۷۰۰مسافر را جابجا کند.

– اجازه گرفتن
Est-ce que je peux prendre une photo de cet  adorable bébé?
آیا میتون از این بچه زیبا عکس بگیرم

– ادب
Tu peux me prêter ta voiture demain?
میتونی فردا ماشینتو بهم بده

– احتمال
Attention ! Il a neigé, on peut glisser
مواظب باش ! برف میاد، ممکنه لیز بخوری

توجه : pouvoir و savoir را با هم اشتباه نگیرید.
Pouvoir : توانایی انجام چیزی به صورت فیزیکی یا فکری

Il peut courir le 100 mètres en 12 secondes
او می تواند ۱۰۰ متر را در ۱۲ ثانیه بدود

Anne peut réciter par cœur des dizaines de poèmes. Quelle mémoire !
آن می تواند ده ها شعر را از حفظ بخواند. چه حافظه ای !

Savoir : دانستن قوانین، مهارت
Il sait très bien jouer au tennis
او خیلی خوب تنیس بازی کردن را بلد است

C’est un homme politique qui sait parler en public
او یک مرد سیستمدار است که حرف زدن در جمع را بلد است

مقایسه :
Il ne sait pas nager
او شنا بلد نیست

Il peut nager 1 km sans s’arrêter
او می تواند ۱ کیلومتر بدون توقف شنا کند

۳. افعال faire و laisser

• Faire
La tempête de 1999 a fait tomber beaucoup d’arbres dans le parc du château de Versailles
طوفان سال ۱۹۹۹ باعث افتادن تعداد زیادی درخت در پارک کاخ ورسای شد

Il faut que je fasse réparer la télévision qui ne marche plus
باید تلویزیونی که دیگر کار نمی کند را تعمیر کنم

• Laisser
Taisez-vous ! Laissez parler Pauline
ساکت شو ! بگذار پائولین حرف بزنه

Oh ! Vous avez laissé tomber vos gants
اوه ! دستکش هاتون رو انداختید

افعال کمکی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *