loading

بیان علت  L’expression de la cause

بیان علت  L’expression de la cause

بیان کردن علت، توضیحی است که نشان دهنده دلیل یک عمل است.
به چند طریق می توان علت را بیان کرد :

La rue Danton est interdite à la circulation parce qu’un incendie s’est déclaré dans un magasin. (گزاره وابسته)
خیابان دانتون به روی ماشین ها بسته شده زیرا یک آتش سوزی در یک مغازه گزارش شده است

La rue Danton est interdite à la circulation en raison d’un incendie qui s’est déclaré dans un magasin. (اسم + حرف اضافه)
خیابان دانتون به روی ماشین ها بسته شده به دلیل آتش سوزی ای که در یک مغازه گزارش شده است

La rue Danton est interdite à la circulation car un incendie s’est déclaré dans un magasin. (حرف ربط)
خیابان دانتون به روی ماشین ها بسته شده زیرا یک آتش سوزی در مغازه ای گزارش شده است

■ گزاره وابسته خبری
جمله خبری که یک عمل قطعی را بیان می کند حالت کلی است که در گزاره وابسته خبری مورد استفاده قرار می گیرد. آنها به همراه حروف ربط مختلفی می آیند.

۱. Parce que
این حرف ربط در جواب سوال “چرا ؟” می آید. جمله وابسته به دنبال جمله اصلی می آید.

? Pourquoi es-tu en retard
Parce que mon réveil n’a pas sonné
چرا دیر کردی؟
چون ساعتم زنگ نزد

Il rêvait de devenir pilote. Mais il a dû renoncer à son rêve parce qu’il était très myope
او رویای خلبانی داشت. اما او از رویایش چشم پوشی کرد زیرا بینایی او خیلی ضعیف بود. (سوال “چرا او خلبان نشد؟” ضمنی است)

Il y a des contrôles sanitaires à l’aéroport parce qu’on redoute une épidémie
کنترل های بهداشتی زیادی در فرودگاه انجام می شود زیرا هراس یک بیماری همه گیر وجود دارد

نکته : برای برجسته کردن علت می توان از c’est parce que یا  c’est que استفاده کرد.

? Pourquoi la voiture a-t-elle dérapé
C’est parce qu’il y avait du verglas. / C’est qu’il y avait du verglas
چرا ماشین منحرف شد؟
زیرا زمین یخ زده بود

۲. Puisque
این حرف ربط، رابطه ای را بین علت و یک پیامد بدیهی بیان می کند ؛ علت معمولا یک حقیقت شناخته شده نزد مخاطب است. اغلب جمله وابسته قبل از جمله اصلی می آید.

Puisque vous avez beaucoup de bagages, prenez donc un taxi
چون شما خیلی چمدان دارید، بنابراین یک تاکسی بگیرید.

Tu vas pouvoir voter auc prochaines élection puisque tu es majeur
تو می توانی در انتخابات های بعدی شرکت کنی زیرا تو بزرگسال هستی

مقایسه :
– ? Combien de langues parles-tu
– Puisque je suis suédois, je parle évidemment le suédois et je parle aussi l’espagnol
– ? Ah oui ! Pourquoi
– Parce que ma mère est chilienne
– تو به چند زبان صحبت می کنی؟
– چون که من سوئدی هستم، مسلما سوئدی صحبت می کنم و همچنین اسپانیایی هم بلدم.
– آه آره ! چرا ؟
– چون مادرم شیلیایی است.

۳. Comme
این حرف ربط، رابطه علت و پیامد را نشان می دهد. جمله وابسته همیشه قبل از جمله اصلی می آید.

Comme il faisait très beau, les gens étaient installés à la terrasse des cafés
چون هوا خیلی خوب بود، مردم در تراس کافه ها نشسته بودند

Comme il a obtenu une médaille aux jeux Olympiques, cet athlète sera décoré de la Légion d’honneur
چون او به مدال بازی های المپیک دست پیدا کرده، به این ورزشکار مدال لژیون دونور (گروه افتخار) تعلق می گیرد

Comme c’est le 1er Mei, les banques sont fermées
چون اول ماه می است، بانک ها تعطیل هستند

۴. Étant donné que / du fait que / vu que
این حروف ربط با عملی حقیقی می آیند که واقعیت آن غیرقابل انکار است. جمله وابسته عموما قبل از جمله اصلی می آید.

Étant donné que beaucoup de monuments sont menacés par la pollution, on remplace souvent les statues par des copies
از آنجا که بسیاری از بناهای تاریخی در معرض آلودگی قرار دارند ، مجسمه ها اغلب با نسخه کپی جایگزین می شوند

Du fait que vous avez moins de 26 ans, vous paierez votre billet de train moins cher
به دلیل اینکه شما زیر ۲۶ سال ست دارید، برای بلیط قطارتان کمتر پرداخت می کنید

Vu que le prix du tabac a fortement augmenté, les gens fument moins
از آنجا که قیمت توتون به شدت افزایش پیدا کرده، مردم کمتر سیگار می کشند

۵. Sous prétext que
این حرف ربط نشان می دهد که علت، توسط گوینده به چالش کشیده شده است.

Alain à quitté son bureau sous prétext qu’il avait un rendez-vous important
الن به بهانه یک قرار مهم دفترش را ترک کرد. (به نظر نمیخواسته دیگه کار کنه)

Sous prétext qu’elle avait beaucoup de travail, Lisa n’est pas venue a notre fête de famille
به بهانه کار زیاد، لیزا به جشن خانوادگی ما نیامد. (فکر میکنم تمایل نداشت بیاد)

۶. Du moment que
این حرف ربط هم معنی puisque است. به طور کل، جمله وابسته اول جمله می آید.

Du moment que Caroline est là pour garder les enfants, nous pouvons partir
تا زمانی که کارولین آنجاست تا از بچه ها نگهداری کنه، ما میتونیم بریم

Du moment qu’il a promis de venir, je suis sûr qu’il viendra
وقتی او قول بده که میاد، من مطمئنم که خواهد آمد

۷. D’autant que
D’autant moins / d’autant plus (de) … que
این حرف ربط علت را تشدید می کنند.

Merci ! Je ne prendrai pas de gâteau d’autant que je suis un régime
ممنون ! من کیک نمیخورم مخصوصا چون رژیم هستم

Les spectateurs ont d’autant plus applaudi que c’était la dernière représentation de la pièce
تماشاگران به این دلیل که آخرین اجرای نمایشنامه بود، بیشتر تشویق کردند

Elle a d’autant moins envie de sortir qu’il fait un temps épouvantable
او به این دلیل تمایل کمتری به بیرون رفتن داشت که هوای وحشتناکی بود

نکته : در گفتگوهای دوستانه از surtout استفاده می کنیم.

Elle n’a pas envie de sortir surtout qu’il fait un temps épouvantable

نکات کلی :
– وقتی دو جمله وابسته داریم، دومی با que می آید.

Comme il n’y avait plus de place dans le train er que nous devions être à Nice le soir même, nous avons pris l’avion
چون قطار پر بود و ما باید  در همان شب در نیس می بودیم، هواپیما گرفتیم

– استفاده از conditionnel به جای خبری، فرضیه را بیان می کند.

مقایسه :
Ne dis pas ça parce qu’on se moquera de toi. (قطعی)
اون رو نگو چون مسخرت می کنند
Ne dis pas ça parce qu’on se moquerait de toi. (فرضیه)
اون رو نگو چون ممکنه مسخرت کنند

۸. گزاره وابسته موصولی
این هم می تواند علت را بیان کند.

Dans notre jardin, le vieux sapin, qui menaçait de tomber, a dû étre abattu
در باغ ما، درخت قدیمی صنوبر، که در حال افتادن است، باید قطع شود. (چون در حال افتادن است)

Mes grands-parents ont vendu leur voiture qu’ils n’utilisaient plus
پدربزرگ و مادربزرگم ماشینشان که دیگه استفاده نمیکردند رو فروختند. (چون دیگه استفاده نمیکردند)

■ گزاره وابسته التزامی (subjonctif)
وقتی که علت، یک عمل محتمل است و نه قطعی، فعل وابسته به subjonctif است.

۱. Soit que … soit que
دو علت محتمل است.

Robert n’est pas venu au rendez-vous, soit qu’il ait oublié l’heure, soit qu’il ait dû rester au bureau plus longtemps
رابرت سر قرار نیامد، چرا که یا فراموش کرده یا بیشتر در دفترش مونده

۲. Ce n’est pas que … mais
Non que / non pas que … mais
یک علت محتمل رد می شود و به دنبال آن علت درست می آید.
جمله وابسته به دنبال جمله اصلی می آید.

N’allez pas voir cette pièce, ce n’est pas qu’elle soit mal jouée, mais le texte n’est pas intéressant
به دیدن این نمایشنامه نرو، نه به این دلیل که بد بازی شده، به این دلیل که متنش جالب نیست

Non que و non pas que … mais در جملات رسمی استفاده می شود.

Les familles nombreuses sont rares, non que les Français n’en aient pas le désir mais  les conditions de vie dans les grandes villed sont difficiles
خانواده های پرجمعیت کم هستند، نه اینکه فرانسوی ها خواهان آن نیستند، بلکه شرایط زندگی در شهرهای بزرگ مشکل است

نکته : می توان از ce n’est pas que نیز استفاده کرد.

N’allez pas voir cette pièce, ce n’est pas parce qu’elle est mal jouée, mais le texte n’est pas intéressant

■ روش های دیگر بیان علت

• کلمه ربط
کلمات ربط هرگز در اول جمله نمی آیند بلکه بعد از اولین گزاره می آیند.

۱. Car / en effet
این حرف ربط برای توضیح عملی که ذکر شده به کار می رود. En effet اغلب در نوشتار بکار می رود.

On trouve des cactus et des palmiers sur la Côte d’Azur, car la température y reste douce en hiver
در کوت دازور پر از کاکتوس و نخل است، زیرا دمای آنجا در زمستان هم ملایم است

Les salariés sont inquiets ; en effet les profits de leur entreprise ont fortement diminué
کارمندان نگران هستند ؛ زیرا سود شرکت به شدت کاهش یافته است

۲. Tellement / tant
این کلمات ربط با یک توضیح می آیند که به آن یک شدت اضافه می کنند. Tellement متداول تر از tant است.

On ne pouvait pas entrer au stade de France, tellement il y avait de monde
نمی شود به استادیوم فرانسه وارد شد، انقدر که جمعیت زیاد است

Il s’est endormi à table, tellement il était fatigué
او سر میز خوابش برد، انقدر که خسته بود

Tous les pays doivent lutter ensemble contre le SIDA, tant ce problème est grave
تمامی کشورها باید باهم در مقابل ایدز بجنگند، چرا که این مساله بزرگی است

• حرف اضافه + اسم یا مصدر

۱. À cause de / en raison de / par suite de + اسم

À cause de + اسم یا ضمیر
این حرف اضافه به همراه یک علتِ معمولا منفی می آید.

On a fermé cette route de montagne à cause des chutes de pierres
این جاده کوهستانی به دلیل ریزش سنگ مسدود شده است

Nous sommes arrivés on retard au cinéma à cause de lui
ما به خاطر او با تاخیر به سینما رسیدیم

en raison de و par suite de بیشتر در نوشتار بکار می روند.

En raison du prix des appartements, il est très difficile de se loger à Paris
به دلیل قیمت آپارتمان ها، سکونت در پاریس مشکل است

Par suite de la faiblesse  de la croissance, la consommation est en baisse
به خاطر رشد ضعیف، مصرف رو به کاهش است

۲. Grâce à + اسم یا ضمیر
این حرف اضافه به همراه یک علتِ مثبت می آید.

Nous avons facilement trouvé votre maison grâce au plan que vous nous aviez envoyé
به خاطر نقشه ای که برای ما فرستاده بودید به راحتی خانه شما را پیدا کردیم

Tu m’a donné de bon conseils. Grâce à toi, j’ai pu débloquer mon ordinateur
تو من را راهنمایی خوبی کردی. به لطف تو، توانستم مشکل کامپیوترم را حل کنم

مقایسه :
À cause de la pluie, le chemin était impraticable
به دلیل بارش باران، جاده غیر قابل عبور شده بود
Grâce à la pluie, la pelouse de notre jardin est bien verte
به دلیل بارش باران، چمن باغ ما کاملا سبز است

۳. Faute de
این هم معنی manque de است.

Faute de + اسم
Il ne sont pas allés aux sports d’hiver faute de temps et d’argent
آنها به دلیل کمبود وقت و هزینه به ورزش های زمستانی نرفتند

Faute de crédits, on ne rénovera pas la salle des fêtes cette année
به دلیل کمبود بودجه، امسال سالن مراسم را نوسازی نمی کنیم

Faute de + مصدر
مصدر همان فاعل فعل اصلی را دارد.

Faute d’avoir fait renouveler son passeport, il n’a pas pu partir en Russie
به دلیل تمدید نکردن پاسپورتش، او نتوانست به روسیه برود

۴. À force de
این حرف اضافه برای شدت بخشیدن بکار می رود.

• À force de + اسم بدون شناسه در بعضی عبارات بکار می رود :
à force de travail, courage, patience, gentillesse, etc

À force de volonté, il a pu recommencer à marcher après son accident
با اراده قوی، او توانست بعد از تصادفش دوباره راه برود

• À force de + مصدر
مصدر همان فاعل فعل اصلی را دارد.

À force de critiquer tout le monde, il a perdu beaucoup d’amis
با انتقاد کردن بیش از حد از همه، او دوستان زیادی را از دست داد

۵. Étant donné / du fait de / compte tenu de / vu + اسم
علت مسلم است.

Étant donné la pression des écologistes, les constructeurs automobiles fabriquent des moteurs moins polluants
با توجه به فشار کارشناسان محیط زیست، کارخانه های اتومبیل سازی ماشین های با آلودگی کمتر می سازند

Du fait de son infirmité, il bénéficie d’une carte de priorité
با توجه معلولیتش، او از کارت حق تقدم بهره مند می شود

Compte tenu de la tension internationale, le Président a annulé tous ses déplacements
با توجه به تنش های بین المللی، رئیس جمهور تمام جابجایی هایش را کنسل کرد

Vu les embouteillages, nous ferions mieux de prendre le métro pour arriver à l’heure
با توجه به وجود ترافیک ، بهتر است برای اینکه به موقع برسیم با مترو برویم

۶. Sous prétexte de + مصدر
علت مورد سوال است. مصدر همان فاعل فعل اصلی را دارد.

Il est entré dans le bureau de Martine soue prétexte de lui demander un renseignement. (je pense qu’en réalité il voulait l’inviter à dîner)
او وارد دفتر مارتین شد به بهانه درخواست اطلاعات. (من فکر میکنم در واقع او میخواست به شام دعوت کنه)

۷. Pour
• Pour + اسم

Merci pour ton aide ! Grâce à toi, j’ai enfin compris comment résoudre ce problème de maths
ممنون برای کمکت ! به لطف تو، من بالاخره تونستم این مساله ریاضی رو حل کنم

La ville de Lyon est très connue pour sa gastronomie
شهر لیون برای هنر آشپزیش معروفه

• Pour + مصدر گذشته

Françoise a eu une amende pour avoir garé sa voiture sur le trottoir
فرانسوا برای پارک کردن ماشینش در پیاده رو جریمه شد

Il a reçu une décoration pour avoir sauvé un enfant de la noyade
برای نجات یک کودک از غرق شدن، از او تقدیر شد
۸. Par + اسم
Par + اسم بدون شناسه در چندین عبارت کاربرد دارد :
par curiosité, gourmandise, amour, haine, paresse, peur, intérêt, etc

Elle a fait cela par amitié pour moi
او این کار را از روی محبت برای من انجام داد

Par timidié, la petite fille n’a pas pu réciter son poème à la fête de l’école
به خاطر خجالت، دختر کوچک نتوانست در جشن مدرسه شعرش را دکلمه کند

■ وجه وصفی (participe)

۱. Gérondif : en + participe présent
این همان فاعل فعل اصلی را دارد

J’ai trouvé un emploi en consultant les annonces sur Internet
من با دیدن تبلیغات اینترنتی کار پیدا کردم

Il est devenu millionnaire en créant une entreprise d’informatique
او با تاسیس یک شرکت کامپیوتری میلیونر شد

۲. participe présent ou passé
این را بیشتر در نوشتار می بینیم.
وجه وصفی مربوط به یک اسم یا ضمیر می شود.
Les cambrioleurs, surpris par le concierge, ont pris la fuite
سارقین ، با تعجب از دیدن سرایدار ، فرار کردند

Voyant que les touristes étaient fatigués de marcher, le guide a proposé une promenade en bateau-mouche sur la Seine
با دیدن خستگیِ بازدیدکنندگان از راه رفتن، راهنما پیشنهاد کرد روی رود سِن قایق سواری کنند

 وجه وصفی فاعل خاص خود را دارد.
La nuit tombant, les gardiens ferment les grilles du jardin
با آمدن شب، نگهبان ها دروازه های باغ را می بندند

Le volcan étant entré en éruption, les villages avoisinants ont été évacués
با فوران آتش فشان، روستاهای مجاور تخلیه شد

■ مجاورت
دو گزاره ای که در کنار هم قرار می گیرند با دو نقطه یا نقطه ویرگول از هم جدا می شوند. این شرایطی است که اجازه می دهد رابطه علت را متوجه شویم.

Ils sont très heureux ; ils viennent d’avoir un bébé
آنها خیلی خوشحال هستند ؛ آنها به زودی بچه دار می شوند

Le docteur Legrand ne restera pas dîner avec nous ; il a été appelé pour une urgence
دکتر لگراند برای شام با ما نخواهد ماند ؛ او برای اورژانس فراخوانده شد

بیان علت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *