loading

بیان زمان  L’expression du temps

بیان زمان  L’expression du temps

برای جایگذاری یک اتفاق در زمان، جایگذاری دو اتفاق، یکی نسبت به دیگری، نشان دادن مدت، عادت و غیره راه های مختلفی وجود دارد.

Tatiana partira demain en vacances (قید)
تیانا فردا به تعطیلات خواهد رفت

J’aimerais voir Tatiana avant qu’elle parte en vacances (گزاره وابسته)
دوست دارم قبل از اینکه تاتیانا به مسافرت برود او را ببینم

Tatiana sera en vacances pendant trois semains (اسم + حرف اضافه)
تاتیانا سه هفته در تعطیلات خواهد بود

(En partant, Tatiana a confiné son chat à sa grand-mère (gérondif
هنگام رفتن، تاتیانا گربه اش را به مادربزرگش می سپارد

■ مکان یابی در زمان

• قیدها و عبارات مختلف
– آنها محدوده زمانی، توالی، مدت، تکرار، عادت و همزمانی را بیان می کنند.

محدوده زمانی : hier (دیروز)، aujourd’hui (امروز)، demain (فردا)، à ce moment-ĺà (در این لحظه)، en ce moment (در حال حاضر)، tout à l’heure (کمی قبل / بعد)، tout de suite (بلافاصله)، maintenant (الآن)، par temps de pluie (در هوای بارانی) …

توالی : d’abord (ابتدا)، puis (سپس)، ensuit (سپس)، enfin (سرانجام) …

مدت : longtemps (مدت زیاد)، de tout la semaine (تمام هفته) …

تکرار و عادت : quelquefois (گاهی اوقات)، souvent (اغلب)، toujours (همیشه)، tout le temps (دائما) …

همزمانی : en même temps، au même temps (همزمان) …

(En ce moment, c’est la saison des fraises. Profitons-en ! (= localisation
این زمان، فصل توت فرنگیه، ازش لذت ببرین! (=  محدوده زمانی)

(Par beau temps, on aperçoit les côtes de l’Angleterre (= localisation

در آب و هوای خوب، می توان به دیدن سواحل انگلستان رفت. (= محدوده زمانی)
(D’abord, le professeur lira le texte, puis il expliquera les mots difficiles, enfin, il les traduira en freançais (= succession

اول، معلم متن را خواهد خواند، سپس کلمه های سخت را توضیح خواهد داد، سرانجام،؛آنها را به فرانسه ترجمه خواهد کرد. (= توالی)

(Je suis resté longtemps à contempler la mer (= durée
مدت زیادی مشغول تماشای دریا بودم. (= مدت)

(Mon grand-père était sourd ; il parlait tout le temps très fort. (= habitude
گوش پدربزرگم ضعیف بود ؛ او همیشه خیلی بلند حرف میزد. (= عادت)

– بعضی از عبارات استفاده های مختلفی دارند.

۱. Toujours

Elle boit toujours son café sans sucre
او همیشه قهوه اش را بدون شکر می خورد.

Ils habitent toujours à Aix-en-Provence
او هنوز در اکس-ان-پرووانس زندگی می کند.

۲. Tout à l’heure

Attendez un peu! Le docteur vous recevera tout à l’heure
یه لحظه صبر کنید! دکتر الان میرسه. (کمی بعد)

J’ai rencontré Clotilde tout à l’heure. Elle allait chercher sa fille à l’école
همین الان کلوتیلد رو دیدم. داشت میرفت دنبال دخترش. (کمی قبل)

۳. Tout de suite

Le réveil a sonné et je me suis levé tout de suite
ساعت زنگ زد و من بلافاصله بیدار شدم

Restez ici. La vendeuse va venir tout de suite s’occuper de vous
اینجا بمونید. فروشنده چند لحظه دیگه به کار شما رسیدگی میکنه.

۴. En ce moment / à ce moment-là
– عبارت en ce moment به زمان حال ارجاع میدهد.

En ce moment, on parle beaucoup de la politique européenne.
در حال حاضر، خیلی درباره سیاست اروپایی صحبت می شود.

– عبارت à ce moment-là به زمان گذشته یا آینده ارجاع می دهد.

Van Gogh a peint dans le midi de la France. À ce moment-là, il travaillait avec son ami Gauguin
ون گوگ در جنوب فرانسه نقاشی میکرد. در آن زمان او با دوستش گوگن کار میکرد.

Nous iron à Rio de Janeiro en mars prochain ; le carnaval aura lieu à ce moment-là
ما ماه مارس آینده به ریو دو ژانیرو خواهیم رفت. در آن زمان کارناوال برگزار میشود.

۵. An / année – soir / soirée – matin / matinée – jour / journée
پسوند ée به بازه زمانی اشاره دارد.

مقایسه :
Il est parti il y a quatre jour
او ۴ روز پیش رفت.
Il a fait l’aller-retour dans la journée
او در طول روز رفت و برگشت.

J’ai passé la soirée à travailler
من تمام شب رو به کار کردن گذراندم.
Je fait de la danse deux soir par semaine
من ۲ شب در هفته می رقصم.

Le jour de nouvel an, on se souhaite une bonne année
در روز سال نو، ما آرزوی سالی خوب برای یکدیگر می کنیم.

۶. Auparavant / dorénavant

Vous serez opéré le 15 mai. Auparavant, il faudra faire un certain nombre d’examens
شما در تاریخ ۱۵ مه تحت عمل جراحی قرار خواهید گرفت. قبل از آن، باید چند آزمایش انجام بدهید.

Cette porte est définitivement fermé Dorénavant, tous les visiteurs passeront par l’entrée principale.
این در بالاخره بسته شد. از این به بعد، تمام بازدیدکنندگان از ورودی اصلی رد خواهند شد.

• ساعت، تاریخ، فصل

Le facteur est passé à ۸ heures du matin / à midi / à ۱۵ heures / à ۳ heures de l’après-midi
پستچی ساعت ۸ صبح / سر ظهر / ساعت ۱۵ / ساعت ۳ بعدازظهر آمد.

Muriel est née le 1er janvier 2002
موریل اول ژانویه ۲۰۰۲ به دنیا آمد.

Le général de Gaulle est mort en 1970
ژنرال دو گل در سال ۱۹۷۰ از دنیا رفت.

Ce livre a paru en mai 2000 / au mois de mai 2000
این کتاب در مه ۲۰۰۰ / در ماه مه ۲۰۰۰ به بازار آمد.

Le jazz est né aux États-Unis dans les années 1920
سبک جاز در ایالات متحده در طول سالهای ۱۹۲۰ زاده شد.

Au xxe siècle, il y a eu deux guerres mondiales
در قرن بیستم، دو جنگ جهانی برپا شد.

Nous sommes { au printemps // en eté / en automne / en hiver.
ما در بهار // تابستان / پاییز / زمستان هستیم.

• عادت و تناوب

۱. Tous les mois, ans …
Toutes les heures, semaines …

– عادت

J’achète le journal tous les jours
من هر روز روزنامه میخرم.

– تناوب

On paie les facteures de téléphone tous les deux mois
ما هر دو ماه یکبار قبض های تلفن را پرداخت می کنیم.

Sur l’autoroute, on conseille aux automobilistes de faire une pause tous les deux heures
در بزرگراه، به رانندگان توصیه می شود هر دو ساعت توقف کنند.

۲. Le matin, le soir, l’après-midi, les jour de la semaine

Dans cette école, le matin est consacré à l’enseignement général et l’après-midi au sport
در این دبستان، هر صبح اختصاص دارد به آموزش عمومی و بعدازظهر به ورزش.

Comme je ne travaille pas le mercredi, je vais à la piscine
چون من چهارشنبه ها کار نمی کنم، به استخر می روم.

۳. Sur + عدد

Dans mon cours de langue, nous regardons une vidéo nous écoutons des chansons un jour sur deux
در کلاس زبان من، ما یک روز در میان ویدئو میبینیم و به آهنگ گوش میکنیم.

! Vous avez une chance sur mille de gagner
شانس بردنت یک در هزاره !

۴. Par + روز, هفته, ماه…

Je joue au tennis deux fois par semaine
من دوبار در هفته تنیس بازی می کنم.

Ce médecin assure une garde un dimanche par mois
این دکتر یکشنبه هر ماه در دسترس است.

■ گزاره های وابسته زمانی
گزاره های وابسته زمانی این امکان را می دهند که دواتفاق را، یکی در ارتباط با دیگری قرار گیرد.
معنی حروف ربط، همچنین وجه و زمان آنها، ارتباط زمانی را مشخص می کنند. سه ارتباط زمانی وجود دارد.

• همزمانی
عمل گزاره اصلی و وابسته در یک زمان رخ می دهد. برای بیان همزمانی از وجه خبری استفاده می کنیم.

Quand il fait beau, je vais au bureau à pied
وقتی هوا خوبه، پیاده به دفترم میرم

Quand il m’a vu, il m’a souri
وقتی منو دید، بهم لبخند زد

• تقدم زمانی

عمل گزاره وابسته قبل از گزاره اصلی واقع می شود. فعل وابسته به زمان ترکیبی خبری خواهد بود.

Quand l’auteur aura présenté (action 1) son livre, le public pourra (action 2) poser des questions
وقتی نویسنده کتاب خود را ارائه بدهد (عمل ۱) ، مردم می توانند سؤالات را مطرح کنند (عمل ۲)

• تاخر زمانی
عمل گزاره وابسته بعد از گزاره اصلی واقع می شود. اینجا از subjonctif استفاده می شود.

Le garagiste va vérifier (action 1) l’état de la voiture avant que nous partions (action 1) en vacances
مکانیک وضعیت ماشین را بررسی می کند (عمل ۱) قبل از اینکه به سفر برویم (عمل ۲)

• گزاره های وابسته خبری
بعد از حروف ربط زیر، از فعل خبری استفاده می شود زیرا رویداد مورد نظر واقعا اتفاق می افتد. برخی از این حروف ربط می توانند همزمانی با تقدم زمانی را بیان کنند.

۱. Quand / lorsque

• همزمانی

– در حال

Quand je prends l’avion, j’ai peur
وقتی سوار هواپیما می شوم، می ترسم

– در گذشته

Quand l’alarme s’est déclenchée, le cambrioleur s’est enfui
وقتی آزیر خطر به کار افتاد، سارق فرار کرد

Lorsque mes parents voyageaient, ils consultaient toujours le guide Michelin vert
وقتی والدین من در سفر بودند ، همیشه با راهنمای میشلین سبز مشورت می کردند

– در آینده

Je te prêterai ma voiture quand tu auras ton permis de conduire
وقتی گواهینامه تو گرفتی، ماشینم رو بهت قرض میدم

نکته : lorsque بیشتر در نوشتار بکار می رود.

• تقدم زمانی

Lorsque la banque aura donné (action 1) son accord, vous pourrez (action 2) encaisser le chèque
وقتی که بانک موافقت کرد (عمل ۱)، میتونی چک رو نقد کنی (عمل ۲)

Marc voyageait beaucoup. Quand il était arrivé dans son hôtel, il n’oubliait jamais de téléphoner à sa femme
مارک خیلی سفر می کرد. وقتی او به هتل می رسید، هرگز فراموش نمی کرد به همسرش تلفن کند

۲. Dès que / aussitôt que
به معنی بلافاصله پس از اینکه می باشند.

• همزمانی تقریبا فوری

Aussitôt que Marie rentrait chez elle, elle écoutait les message sur son répondeur téléphonique
بلافاصله پس از اینکه ماری به خانه بازگشت، پیام های منشی تلفنی لش را گوش داد

Dans ma famille, dès qu’on parle de politique, on se dispute
در خانواده ما، بلافاصله پس از اینکه حرف از سیاست میشه، دعوا میشه

• تقدم زمانی فوری

J’habite encore chez mes parents. Mais dès que j’aurai trouvé (action 1) un travail, je chercherai (action 2) un appartement
من هنوز خانه والدینم زندگی می کنم. اما بلافاصله پس از اینکه کاری پیدا کنم (عمل ۱)، دنبال یک آپارتمان خواهم گشت (عمل ۲)

Aussitôt que les enfants étaient sortis de l’école, ils couraient à la boulangerie s’acheter un pain au chocolate
بلافاصله پس از اینکه بچه ها از مدرسه بیرون آمدند، برای خرید نان شکلاتی به سمت نانوایی دویدند

۳. Une fois que

• همزمانی = وقتی که

Une fois qu’il sera à la retraite, mon père suivra des cours d’aquarelle
وقتی که پدرم بازنشسته شود، به کلاس های آبرنگ خواهد رفت

• تقدم زمانی = بعد از اینکه

Envoyez (action 2) la lettre une fois qu’elle aura été signée (action 1) par le Directeur
بعد از اینکه مدیر امضایش کرد (عمل ۱) نامه را ارسال کنید (عمل ۲)

۴. Après que

• تقدم زمانی اجباری

(L’assistant dentaire stérilise (action 2) les instruments après qu’ils ont servi (action 1
دستیار دندان پزشک بعد از استفاده از وسایل (عمل ۱) آنها را استریلیزه می کند (عمل ۲)

Il faudra tout remettre en place après que les invités seront partis
پس از رفتن مهمانان، همه چیز باید سر جای خودش قرار بگیرد

● تقدم زمانی با quand ،lorsque ،dès que ،aussitôt que ،une fois que ،après que
آنها با یک زمان ترکیبی بیان می شوند که مصدر آن به همان زمانِ فعل اصلی است.

Dès que la petite Rosalie a pris son bain (passé composé), son père lui donne (présent) son biberon
Dès que la petite Rosalie avait pris son bain (plus-que-parfait), son père lui donnait (imparfait) son biberon
Dès que la petite Rosalie aura pris son bain (futur antérieur), son père lui donnera (futur simple) son biberon
بلافاصله بعد از اینکه رزالی کوچولو حمام کرد، پدرش شیشه شیرش را به او داد

* کاربرد بسیار نادر

(Dès que l’orage eut cessé (passé antérieur), un bel arc-en-ciel apparut (passé simple
(Dès que l’orage a eu cessé (passé surcomposé), un bel arc-en-ciel a apparu (passé composé
بلافاصله بعد از پایان طوفان، رنگین کمان زیبایی ظاهر شد

* حالت مجهولی که نشان دهنده نتیجه یک عمل باشد هم می تواند بیانگر تقدم زمانی باشد. در این مورد، دو فعل به یک زمان می باشد.

(Nous emménagerons (futur actif) dans notre nouvel appartement aussitôt que la cuisine sera installée (futur passif
ما به آپارتمان جدید نقل مکان خواهیم کرد (حالت معلوم) به محض اینکه آشپزخانه نصب شود (حالت مجهول)

۵. Au moment où
همزمانی در یک لحظه مشخص

Au théâtre, au moment où le rideau se lève, le silence se fait dans la salle
در تئاتر، همین که پرده بالا می رود، سکوت در سالن برقرار می شود

Au moment où je sortais de la banque je me suis aperçu que j’avais oublié mon chéquier au guichet
همین که از بانک خارج شدم، متوجه شدم دسته چکم رو پشت باجه جا گذاشتم

نکته : jusqu’au moment où با à partir du moment où به یک معنی می باشند.

۶. Comme
این حرف ربط به معنی au moment où که همیشه با imparfait می آید، در زبان رسمی کاربرد دارد. گزاره وابسته قبل از اصلی می آید.

Comme la fusée atteignait la stratosphère, l’un des moteurs explosa
همین که موشک به استراتوسفر رسید، یکی از موتورها منفجر شد

Comme la cortège présidentiel arrivait place de la Concorde, la Garde républicaine se mit à jouer la Marseillaise
همین که اکیپ ریاست جمهوری وارد میدان کنکورد شدند، گارد جمهوری شروع به نواختن سرود ملی فرانسه کردند

۶. Pendant que
این حرف ربط بیانگر همزمانی است و بر روی مدت تاکید دارد.

Va acheter le pain pendant que je fais la queque à la boucherie

برو نان بخر، در مدتی که من در صف قصابی هستم

Cet été des amis s’installeront chez nous pendant que nous serons en voyage en Italie
این تابستان در مدتی که ما در سفر ایتالیا خواهیم بود دوستانمان در خانه ما مستقر می شوند

Pendant que nous étions assis à la terrasse d’un café, nous avons vu passer l’acteur Gérard Depardieu
وقتی که در تراس کافه نشسته بودیم، دیدیم ژرارد دپاردیو بازگیر رد شد

۸. Alors que / tandis que
این ها به همان معنی Pendant que هستند اما با یک تفاوت جزئی.

Julien est arrivé sans prévenir alors que nous étions à table
درحالیکه که ما سر میز بودیم ژولین بی خبر وارد شد

Tandis que le ministre parlait aux députés, on entendait des protestations sur les bancs de l’opposition
درحالیکه وزیر برای نمایندگان صحبت می کرد، اعتراضاتی از سمت مخالف شنیده می شد

۹. Chaque fois que / toutes les fois que
این حروف ربط بیانگر تکرار و عادت هستند.

Chaque fois que je joue au Loto et que je perds, je me promets de ne plus jouer
هر بار که لاتاری بازی می کنم و می بازم، به خودم قول میدم که دیگه بازی نکنم

Julien dînait avec moi toutes les fois que son travail l’amenait à Nantes
هر وقت ژولین برای کار به نانت میاد، با من شام میخوره

۱۰. Tant que / aussi longtemps que

• همزمانی
دو عمل دقیقا در یک مدت زمان. در هر دو گزاره از یک زمان استفاده می شود.

Les personnes âgées, tant qu’elle sont encore valides, préfèrent vivre chez elle
افراد مسن، تا زمانیکه هنوز سرپا هستند، ترجیح می دهند در خانه خودشان زندگی کنند

Dans le midi, les risques d’incendie seront importants tant qu’il ne pleuvra pas
ظهر، تا زمانیکه باران نباریده احتمال آتش سوزی بالاست

Nous sommes restés sur la plage aussi longtemps qu’il y a eu du soleil
ما تا زمانیکه آفتاب بود در ساحل ماندیم

• تقدم زمانی
Tant que و aussi longtemps que می توانند بیانگر تقدم زمانی نسبت به گزاره اصلی باشند. در این حالت گزاره وابسته منفی است.

Je ne partirai pas tant que tu n’auras pas répondu à ma question
تا وقتی که تو جواب سوال منو ندی، من از اینجا نمیرم

Aussi longtemps qu’on n’aura pas trouvé de vaccin contre cette maladie, l’épidémie progressera
تا زمانیکه واکسن ضد این بیماری کشف نشده، همه گیری پیشرفت خواهد کرد

۱۱. À mesure que / au fur et à mesure que
دو عمل متناسب با یکدیگر پیشرفت می کنند. هر دو فعل به یک زمان می باشند.

À mesure que je fais des progrès en français, je me sens moins étranger en France
با پیشرفت در زبان فرانسه، کمتر در فرانسه احساس غربت می کنم

L’espoir de retrouver vivant le navigateur disparu diminuait au fur et à mesure que le temps passait
امید به زنده یافتن دریانورد گمشده با گذشت زمان کمتر شد

۱۲. Depuis que
این حرف ربط بیان کننده شروع یک موقعیت است که هنوز هم ادامه دارد.

• همزمانی

Depuis qu’il prend ce médicament, François n’a plus d’allergie au pollen
از وقتی او این درمان رو شروع کرده، دیگه به گرده گل حساسیت نداره

Depuis qu’elle sort avec Joseph, Alice est beaucoup plus souriante
آلیس از وقتی با ژوزف بیرون می رود، بسیار شادتر است

• تقدم زمانی

Depuis qu’un restaurant chinois a ouvert près de chez nous, nous y dînons souvente
از وقتی یک رستوران چینی نزدیک ما باز شده، ما اغلب آنجا شام می خوریم

Depuis qu’il s’était cassé la jambe, mon oncle marchait avec une canne
از وقتی عموی من پایش را شکست، با عصا راه می رود

۱۳. Maintenant que / à présent que
این حروف ربط به معنی depuis que می باشد اما دلیل را هم بیان می کنند.

La rue est rouverte à la circulation maintenant que les travaux de voirie sont finis
الان که کار جاده تمام شده، خیابان دوباره به روی ترافیک بازگشایی شده است

À présent que les Legrand ont une maison de campagne, ils y vont presque tous les week-end
حالا که خانواده لگراند یک خانه در حومه شهر دارند، تقریبا هر آخر هفته به آنجا می روند

۱۴. À peine… que
تقدم زمانی فوری در گزاره اصلی.

Le soir, Jean est à peine rentré qu’il se met au piano
شب ها، همینکه ژان به خانه برمی گردد، شروع به نواختن پیانو می کند

J’étais à peine sorti que la pluie a commencé à tomber
همین که از خانه خارج شدم، باران شروع به باریدن کرد

* در زبان رسمی à peine در اول جمله می آید و فاعل معکوس می شود.

Le soir, à peine Jean est-il rentré qu’il se met au piano

نکته :  ne… (même) pas… que ،  ne… pas (encore)… que هم بیانگر تقدم زمانی فوری هستند.

La pianiste n’avait pas (encore) jouer la dernière note que les applaudissement éclataient
همین که پیانیست آخرین قطعه را نواخت، تشویق ها شروع شد

■ گزاره های وابسته التزامی (subjonctif)
بعد از حروف ربط زیر از subjonctif استفاده می شود زیرا عمل بیان شده در گزاره وابسته هنوز اتفاق نیافتاده و نامعلوم است.

۱. (Avant que… (ne

Dépêchons-nous de rentrer avant qu’il (ne) pleuve
عجله کنیم برگردیم قبل از اینکه باران بباره

L’écureuil avait disparu dans un arbre avant que les enfants (n’)aient pu le voir
سنجاب داخل درخت ناپدید شد قبل از اینکه بچه ها بتونن ببیننش

Avant que la réunion (ne) commence, le Directeur veut absolument vous parler
قبل از شروع جلسه، مدیر میخواد با شما صحبت کنه

۲. En attendant que

Jean a loué une voiture en attendant que la sienne soit réparée
ژان یک ماشین اجاره کرد تا وقتی که مال خودش تعمیر بشه

En attendant que le dentiste le reçoive, le patient feuillette des magazines
تا وقتی که دندانپزشک او را ببیند، بیمار مجله ها را ورق می زند

نکته: همراه با حروف ربط avant que ،en attebdant que ،le temps que، اگر گزاره اصلی و وابسته یک فاعل داشته باشند، از فعل خبری استفاده می شود.

Je vais passer à la poste avant que je rentre
avant de rentrer … ⇒

۳. Le temps que

Attends-moi le temps que je mette cette lettre à la poste et que je passe à la pharmacie
منتظرم بمون تا این نامه رو ارسال کنم و از داروخانه بگذرم

Le tunnel sera interdit à la circulation le temps que le camion accidenté soit dégagé
تونل به روی ترافیک بسته خواهد بود تا کامیون تصادف کرده جمع شود

۴. Jusqu’à ce que
این حرف ربط یه مرز در زمان آینده را نشان می دهد.

Ce réfugié politique a décidé de rester en exil jusqu’à ce que la liberté de la presse soit rétablie dans son pays
این پناهنده سیاسی تصمیم گرفته است تا آزادی مطبوعات در کشورش، در تبعید بماند

Caroline, reste ici jusqu’à ce que je revienne te chercher
کارولین، اینجا بمون تا برگردم دنبالت

۵. D’ici (à ce) que
این حرف ربط بر روی مدت زمانی که می آید تاکید دارد.

D’ici à ce qu’on sache la vérité sur ce scandale immoboliser, il se passera beaucoup de temps
تا وقتی که حقیقت در مورد این رسوایی بی حرکت آشکار شود، زمان زیادی خواهد گذشت

D’ici (à ce) que notre vieux pont soit reconstruit, il faudra des années
تا وقتی که پل قدیمی ما بازسازی شود، سالها زمان می برد

■ روش های دیگر بیان زمان

• حرف اضافه + نشانه یک بازه زمانی

۱. Pendant
این حرف اضافه نشان دهنده یک بازه زمانی در گذشته، حال یا آینده است.

La bibliothèque de l’école est ouvert pendant les vacances
کتابخانه مدرسه در طول تعطیلات باز است

* pendant معمولا قبل از یک عدد حذف می شود.

J’étais mort de fatigue. J’ai dormi (pendant) dix heures
داشتم از خستگی می مردم. ۱۰ ساعت خوابیدم

Ma mère restera à Paris (pendant) quelques jours
مادرم چند روز در پاریس خواهد ماند

۲. Durant + nom / au cours de + nom
این حروف اضافه که هم معنی pendant هستند، اغلب در نوشتار بکار می روند.

Ce joueurde rugby s’est blessé au cours de match France / Angleterre
این بازیکن راگبی در طول بازی فرانسه / آرژانتین مصدوم شد

Durant son exil à Jersey, Victor Hugo écrivit Les Misérables
در طول دوران تبعیدش در جرسی، ویکتور هوگو بینوایان را نوشت

۳. Pour
این حرف اضافه یک دوره پیش بینی شده را نشان می دهد.

Le château est fermé aux visiteurs pour deux ans en raison de travaux de restauration
کاخ به دلیل کارهای ترمیم برای دو سال به روی بازدیدکنندگان بسته است

Mon cousin Luc était parti pour un an à l’étranger mais il a dû rentrer parce qu’il ne supportait pas le climat
پسر عموم لوک برای یک سال به خارج رفت اما او باید برگرده زیرا نمی تونه آب و هوا رو تحمل کنه

نکته : حرف اضافه en avoir pour متداول است.

Je vais faire une course, j’en ai pour un quart d’heure
من میخوام یک مسابقه بدم، یک ربع ساعت طول میکشه

توجه : pendant و pour را با هم اشتباه نگیرید.

Elle est partie pendant trois semaines
او سه هفته است که رفته
Elle est partie pour trois semaines
او سه برای سه هفته رفته

نگویید :
J’ai habité à Paris pour trois ans
J’ai habité à Paris pendant trois ans ⇒
من به مدت سه هفته در پاریس ماندم

۴. En

این حرف اضافه نشان دهنده یک دوره لازم برای به پایان رساندن یک عمل است

Quel livre passionnant ! Je l’ai lu en deux jours
چه کتاب جذابی ! من تو دو روز خوندمش

On peut obtenir une carte d’identité en une semaine
در یک هفته میشه کارت شناسایی گرفت

۵. Dans
این حرف اضافه فقط در یک زمان آینده بکار می رود.

Dépêchez-vous de vous asseoir ! Le film va commencer dans cinq minutes
عجله کنید بشینید ! فیلم پنج دقیقه دیگه شروع میشه

Lundi, le garagiste m’a dit que ma voiture serait réparée dans trois jours
دوشنبه، تعمیرکار به من گفت که ماشینم سه روز دیگه آماده میشه

۶. Il y a
در جملات گذشته بکار می رود.

J’ai rencontré mon professeur de français dans la rue il y a trois jours
من سه سال قبل با معلم فرانسه ام در خیابان آشنا شدم

Patrick était en Espagne avec toute sa famille il y a deux mois
دو سال قبل پاتریک با خانواده اش در اسپانیا بود

۷. De… à / depuis… jusqu’à

Le bureau sera ouvert de 14 heures à ۱۸ heures
Le bureau sera ouvert depuis 14 heures jusqu’à ۱۸ heures
دفتر از ساعت ۱۴ تا ساعت ۱۸ باز خواهد بود

Le directeur sera absent du 3 mai au 15 juin
Le directeur sera absent depuis le 3 mai jusqu’au 15 juin
مدیر از ۳ مه تا ۱۵ ژوئن حضور نخواهد داشت

۸. Au bout de
نشان دهنده پایان یک بازه زمانی است.

Au bout de deux année à Madrid, Juliette parlait parfaitement espagnol
بعد از دو سال در مادرید، ژولیت کاملا اسپانیایی صحبت می کرد

Cyrille et moi, nous avions rendez-vous à ۱۷ heures. Au bout d’une demi-heure, il n’était pas là, alors je suis partie
سیری و من، ساعت ۱۷ با هم قرار داشتیم. بعد از نیم ساعت، او نیامد، پس من رفتم

۹. Depuis
این حرف اضافه نشان دهنده نقطه شروع عملی است که در گذشته یا حال ادامه دارد.

• با حال یا imparfait

Vous attendez depuis longtemps ? Non, depuis cinq minutes seulement
خیلی وقته منتظری؟ نه، فقط پنج دقیقه ست

Il neigeait depuis plus de trois jours et toutes les routes étaient bloquées
سه ساعته برف میباره و تمام خیابان ها بسته شده

• با passé composé یا plus-que-parfait، استفاده می شود :

– با یک فعل صرف شده با être

Allô ! Est-ce que je peux parler à paul ? Non, désolé, il est parti depuis une demi-heure
الو ! میتونم با پل صحبت کنم ؟ نه، متاسفم، نیم ساعت پیش رفت

Les élèves étaient arrivés depuis une semaine en classe de nature quand il a enfin cessé de pleuvoir
دانش آموزان یک هفته بود که به کلاس طبیعت رسیده بودند وقتی که بالاخره باران متوقف شد

– با برخی فعل های صرف شده با avoir وقتی که :

a. به حالت منفی هستند

Il n’a pas fait de ski depuis trois ans
او سه ساله که اسکی نکرده

Elle n’avait pas dormi depuis deux jours et elle était très fatiguée
او دو روز بود که نخوابیده بود و خیلی خسته بود

b. نشان دهنده یک پیشرفت هستند و یا یک تغییر را به دنبال دارند

Il avait beacoup vieilli depuis sa maladie
او بعد از بیماری اش خیلی پیر شد

Elle a abandonné l’étude du violon depuis deux ans
او دو ساله که آموزش ویولون رو رها کرده است

توجه : dès را با depuis اشتباه نگیرید.

À ۹ heures, dès son arrivée au bureau, il branche son ordinateur
ساعت ۹، بلافاصله پس از اینکه او به دفتر رسید، لپتاپش را به برق زد

Il est 10 heures. Depuis son arrivée au bureau, il lit et répond à son courriels
ساعت ۱۰ است. از وقتی که او به دفترش رسید، ایمیل هایش را می خواند و جواب میدهد

۱۰. Il y a… que / ça fait… que
این ها به معنای depuis هستند و همیشه در ابتدای جمله می آیند. فقط با یک بازه زمانی عددی بکار می روند و بازه زمانی را برجسته می کنند.

Il y a / ça fait un quart d’heure que nous attendons l’autobus
یک ربعه که ما منتظر اتوبوسیم

Il y avait / ça faisait trois jours qu’un épais brouillard recouvrait la vallée
سه روزه که مه غلیظی دره را پوشانده

Il y aura / ça fera bientôt quatre ans que nous n’avons pas vu nos amis Dupont
به زودی چهار سال خواهد شد که ما دوستانمان خانواده دوپون را ندیده ایم

۱۱. À partir de
این نشان دهنده شروع بازه زمانی است که دارد می آید.

La nouvelle voiture Peugeot sera mise en vente à partir du 1er septembre
خودروی جدید پژو از اول سپتامبر به بازار عرضه می شود

Un deuxième gymnase sera ouvert dans notre quartier à partir de la rentrée des classes
یک دبیرستان سال دوم از ابتدای سال تحصیلی در محله با بازخواهد شد

• حرف اضافه + اسم یا مصدر
تمام این ساختار ها معادل یک گزاره وابسته هستند.

۱. À + اسم / lors de + اسم

Je t’attendrai sur quai à l’arrivée du train
من تا رسیدن قطار روی سکو منتظرت خواهم بود

Lors de sa parution, ce livre a reçu un accueil enthousiaste
با انتشار آن، این کتاب با استقبال پرشوری روبرو شد

۲. Avant + اسم / avant de + مصدر
فاعل مصدر، همان فاعل فعل اصلی است.

J’ai acheté des cadeaux pour toute ma famille { avant mon retour dans mon pays / avant de rentrer dans mon pays }
من برای تمام خانواده ام هدیه گرفتم قبل از بازگشت به کشورم

۳. Après + اسم / après + مصدر گذشته
فاعل مصدر، همان فاعل فعل اصلی است.

}Les Espagnols aiment bien faire la sieste { après le déjeuner / après avoir déjeuné 
اسپانیایی ها دوست دارند بعد از ناهار چرت بزنند

۴. Dès + اسم

Au printemps, dès le lever du jour, les oiseaux chantent
در بهار، بلافاصله بعد از طلوع روز، پرنده ها آواز می خوانند

Dès son arrivée à Paris, Paolo s’est inscrit à un cours de lanque
بلافاصله بعد از رسیدنش از پاریس، پائولو در کلاس زبان ثبت نام کرد

۵. Au moment que + اسم / au moment de + مصدر

Au moment des départs en vacances, il y a toujours des embouteillages à la sortie des grandes villes
در زمان رفتن به تعطیلات، همیشه در خروجی شهرها ترافیک است

* فاعل مصدر و فعل اصلی یکیست.

Juste au moment de payer, elle s’est apreçue que sa carte bancaire était périmée
دقیقا در زمان پرداخت، او دریافت که تاریخ انقضای کارت بانکی اش گذشته است

۶. Au fur et à mesure de + اسم
این حرف اضافه نشان دهنده همزمانی و پیشرفت است.

Au fur et à mesure de la montée des eaux de fleuve, les riverains doivent quitter leur maison
با بالا آمدنوآب رودخانه، ساکنین مجاور باید خانه هایشان را ترک کنند

۷. Jusqu’à + اسم

Elle a travaillé comme hôtesse de l’air jusqu’à son mariage
او تا زمان ازدواجش به عنوان مهماندار پرواز کار می کرد

Jusqu’à la découverte de la pénicilline, beaucoup de maladies infectieuses étaient mortelles
تا زمان کشف پنیسیلین، بسیاری از بیماری های عفونی کشنده بودند

۸. En attendant + اسم / en attendant de + مصدر

Les hirondelles migrent vers les pays chauds en attendant le retour du printemps
پرستوها در حالی که منتظر بازگشت بهار هستند به کشورهای گرم مهاجرت می کنند

* فاعل مصدر و فعل اصلی یکیست.

Les gens bavardaient dans le hall en attendant d’entrer dans la salle de conférences
مردم در حالی که منتظر ورود به سالن کنفرانس بودند، در لابی با هم گپ می زدند

۹. Le temps de + مصدر
* فاعل مصدر و فعل اصلی یکیست.

Reste devant le cinéma. Je te retrouve, le temps de garer la voiture
جلوی سینما بمون، موقع پارک کردن ماشین، پیدات می کنم

۱۰. (D’ici (à + اسم

Le nom du Premier ministre sera connu d’ici (à) la fin de la semaine
نام نخست وزیر تا پایان هفته مشخص خواهد شد

• وجه وصفی (participe)

۱. Gérondif
این نشان دهنده همزمانی دو عمل است. و فاعلش با فاعل فعل اصلی یکیست.

– نشان دهنده یک لحظه دقیق در زمان است.

Mettez des gants en utilisant ce produit toxique
موقع استفاده از این ماده سمی دستکش بپوش

– روی یک بازه زمانی تاکید دارد. در این مورد، معمولا با tout می آید.

Les étudiants craient et agitaient des pancartes tout en descendant le boulevard Saint-Michel
دانشجویان هنگام پایین آمدن از بلوار سن میشل فریاد می زدند و اعلامیه ها را تکان می دادند

۲. Participe
اغلب در نوشتار بکار می رود و مربوط به یک اسم یا ضمیر می شود.

Étant enfant, Ariane passait des heures à dessiner
در بچگی، آرین ساعت ها به نقاشی کردن میگذراند

Arrivé à la gare d’Avignon, vous trouverez dans le hall un bureau d’informations
با ورود به ایستگاه آوینیون ، اتاق اطلاعات را در سالن اصلی خواهید یافت

Ayant vu l’autobus arriver, il a couru pour prendre
با دیدن اتوبوس، او دوید تا سوار آن شود

توجه : gérondif را با participe présent اشتباه نگیرید.

مقایسه :
J’ai rencontré Sophie en sortant de la banque
من موقع بیرون آمدن از بانک سوفی را دیدم (gérondif)
J’ai rencontré Sophie sortant de la banque
من سوفی را موقعی که داشت از بانک بیرون می آمد دیدم (participe présent)

۳. Subordonnée participale
اغلب در نوشتار بکار می رود. participe فاعل مخصوص به خودش را دارد.

La pluie ayant cessé, le match de tennis a repris
باران متوقف شود، مسابقه تنیس از سرگرفته می شود

L’installation électrique terminée, nous pourrons commencer les travaux de peinture
برق کشی که تمام شود، می توانیم رنگ زدن را شروع کنیم

بیان زمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *