loading

گزاره وابسته مکمل به همراه “que”

گزاره وابسته مکمل که به همراه حرف ربط que می آیند، “گزاره های مکمل” نامیده می شوند، زیرا آنها جمله اصلی را کامل می کنند.

Je trouve que la vie dans une grande ville est stressante
من دریافتم که زندگی در شهرهای بزرگ پر استرس است

Je regrette que la vie dans une grande ville soit stressante
من پشیمانم که زندگی در شهرهای بزرگ پر استرس است

■ کاربرد وجه خبری

وجه خبری که برای نشان دادن یک عمل قطعی بود، در گزاره وابسته مکمل وقتی بکار می رود که برای بیان اظهارنامه، نظر و عقیده و یا یک مشاهده استفاده شود.

گزاره وابسته مکمل می تواند وابسته باشد به :
– یک فعل ؛

Je pense que tu as raison d’aller passer un an à l’étranger
من فکر می کنم که تو حق داری یکسال رو در خارج از کشور بگذرانی

Certain croient qu’on pourra vivre un jour sur une autre planète
برخی معتقدند ما یک روز میتوانیم در سیاره دیگری زندگی کنیم

On a annoncé que le Président avait nommé monsieur Leduc Premier ministre
اعلام شد که رئیس جمهور، آقای لدوک را به عنوان نخست وزیر منصوب کرد

– یک ساختار غیرشخصی ؛

Il paraît que les effets spéciaux de ce film sont extraordinaires
به نظر میرسد که جلوه های ویژه این فیلم فوق العاده هستند

C’était évident que personne ne savait exactement ce qui s’était passé
واضح بود که هیچ کس دقیق نمیدانست که چه اتفاقی افتاده است

Il est probable que les résultats financiers de l’entreprise seront meilleurs cette année
احتمال دارد که نتایج مالی شرکت امسال بهبود بیابند

– یک صفت ؛

Je suis sûr que tu trouveras vite un travail avec ce diplôme d’informatique
من مطمئنم که با این مدرک انفورماتیک سریع کار پیدا خواهی کرد

Tout le monde était persuadé que M. Leclerc serait réélu député, mais il a été battu par Mme Dupont
همه متقاعد شده بودند که آقای لکلرک دوباره به عنوان نماینده انتخاب میشه اما توسط خانم دوپون شکست خورد

نکته : وقتی می خواهیم یک فرضیه یا احتمال جزئی را بیان کنیم، می توانیم به جای خبری از شرطی استفاده کنیم.

Je pense qu’un livre lui fera très plaisir
من فکر می کنم که یک کتاب او را خوشحال می کند (اطمینان ⇐ خبری)

Je pense qu’un livre lui ferait très plaisir
من فکر می کنم که یک کتاب او را خوشحال می کند (فرضیه ⇐ شرطی)

– یک اسم ؛

Sabine avait l’impression que tout le monde la regardait
سابین احساس میکرد که همه به او نگاه می کنند

Les policiers ont l’espoir que l’assassin sera très vite identifié
پلیس ها امیدوار بودند که قاتل سریعا شناسایی شود

Ce temps magnifique est très agréable. L’inconvénient est que je n’ai aucune envie de travailler
این لحظات فوق العاده بسیار دلپذیر است. ایراد این است که من هیچ تمایلی به کار کردن ندارم

– یک قید ؛
bien sûr, évidemment, heureusement, peut-être, probablement, sans doute, etc

Le vent se lève. Peut-être qu’on pourra faire du bateau cet après-midi
باد زیاد شد. شاید بعد از ظهر بتوانیم قایق سواری کنیم

نگویید :
Peut-être on pourra faire du bateau cet après-midi

• افعال اصلی و عباراتی که به صورت خبری می آیند

فعل ها :
affirmer (ادعا کردن), ajouter (اضافه کردن), annoncer (اعلام کردن), s’apercevoir (دیدن), apprendre (یاد گرفتن), assurer (اطمینان دادن), avertir (آگاه کردن), avouer (اعتراف کردن), certifier (تصدیق کردن), confirmer (تایید کردن), constater (متوجه شدن), convenir (مناسب بودن), crier (فریاد زدن), croire (اعتقاد داشتن), décider (تصمیم گرفتن), déclarer (اعلام کردن), découvrir (کشف کردن), se douter (شک داشتن), s’écrier (داد زدن), entendre (شنیدن), dire (گفتن), espérer (امیدوار بودن), estimer (تخمین زدن), faire remarquer (اشاره کردن), faire savoir (دانستن), garantir (ضمانت کردن), hurler (زوزه کشیدن), ignorer (اعتنا نکردن), s’imaginer (تصور کردن), informer (خبر دادن), juger (قضاوت کردن), jurer (قسم خوردن), montrer (نشان دادن), s’apercevoir (دیدن), apprendre (یادگرفتن), noter (یادداشت کردن), objecter (مخالفت کردن), oublier (فراموش کردن), parier (شرط بستن), penser (فکر کردن), préciser (مشخص کردن), prévenir (خبر دادن), promettre (قول دادن), prouver (اثبات کردن), raconter (تعریف کردن), se rappeler (به یاد آوردن), reconnaître (شناختن), remarquer (ملاحظه کردن), se rendre compte (پی بردن), répéter (تکرار کردن),répliquer (حاضر جوابی), répondre (پاسخ دادن), savoir (دانستن), sentir (حس کردن), souligner (زیر چیزی خط کشیدن), soutenir (حمایت کردن), se souvenir (به خاطر آوردن),supposer (فرض کردن), trouver (فهمیدن), vérifier (بررسی کردن), voir (دیدن), etc. que …

فعل هایی که می توانند به صورت التزامی (subjonctif) هم بیایند :
admettre (قبول کردن),comprendre (فهمیدن), dire (گفتن), écrire (نوشتن), entendre (شنیدن), expliquer (توضیح دادن), imaginer (تصور کردن), supposer (فرض کردن),se plaindre (شکایت کردن), prétendre (مطالبه کردن), téléphoner (تلفن کردن), être d’avis (نظر داشتن), etc.

اسم ها :
avoir la certitude (یقین), la conviction (اعتقاد),l’espoir (امید), l’impression (تاثیر), la preuve (مدرک), l’idée (نظر), etc. que …
La vérité (حقیقت), le résultat (نتیجه),l’ennui (بی حوصلگی), le problème (مساله), l’avantage (مزیت), l’inconvénient (ایراد) est que …

صفت ها :
être certain (مطمئن), convaincu (متقاعد), persuadé (قانع), sûr (مطمئن), etc. que …

ساختارهای غیرشخصی :
il / c’est certain (مطمئن), clair (واضح),convenu (مناسب), évident (واضح), exact (دقیق), incontestable (بی چون و چرا), probable (محتمل), sûr (مطمئن),visible (آشکارا), vrai (صحیح), vraisemblable (باورپذیر), etc. que …

■ کاربرد وجه التزامی (subjonctif)
وجه التزامی که برای بیان قدردانی و یا تفسیر یک واقعیت بود، در گزاره وابسته مکمل وقتی بکار می رود که فعلِ عبارت اصلی، جزئیات زیر را بیان کند :

۱. اراده، اجبار، پیشنهاد
گزاره وابسته مکمل میتواند بستگی داشته باشد به :
– یک فعل :

Les parents de Julie veulent qu’elle fasse des études de droit
والدین ژولی می خواهند که او رشته حقوق بخواند

Il a demandé que le courrier soit prêt pour 18 heures
او درخواست کرد بسته پستی در ۱۸ ساعت آماده باشد

La direction du magasin propose que les horaires de travail soient modifié
مدیر فروشگاه پیشنهاد کرد که ساعت کار اصلاح شود

– یک ساختار غیر شخصی

L’hivér approche, il faut que vousvous fassiez vacciner contre la grippe
زمستون نزدیکه، باید واکسن آنفولانزا برنی

Il est préférable que vous réfléchissiez encore avant de donner votre réponse
بهتره که قبل از دادن جواب، فکر کنید

Il vaudrait mieux que tu lui dises la vérité
بهتره که تو واقعیت رو بهش بگی

۲. احساس، قضاوت
گزاره وابسته مکمل میتواند بستگی داشته باشد به :
– یک فعل :

Tout le monde regrette que le spectacle ait été annulé
همه متاسف هستند که نمایش کنسل شد

Je détéste que les gens soient en retard et qu’ensuite il ne s’excusent pas
من متنفرم ازینکه مردم دیر می کنند و سپس عذرخواهی نمی کنند

Marie s’inquiète que ses enfants ne soient pas encore rentrés
ماری نگران است که بچه هایش هنوز برنگشته اند

– یک ساختار غیر شخصی

Pierre n’est pas là ? C’est incroyable qu’il est oublié notre rendez-vous
پیِر اونجا نیست؟ باورنکردنیه که او قرارمون رو فراموش کرده

La gare n’est pas loin ; il suffit que nous partions à ۲۰ heures
ایستگاه قطار دور نیست ؛ کافیه که ساعت ۲۰ حرکت کنیم

Ça m’étonne qu’elle ne sache pas conduire
تعجب می کنم که او رانندگی بلد نیست

– یک صفت

Je suis désolé que tu n’aies pas reçu ma carte postale de Bali
متاسفم که تو کارت پستال بالی من رو دریافت نکردی

Au XIXe siècle, on trouvait normal que les jeunes filles ne fassent pas d’études supérieures et qu’elles se marient très tôt
در قرن نوزدهم عادی بود که دختران جوان تحصیلات عالیه نکنند و زود ازدواج کنند

Julien est bien déçu que Virginie ne veuille pas sortir avec lui
ژولین خیلی ناراحت شد که ویرجینی نخواست با او بیرون برود

– یک اسم

Quel dommage que tu t’en ailles déja et que tu ne puisses pas dîner avec nous
چه حیف که تو داری میری و نمیتونی با ما شام بخوری

Ils ont eu de la chance que l’accident n’ait pas été plus grave
آنها شانس آوردند که تصادف بدتر نبود

? As-tu besoin que nous te prêtions un peu d’argent
احتیاج داری که ما کمی پول به تو قرض بدیم؟

Marie était très timide. L’étonnant est qu’elle ait réussi à devenir présentatrice à la télévision
ماری خیلی خجالتیه. تعجب آوره که او موفق شده مجری تلویزیون بشه

۳. احتمال ، تردید
گزاره وابسته مکمل میتواند بستگی داشته باشد به :
– یک فعل :

Je doute qu’il connaisse le code de la porte d’entrée
شک دارم که رمز درب ورودی رو بدونم

– یک ساختار غیرشخصی

Il se peut que madame Lescaut soit élue présidente de notre association
احتمال دارد که خانم لسکات به عنوان رئیس انجمن ما انتخاب شود

Il arrive qu’il y ait de la neige à Nice en hive
بعضی مواقع زمستان ها در نیس برف می بارد

• افعال اصلی و عباراتی که به صورت خبری می آیند

– فعل ها :
accepter (قبول کردن), aimer (دوست داشتن), aimer mieux (ترجیح دادن), apprécier (تشکر کردن), attendre (منتظر ماندن), conseiller (پیشنهاد دادن), craindre (ترسیدن), défendre (دفاه کردن), demander (درخواست کردن), déplorer (افسوس خوردن), désirer (خواستن), détester (تنفر داشتن), douter (تردید داشتن), empêcher (منع کردن), s’étonner (تعجب کردن), éviter (دوری کردن), exiger (نیاز داشتن), s’inquiéter (نگران بودن), interdire (جلوگیری کردن), mériter (شایسته بودن), ordonner (گفتن), permettre (امیدوار بودن), préférer (تخمین زدن), proposé (پیشنهاد دادن), recommander (توصیه کردن), redouter (هراس کردن), refuser (نپذیرفتن), regretter (پشیمان بودن), souhaiter (آرزو کردن), suggérer (توصیه کردن), supporter (تحمل کردن), vouloir, etc que …

– ساختارهای غیرشخصی
il / c’est désolant (ناراحت کننده), ennuyeux (خسته کننده), essentiel (ضروری), étonnant (تعجب آور), étrange (عجیب), impensable (غیرممکن), important (مهم), indispensable (لازم), invraisemblable (غیر قابل باور), naturel (طبیعی), nécessaire (ضروری), normal (عادی), obligatoire (اجباری), peu probable (احتمال کم), préférable (ارجح), regrettable (تاسف آور), ridicule (مسخره), surprenant (شگفت انگیز), urgent (فوری), etc. que …
Il arrive, il faut, il est question, il suffit, il semble, il est temps, il se peut, il est dommage, il y a des chances, il vaut mieux, peu import, etc. que …

– صفت ها
trouver bizarre (عجیب و غریب), dangereux (خطرناک), drôle (بامزه), étonnant (عجیب), génial (نابغه), honteux (خجالت آور), insensé (نامعقول), normal (عادی), regrettable (تاسف آور), ridicule (مسخره), scandaleux (شرم آور), stupide (احمق), utile (کابردی) etc. que …
être choqué (شگفت زده), contant (خوشحال), déçu (ناامید), désole (متاسف), ému (متاثر), ennuyé (کسل), étonné (متعجب), furieux (خشمگین), heureux (خوشحال), malheureux (ناراحت), ravi (شیفته), surpris (شگفت زده), trist (غمگین) etc. que …

– اسم ها :
avoir besoin (نیاز), envie (تمایل), honte (خجالت), peur (ترس), horreur (وحشت) etc. que …
Le but (هدف), l’essentiel (ضرورت), l’étonnant (تعجب), l’important (اهمیت), le mieux (بهتر) etc. est que …

■ خبری یا التزامی (subjonctif)
در برخی موارد به جای خبری از subjonctif استفاده می شود.

۱. افعال نظری به فرم منفی یا سوالی
برخی افعال با ساختار خبری وقتی به فرم منفی یا سوالی با معکوس کردن فاعل باشند، می توانند به حالت subjonctif هم بیایند.
avoir l’impression, croire, espérer, penser, trouver, affirmer, dire, garantir, imaginer , etc.
être sûr, certain, convaincu, persuadé, etc.
il est sûr, certain, évident, etc.

مقایسه :
Les sauveteurs sont certain qu’il y a encore des survivants
امدادگران مطمئن هستند دارند که هنوز بازمانده وجود دارد
Les sauveteurs ne sont pas certain qu’il y ait encore des survivants
امدادگران مطمئن نیستند که هنوز بازمانده ای وجود داشته باشدL’expert ne garantit pas que le tableau soit authentique
کارشناس ضمانت نمی کند که تابلو اصل باشد? Croyez-vous que la situation politique puisse évoluer dans les mois à venir
شما معتقدید که موقعیت سیاسی میتونه در ماه های آینده پیشرفت کنه؟

? Trouvez-vous que cela veille la peine d’aller voir cette exposition
فکر میکنی رفتن به این نمایشگاه به دردسرش می ارزه؟

نکته : استفاده از subjonctif کاربرد کاملا ادبی و رسمی دارد.

۲. گزاره وابسته در اول جمله
وقتی گزاره وابسته، قبل از گزاره اصلی می آید، فعلش همیشه subjonctif است. این فرآیند، یک برجسته سازی (mise en relief) است.

Tout le monde reconnaît que ce cinéaste est un grand artiste
Que ce cinéaste soit un grand artiste, tout le monde le reconnaît ⇒
این فیلمساز هنرمند بزرگیست، همه می دانند

۳. برخی فعل ها برحسب اینکه به همراه خبری بیایند یا التزامی، معنای متفاوتی خواهند داشت :
admettre, comprendre, dire, écrire, entendre, expliquer, imaginer, supposer, se plaindre, prétendre, téléphoner, être d’avis, etc

مقایسه :
Dire, écrire, téléphoner
Le directeur a dit qu’il allait engager quatre informaticiens
مدیر اعلام کرد که چهار کارشناس انفورماتیک استخدام می کند
Dites à monsieur Leblond qu’il soit là à ۱۴ heures précises
به آقای لوبلوند بگو راس ساعت ۱۴ آنجا باشد

Comprendre
Nous avons longtemps parlé et j’ai compris qu’il était dans une situation très difficile
ما زمان زیادی صحبت کردیم و من متوجه شدم که او در موقعیت سختی بوده است
Je comprends que vous soyez fatigués après ce long voyage
میفهمم که شما بعد از این سفر طولانی خسته شدید

Supposer, imaginer
Je suppose / j’imagine que le mariage de Georges et Julie aura lieu à la campagne
من فکر می کنم که ازدواج ژورژ و ژولی در حومه شهر خواهد بود
Supposez / imaginez qu’il pleuve le jour du mariage ! Que fera-t-on ?
 تصور کن روز عروسی بارون بگیره ! چیکار می کنیم ؟

Admettre
Tout le monde admet aujourd’hui qu’on ne peut pas travailler sans ordinateur
همه می دانند که امروزه نمی توان بدون کامپیوتر کار کرد
Je n’admet pas qu’on mette en doute ma parole
من قبول ندارم که کسی حرف من رو زیر سوال ببره

Expliquer
Le ministre de l’Économie a expliqué que la situation nécessitait des mesures exceptionnelles
وزیر اقتصاد گفت که شرایط، مستلزم تدابیر خاص است
La violence de la tempête explique que le bateau ait fait naufrage
شدت طوفان مشخص می کند که چرا قایق غرق شد

۴. با هم اشتباه نگیرید

Espérer (خبری) و souhaiter (التزامی)
Jean espère qu’on viendra le voir à l’hôpital
ژان واقعا فکر میکنه که ما برای دیدن او به بیمارستان خواهیم آمد
Jean souhaite qu’on vienne le voir à l’hôpital
ژان می خواهد که ما برای دیدن او به بیمارستان برویم

Probable (خبری) و possible (التزامی)
Il est probable que le Conseil des ministres se tiendra exceptionnellement vendredi
به احتمال زیاد جلسه شورای وزیران استثنائا جمعه برگزار خواهد شد
Il est possible que le Conseil des ministres se tienne exceptionnellement vendredi
ممکن است جلسه شورای وزیران استثنائا جمعه برگزار شود

Paraître (خبری) و sembler (التزامی)
Il paraît que le malade va mieux
انگار مریض خوب شده
Il semble que le malade aille mieux
به نظر میاد مریض داره خوب میشه

Il me semble (خبری) و il semble (التزامی)
Il me semble que c’est une bonne idée
فکر می کنم این ایده خوبیه
Il semble que ce soit une bonne idée
به نظر میاد ایده خوبی باشه

Se douter (خبری) و douter (التزامی)
Il y a un monde fou pendant le festival ; je me doute bien que nous aurons du mal à trouver une chambre d’hôtel
در طول جشنواره جمعیت خیلی زیادی وجود داره. مطمئنم به سختی بتونیم اتاق گیر بیاریم
Je doute qu’il y ait encore de la place dans les hôtels à cette date-là
شک دارم که در اون روز هنوز جایی در هتل ها وجود داشته باشه

* نکته کلی درباره گزاره وابسته مکمل
وقتی دو گزاره وابسته موصولی داریم، باید حتما حرف ربط que را تکرار کنیم.Je sais qu’il est tard et que je dois prendre l’avion demain à ۶ heures mais je vous acompagnerai quand même au restaurant
من میدونم که دیره و فردا ساعت ۶ پرواز دارم اما به هر حال شما رو تا رستوران همراهی می کنمJe voudrait bien qu’il fasse beau et qu’il y ait du vent pour faire de la planche à voile
دوست دارم که هوا خوب باشه و باد بیاد تا بتونیم موج سواری کنیم

■ تغییر شکل مصدری
در برخی موارد، گزاره وابسته موصولی با مصدر جایگزین می شود.

۱. گزاره وابسته التزامی (subjonctif)
تغییر شکل مصدری اجباری است :

– وقتی فاعل در عبارت اصلی و وابسته یکیست.

J’aimerais que j’ait une voiture électrique qui ne pollue pas
J’aimerais avoir une voiture électrique qui ne pollue pas ⇒
دوست دارم یک ماشین الکتریکی داشته باشم که هوا را آلوده نکند

En général, nous préférons que nous réservions notre table au restaurant
En général, nous préférons réserver une table au restaurant ⇒
به طور کل، ما ترجیح میدهیم یک میز در رستوران رزرو کنیم

François est désolé qu’il soit en retard
François est désolé d’être en retard ⇒
فرانسوا بابت تاخیرش متاسف است

Je suis ennuyé que j’ait perdu mon portefeuille
Je suis ennuyé d’avoir perdu mon portefeuille ⇒
از گم کردن کیف پولم خسته شدم

– وقتی که مفعول فعل اصلی و فاعل وابسته یک شخص هستند.

Il m’a demandé que j’aille chez lui demain soir
Il m’a demandé d’aller chez lui demain soir ⇒
او از من خواست فردا شب برم پیشش

Cela m’ennuie que je parte
Cela m’ennuie de partir ⇒
از اینکه برم اذیت میشم

Marc ne fume pas et cela le dérange qu’il respire la fumée des autres
Marc ne fume pas et cela le dérange de respirer la fumée des autres ⇒
مارک سیگار نمیکشه و تنفس دود سیگار دیگران اذیتش می کنه

نکته : وقتی که مفعول غیرمستقیم یک اسم باشد، تغییر شکل مصدری اجباری نیست.

Il a demandé aux élèves de faire moins de bruit
یا
Il a demandé aux élèves qu’il fassent moins de bruit (اما این ساختار کمتر متداول است)
او از دانش آموزان خواست که کمتر سروصدا کنند

۱. گزاره وابسته خبری
وقتی فاعل در عبارت اصلی و وابسته یکیست، تغییر شکل مصدری اجباری نیست.

Nous espérons que nous ariverons à midi
Nous espérons arriver à midi یا
ما امیدواریم که ظهر برسیم

Lucien a décidé qu’il resterait à Rome
Lucien a décidé de rester à Rome یا
لوسین تصمیم گرفت در رم بماند

Je suis sûr que j’ai déjà rencontré cet homme
Je suis sûr d’avoir déjà rencontré cet homme یا
من مطمئنم این آقا رو قبلا دیدم

* نکات کلی درباره تغییر شکل مصدری
– به استفاده از حرف اضافه de بعد از همه صفات و برخی افعال توجه کنید.

Je suis heureux de faire votre connaissance
از آشنایی با شما خوشحالم

Il a promis aux enfants de les emmener au zoo
او به بچه ها قول داد که آنها را به باغ وحش ببرد

– به تکرار حرف اضافه توجه کنید.

Je lui à demandé d’arroser les plantes et de nourrir mon chat
من از او خواستم که گیاهانم را آبیاری کند و به گربه ام غذا بدهد

گزاره وابسته مکمل به همراه que

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *